تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - مطالب حضرت آقا
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ساعت 07:38 بعد از ظهر توسط حیدر

صهیونیست های خونخوار و جنایتكار بدانند كه خون مطهر شهیدانی همچون عماد مغنیه صدها عماد مغنیه می آفریند و مقاومت در برابر ظلم و فساد را دوچندان می كند. مردانی چون این شهید بزرگوار زندگی و آسایش و بهره مندی های مادی خود را در راه دفاع از مظلوم و مبارزه با ظلم و استكبار فدا كردند و این ارزش والایی است كه همه‌ی وجدان های انسانی در برابر آن سر تعظیم فرود می آورند. رضوان خدا بر او و بر همه ی مجاهدان راه حق باد.
«بخشی از پیام امام خامنه‌ای به مناسبت شهادت فرمانده جهادی ، عماد مغنیه»

پی‌نوشت:
سلام. خبر آمد خبری در راه است ... دعا کنید!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: لبنان،  ویژه،  شهداء،  حضرت آقا،  تصویر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آبان 1390 ساعت 05:25 بعد از ظهر توسط حیدر
تو خونه نشستی که احساس می‌کنی دلت گرفته. برا همین تصمیم می‌گیری بری مشهد زیارت امام رضا علیه‌السلام! بعد شروع می‌کنی به مرور خواسته‌ها و حاجت‌هات و اسامی کسایی که مشکل دارن و التماس دعا. تا خود مشهد هم مدام به همین چیزا فکر می‌کنی. اما پات که می‌رسه به حرم ، انگار دیگه حرفی برای گفتن نداری! بهو همه چیز از یادت می‌ره! یا شایدم مطمئنی حالا که تا اینجا اومدی ، بخوای نخوای حاجت روا شدی! پس دیگه گفتن لازم نیست. یه زیارت باحال می‌خونی و تو سکوت ، یکم به ضریح امام رضا علیه‌السلام نگاه می‌کنی و با دلی آرام و قلبی مطمئن از حرم می‌زنی بیرون. بعدشم فقط سکوته و آرامش ...


پی‌نوشت 1:
سلام. قسمت شد دیشب حرم امام رئوف علیه‌السلام بودم. جای همتون خالی.

پی‌نوشت 2:
امروز (20 آبان) سالروز ورود حضرت آقا (مدظله‌العالی) به شهرمونه. خیلی روزای قشنگی بود. یادش بخیر ...

پی‌نوشت 3:
تولد امام هادی علیه‌السلام رو به همه شیعیان جهان تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم من رو از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید.

پی‌نوشت 4:
گفته بودم که بیایی غم دل با تو بگویم/ چه بگویم كه غم از دل برود چون تو بیایی

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  حضرت آقا،  دل نوشته،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 ساعت 09:49 قبل از ظهر توسط حیدر
چند صباحی از اون روز که یهو قرار شد بریم و با شور و شوق تو نصف روز وسایلمو جمع کردم می‌گذره. اونجا کار زیاد بود و اکثرآ هم روی ارتفاعات. از روستای قراویز و گیلانغرب گرفته تا سومار و میمک (تپه شهداء) و منطقه بکر و دست‌نخورده سارات. بچه‌ها هم به عشق شهدا و ملاقات با حضرت آقا ، انصافآ مردونه کار می‌کردن. چه روزها و شب‌هایی که عقب نیسان گذروندیم و خاطره شد ...

 
اینجا «سارات» هست. منطقه‌ای بکر و دست‌نخورده توی سومار (صفر مرزی) و نه کاروان‌های راهیان نور و نه هیچ‌کس دیگه بدون حکم تردد ، نمی‌تونه واردش بشه. اینجایی که دوستم نشسته ، تقریبآ آخرین نقطه این منطقه هست. اون سیاهی‌هایی هم که بعد از کوه‌ها می‌بینید ، منطقه مندلی عراقه که پیکر 96 نفر از شهدای عزیزمون اونجا جا مونده و عراق اجازه تفحص رو به ایران نمی‌ده ...

