تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - مطالب كلام خدا
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 آبان 1390 ساعت 03:11 بعد از ظهر توسط حیدر
راننده خط بی‌توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند ، کنار خیابون داد میزد "دربست". نگاه‌های معنی‌دار و اعتراض‌های گاه و بی‌گاه مسافران ، هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو. به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن می‌افتاد. درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد و ... صحبت کردن.
کنار راننده ، مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون اصلآ دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد ، خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم:
راننده: برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره ، مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل و دارند ماشینش رو مصادره می‌کنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس می‌کنند و کسی هم خبردار نمی‌شه ، اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر می‌دوونند!
مسافر: نوش جونش!
راننده (با نگاه متعجب): نوش جون کی؟
مسافر: نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن رو خورده!
راننده (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر): نکنه اون بابا فامیل شما بوده؟!
مسافر: نه! فامیل من نبوده ، اما یکی بوده مثل همین مردم. مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده؟
راننده: نه آقا جان! اونا از ما بهترون‌اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی ، اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش!
مسافر: خب آقا جان ، راضی نیستی نخر! لاستیک نخر ...
راننده (با صدای بلند): چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم؟
مسافر: وقتی شما که دستت به هیچ‌جا بند نیست و یه راننده عادی هستی ، وقتی می‌بینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد ، میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست می‌کنی ...
راننده پرید وسط حرف طرف که: آقا راضی نبودی سوار نمیشدی!
مسافر (با خونسردی): می‌بینی؟ من الان دقیقآ حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی! مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم می‌دیم ، راضی هستیم؟ ما هم مجبوریم سوار شیم! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی ، اینجوری سوءاستفاده می‌کنی ، از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر!
راننده حرفی نمی‌زد و سرش تو فرمون بود ...
مسافر که حالا کاملآ دست بالا رو داشت ، با خونسردی ادامه داد: دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ، ولی خداوکیلی چند درصد از مردم ما ، اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند ، کسی بویی نمی‌بره. اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه می‌فهمند. برادر من! تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه ...
راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت: چی بگم والا!
من اولین نفری بودم که توی مسیر باید پیاده می‌شدم و طبیعتآ طبق قرار اجباری با راننده ، باید 1500 تومن کرایه می‌دادم. وقتی خواستم پیاده شم ، یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید؟ با تعجب گفتم بله و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم. راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت: به سلامت!
همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی و مه‌آلود حرکت می‌کرد رو دنبال می‌کردم ، چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر می‌کردم: یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...

پی‌نوشت:
سلام. این مطلب رو توی فیس‌بوک خوندم و از دو جهت اینجا نوشتم. اول اینکه متوجه بشیم این آدم‌هایی که خلاف‌های بزرگ رو توی مملکتمون انجام می‌دن ، یکی مثل خود ماها هستن. اگه به جای اینکه مدام به فکر اصلاح دیگران و اطرافیانمون باشیم ، اول خودمون رو درست کنیم ، لاجرم جامعه‌مون هم درست می‌شه. به عبارت دیگه ، برای اصلاح جامعه باید اول از خودمون شروع کنیم. دوم اینکه اینم یه شیوه امر به معروف و نهی از منکره! چرا ما همیشه به این کار بزرگ و واجب الهی ، اینقدر کانالیزه و محدود نگاه می‌کنیم؟ خیلی وقتا بدون برخورد فیزیکی و یا حتی صحبت و تذکر به کسی ، میشه امر به معروفش کرد. هیچ‌وقت نباید فراموش کنیم که برای حل هر مسئله‌ای ، باید از راهش وارد شد.

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: كلام خدا،  دل نوشته،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 آبان 1390 ساعت 09:10 بعد از ظهر توسط حیدر
یا ایها الذین آمنو ؛ آمنو ...
ای کسانی که ایمان آورده‌اید ؛ ایمان آورید ...



اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: ویژه،  كلام خدا،  تصویر، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 ساعت 04:17 بعد از ظهر توسط حیدر

این كوچـه‌هـا مهتاب بـارانند ، با تو/ آرامـش مـاقبل طـوفـانند ، با تو
از "حمد" تا "والناس" را مرغان شبخوان/ در چارده تحریر می‌خوانند ، با تو
"انا الیه راجعون" مـی‌ریـزد از شـب/ آیـات رحـمان رو بـه پایانند ، با تو
ایـن قـوم خـواب‌آلود ، غیر از نـارفیقی/ رفـتار و كـرداری نمی‌دانند ، با تو
شرح غدیر و شام هجرت یادشان رفت/ هرچه محمد (ص) نهی كرد ، آنند با تو
در چـلچـراغ شـام نه ، در شمـع كـوفه/ عـدل و مـروت با تو تابانند ، با تو
حالا كه داری می‌روی مسجد ، ملائك/ "فزت برب‌الكعبه" می‌خوانند ، با تو

سلام. شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین علی (ع) رو به همه شیعیان جهان تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم همه بتونیم استفاده کاملی از این شب‌های عزیز و نورانی ببریم. من رو هم از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید ...