اما آدم که لیاقت نداشته باشه ، یک روز قبل اینکه بتونه مولاش رو ببینه ، بهش می‌گن باید وسایلتو جمع کنی و برگردی! به همین راحتی! حتی اگه قرار بوده باشه تا آخر ماجرا بمونی ... اینطوری میشه که به خودت ، ایمانت ، تقوات و خیلی چیزای دیگه شک می‌کنی و وقتی این اتفاق رو می‌گذاری کنار مسائل دیگه‌ای که توی زندگیت پیش اومده ، به این نتیجه می‌رسی که یک جای کارت اساسی می‌لنگه ...

پی‌نوشت 1:
سلام. بالاخره برگشتم. با اینکه یکسری چیزا رو اونجا از دست دادم و از همه مهمتر دلم رو جا گذاشتم ، اما افتخار می‌کنم چند وقت بین آدمایی زندگی کردم که توی ساده‌دلی و مرام و قناعت ، مثال زدنی هستن. افتخار می‌کنم تو هوایی نفس کشیدم که رهبرم ، ولی‌امرم ، عشقم هم نفس می‌کشید ...

پی‌نوشت 2:
واقعآ راست می‌گن که آدم‌ها تو سفر همدیگه رو بهتر می‌شناسن! من توی این سفر ، نظرم راجع به دوتا از دوستام ، 180 درجه تغییر کردم. انگار تازه شناختمشون!

بعدالتحریر:
از طرف می‌پرسم: «الان این کاری که می‌خوای انجام بدی ، غیرقانونیه دیگه؟» بهم جواب می‌ده: «نه بابا! غیرقانونی نیست. فقط خلاف بخش‌نامه است!!!»

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  دفاع مقدس،  حضرت آقا،  شهداء،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 مرداد 1390 ساعت 07:53 قبل از ظهر توسط حیدر

جـاده ماندسـت و مـن و ایـن سـر باقی مانده/ رمـقی نیست در ایـن پیکر باقی‌مانده
نخل‌ها بی‌سر و شط از گل و باران خالیست/ هیچکس نیست در این سنگر باقی‌مانده
گـرچه دست و دل و چشمـم هـمه آوار شده/ باز شرمـنده ام از این سر باقی‌مانده
پیـشكش بـاد به یـكـرنگی‌ات ای مـردترین/ آخـرین بـیـت در ایـن دفتـر بـاقی‌مانده
«تا ابـد مـردترین بـاش و علمـدار بمان/ با توام ای یل نام‌آور باقی‌مانده»

پی‌نوشت:
مبلغ بود در یکی از مراکز اسلامی لندن. عمرش را گذاشته بود روی این کار. تعریف می‌کرد که یک روز سوار تاکسی می‌شود و کرایه را می‌پردازد. راننده بقیه پول را که برمی‌گرداند ، 20 سنت اضافه‌تر می‌دهد. می‌گفت: چند دقیقه‌ای با خودم کلنجار رفتم که 20 سنت اضافه را برگردانم یا نه! آخر سر بر خودم پیروز شدم و 20 سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی!
گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیاده شدن ، راننده سرش را بیرون آورد و گفت: آقا از شما ممنونم. پرسیدم بابت چی؟ گفت: می‌خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم. اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید ، خواستم شما را امتحان کنم. با خودم شرط کردم اگر 20 سنت را پس دادید ، بیایم! فردا خدمت می‌رسم!
تعریف می‌کرد: تمام وجودم دگرگون شد و حالتی شبیه غش به من دست داد! من مشغول خودم بودم ، در حالی که داشتم تمام اسلام را به 20 سنت می‌فروختم ...
- سلام. متن تکان‌دهنده‌ای بود. خدا می‌دونه خود ما تاحالا چند بار و به چه قیمتی اسلام رو فروختیم!