پی‌نوشت 1:
چشم به هم زدیم ، تموم شد! سفره ماه رمضون رو هم دارن جمع می‌کنن. به نظر شما ، چقدر تونستیم از این ماه پربرکت استفاده کنیم؟ چند نفر از ماها بعد از ماه مبارک ، یه آدم دیگه می‌شیم و این ماه رومون تأثیر بلندمدت خودشو می‌گذاره و این اثر تا چند وقت باهامونه؟ اصلآ اثری داشته یا فقط یک ماه به خودمون گرسنگی دادیم؟!

پی‌نوشت 2:
یا من یسمع انین الواهنین ، سبحانک انی کنت من الظالمین ...

پی‌نوشت 3:
بیماری همیشه بلا نیست؛ گاهی باید بیاد تا دل‌هایی رو كه فرسنگ‌ها از هم دور شدن ، به هم نزدیك كنه ...

بعدالتحریر:
گاهی پرستیدن عبادت نیست ، با اینکه سر رو مهر میزاری/ گاهی برای دیدن عشقت ، باید سر از رو مهر برداری ...

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  كلام خدا،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 01:42 بعد از ظهر توسط حیدر
میگه: "امید" رو می‌شناسی؟!
می‌گم: همون خواننده‌ه "ایرانی" که چند وقت توی "ا س ر ا ئ ی ل" ساکن بوده و حتی اونجا کنسرت هم اجرا کرده؟
میگه: آره. جدیدآ برای ماه رمضون ، یه "ربنا" خونده به چه قشنگی! یه آهنگ سنتی هم با موضوع "عشق به امام علی (ع)" خونده که واقعآ محشره!
می‌گم: خنده‌داره! طرف که وضعیت اخلاقیش با آهنگ‌هایی که خونده و کلیپ‌هایی که منتشر کرده مشخصه ، با سکونت توی "ا س ر ا ئ ی ل" و اجرای کنسرت اونجا هم که بحث برائت از کفار و مشرکینش معلوم شد ، دیگه شعر خوندنش درباره امام علی (ع) که نماد عملی "أشدّاء على الكفار ، رحماء بینهم" هست و ماه رمضون چیه؟ داره سر کی رو گول می‌ماله؟!

پی‌نوشت 1:
سلام. یکم دیره ، ولی حلول ماه رمضون رو به همه تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم بهره کافی از این ماه رو ببرید. درضمن من رو هم از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید.

پی‌نوشت 2:

و ما به بنی‌اسرائیل در کتاب آسمانی اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد و برتری‌جویی بزرگی خواهید نمود. هنگانی که نخستین وعده فرا رسد ، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضد شما برمی‌انگیزیم تا شما را سخت درهم کوبند؛ حتی برای بدست آوردن مجرمان ، درون خانه‌ها را جستجو کنند؛ و این وعده‌ایست قطعی. سپس شما را بار دیگر بر آنها چیره می‌کنیم و شما را بوسیله اموال و فرزندان ، کمک خواهیم کرد و نفرات شما را بیشتر از دشمنتان قرار می‌دهیم. و به آنها گفتیم اگر نیکی کنید ، به خودتان نیکی می‌کنید و اگر بدی کنید ، باز هم به خود می‌کنید. و هنگامی که وعده آخر فرا رسد ، آنچنان دشمنتان بر شما سخت خواهد گرفت که آثار غم و اندوه در چهره شما ظاهر می‌شود و آنها داخل مسجدالاقصی می‌شوند؛ همانگونه که بار اول وارد شدند و آنچه را زیر سلطه خود می‌گیرند ، درهم کوبیده و نابود می‌کنند ...
*قرآن کریم ، سوره مبارکه اسراء ، آیات 4 الی 7

بعدالتحریر:
خدایا! کمک کن وعده آخرت رو با چشمان خودم ببینم ...

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: كلام خدا،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 خرداد 1390 ساعت 05:12 بعد از ظهر توسط حیدر

شیخ طبرسی در كتاب الاحتجاج خود از امام جواد (ع) مناظرات متعددی نقل كرده كه به عنوان نمونه به یكی از آن‏ها كه مختصر و مربوط به مسائل اعتقادی است ، اشاره می‏‌شود. با تذكر این نكته كه امام (ع) با حفظ تقیه، این مناظره را انجام داده است. این مناظره میان امام جواد‌ (ع) و «یحی‌بن اكثم» از علمای درباری بنی‌عباس صورت گرفته است. از همین رو شایسته است پیش از نقل این مناظره، نگاهی گذرا به زندگی این عالم درباری داشته باشیم.

یحیی‌بن اكثم كیست؟
یحیی یكی از دانشمندان نامی زمان مأمون خلیفه عباسی بود كه شهرت علمی او در رشته‏‌های گوناگون علوم آن زمان زبانزد خاص و عام بود. او در علم فقه تبحر فوق‌العاده‏‌ای داشت و با آنكه مأمون خود از نظر علمی وزنه بزرگی بود ، ولی چنان شیفته‏ مقام علمی یحیی بود كه اداره امور مملكت را به عهده او گذاشت و با حفظ سمت، مقام‏ قضاء را نیز به وی واگذار نمود. یحیی علاوه بر اینها ، دیوان محاسبات و رسیدگی به فقراء را نیز عهده‏‌دار بود.
خلاصه آنكه تمام كارهای كشور زیر نظر او بود و چنان در دربار مأمون تقرب‏ یافته بود كه گویی نزدیك‌تر از او به مأمون كسی نبود. اما متأسفانه با آن مقام بزرگ علمی