پی‌نوشت بی‌ربط:
عاشق فیلم «مسافت سبز» هستم. n بار دیگه هم که تلوزیون پخش کنه ، بازم همون احساسی رو که اولین بار بعد از دیدنش بهم دست ، بهم دست می‌ده!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  حضرت آقا،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 خرداد 1390 ساعت 04:49 بعد از ظهر توسط حیدر

آقاى خامنه‌اى، نعمتى است كه خدا به ما داده و در بین متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، چون خورشید روشنى مىدهند. «حضرت امام روح‌الله الموسوی الخمینی (ره)»

سلام. به بهانه آغاز بیست و سومین سالروز آغاز رهبری و زعامت ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (حفظه‌الله) ، برخی جملات و تعابیر بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) نسبت به ایشون رو براتون آماده كردم:
«من آقاى خامنه‌اى را بزرگ كردم (صحیفه نور، ج 15، ص 139). (او كسى است) كه آواى دعوتش به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین‌انداز است (صحیفه نور، ج 15، ص 41)؛ متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام و عالم به دین سیاست. (صحیفه نور، ج 15، ص 179)»
«اینجانب كه از سال‌هاى قبل از انقلاب با (ایشان) ارتباط نزدیك داشته‌ام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاكنون باقى است ، (ایشان) را یكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‌دانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستید و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدآ جانب‌دارى مى‌كنید، مى‌دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى (هستند) كه چون خورشید، روشنى (مى‌دهند). (صحیفه نور، ج 15، ص 173)
«شما اگر گمان كنید كه در تمام دنیا ، (در بین) رئیس‌جمهورها و سلاطین و امثال اینها ، (مى‌توانید) یك نفر را مثل آقاى خامنه‌اى پیدا كنید كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى‌اش بر این باشد كه به این ملت خدمت كند ، پیدا نمى‌كنید. من ایشان را سال‌هاى طولانى مى‌شناسم و در آن زمانى كه اول نهضت بود ، ایشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پیام‌ها تشریف مى‌بردند و بعد از این هم كه این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان همه‌جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست. (ایشان) یك نعمتى (است كه) خدا به ما داده. (صحیفه نور، ج 17، ص 170)
«ما در پیشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقیةالله ارواحنا فداه افتخار مى‌كنیم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شب‌ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‌برند. من به شما خامنه‌اى عزیز تبریك مىگویم كه در جبهه‌هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم (صحیفه نور، ج 15، ص 41) (و) ان‌شاءالله تعالى خداوند امثال جناب عالى را كه جز خدمت به اسلام نظرى ندارید ، در پناه خود حفظ فرماید. (صحیفه نور، ج 20، ص 171)


چشم من و امر ولی ، جان من و سیدعلی...

بعدالتحریر 1:
سلام بر رجب ، سلام بر روزها و روزه هایش! سلام بر ترنم «یا من ارجوه»اش! سلام بر مولودش ، سلام بر برگزیده شده در این ماه! «أین الرجبیون»؟ کجایند عارفان به عظمت آن؟! کجایند «مستغفرین بالاسحار»؟ امید که صدای «إغفرلنا و إرحمنا»ی تو را فرشتگان به آسمان ببرند! اگر باران چشمانت فرو ریخت ، کویر قلب ما را هم دعا کن ...!

بعدالتحریر 2:
توی خیابون ایستاده بودم کنار آبسردکن منتظر یکی از رفقا. یه راننده تاکسی با ریش پروفسوری و تیپ اسپرت اومد تا دستمال ماشونشو خیس کنه ، ازش پرسیدم: لیوانی ، چیزی داری؟ گفت: نه و رفت. چند دقیقه بعد برگشت و شروع کرد به وضو گرفتن و بی مقدمه گفت: «بگذار یه خاطره برات تعریف کنم! توی شلمچه محاصره شده بودیم. منم زخمی شده بوده (و به جای گلوله پشت گردنش اشاره کرد) و خیلی هم تشنه ام بود. گشتم چندتا کشمش از توی جیبم پیدا کردم و انداختم توی قمقمه و مقداری از ادرارم (!) رو هم بهش اضافه کردم و یکم خوردم. وقتی رسیدم به بیمارستان و ماوقع رو برای دکتر شرح دادم ، بهم گفت اگه این کارو نمی کردی ، حتمآ  تا حالا مرده بودی! چون توی ادرار ، مواد بدرد بخور زیادی برای بدن وجود داره! روز خوبی داشته باشی» و رفت ...!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  حضرت آقا،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 اسفند 1389 ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط حیدر
من اصرار دارم كه از لفظ السید القائد ، الامام الخامنه‌ای استفاده كنم. زیرا بعد از امام خمینی ایشان امامت و رهبری امت اسلامی را بر عهده دارند. زمانی كه ما به پیشنماز یك مسجد می‌گوییم امام جماعت به خاطر این است كه یك عده‌ای از نمازگزاران را امامت می‌كند. زمانی كه من می‌گویم امام خامنه‌ای ، به این خاطر است كه ایشان یك امت اسلامی را رهبری و هدایت می‌كنند. ایشان بعد از امام خمینی آمده‌اند و حامل همان پیام‌ها و رهنمودها هستند.
«دکتر کمال الهلباوی ، عضو ارشد اخوان المسلمین مصر»

پی‌نوشت:
سلام. من هم اصرار دارم كه از لفظ «امام الخامنه‌ای» استفاده كنم. راستی شرمنده اگه یه مدت نبودم. یكمقدار دل‌مشغولیاتم زیاد شده. ان‌شاءالله سعی می‌كنم از این به بعد بیشتر بروز كنم. التماس دعا ، یا علی!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: حضرت آقا،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 08:50 بعد از ظهر توسط حیدر
«شكى نیست كه بر اساس حقایقى كه خداى متعال تقدیر كرده است، خاورمیانه‌ى جدید شكل خواهد گرفت. این خاورمیانه، خاورمیانه‌ى اسلام خواهد بود»
"مقام معظم رهبری در دیدار با رهبران گروه‌های جهادی و مبارز فلسطینی ، 8/اسفند/1388"

پی‌نوشت:
سلام. به تاریخ این سخنرانی توجه كنید ، درست زمانیه كه همه شدیدآ درگیر مسائل داخلی ایران بودن و كسی فكرش رو هم نمی‌كرد بخواد این اتفاقات توی جهان عرب (اونم مهمترین و استراتژیك‌ترین كشورها) بی‌افته. این مرد بزرگ رو به این راحتی نمیشه شناخت. فقط گذر زمان می‌تونه بعضی از ابعاد ایشون رو آشكار كنه ...
رحلت پیامبر رحمت (ص) ، شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) رو به عموم مسلمین خصوصآ شیعیان جهان تسلیت عرض می‌كنم. التماس دعا.

لینك مرتبط:
مشاهده متن كامل سخنان معظم‌له در دیدار با رهبران گروه‌های جهادی و مبارز فلسطینی

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  حضرت آقا،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 دی 1389 ساعت 04:08 بعد از ظهر توسط حیدر

پیرمردی می‌گوید: خدا از عمر ما بگیرد و بر عمر شما بی‌افزاید.
ره‌بر لبخند می‌زند و می‌گوید: نه! چرا خدا از عمر شما كم كند و مرا عمر بدهد؟ از خزانه خدا كه كم نمی‌شود. هم به شما عمر بدهد ، هم اگر صلاح دانست به بنده ...
پیرمرد جواب می‌دهد: واجب‌تر عمر شماست. شما حافظ اسلامید!
ره‌بر درنگ می‌كند ، بعد ابرو بالا می‌اندازد و می‌گوید:
حافظ اسلام ، خودِ خداست. انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون. ما را هم خدا به بركت اسلام حفظ می‌كند ... ما خودمان را وصل می‌كنیم به قرآن و اسلام تا خدا ما را هم به بركتِ آنها حفظ كند ...
دیگر چیزی نمی‌شنوم! این بالاترین مقام یك مملكت است كه در میان هم‌سایه‌گانِ زمانِ تبعیدش نشسته و گپ می‌زند. وای خدای بزرگ! مؤمن در هیچ چارچوبی نمی‌گنجد!

قسمتی از متن كتاب «داستان سیستان» ، اثر ماندگار رضا امیرخانی

پی‌نوشت:
سلام. توصیه می‌كنم حتمآ كتاب داستان سیستان رضا امیرخانی رو بخونید. حاشیه‌نگاری آقای امیرخانیه از سفر 10 روزه آقا به استان سیستان و بلوچستان. خیلی تأثیرگذاره. دید من نسبت به مقام معظم رهبری و همچنین اطرافیان ایشون عوض شد.

بعدالتحریر:
هر مسئولی را حتی اگر شده به قهر ، بایستی دستِ‌كم یك‌بار برد كنار خانه پیش از انقلابش تا بداند از كجا برخاسته

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]



طبقه بندی: حضرت آقا،  ویژه، 
درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: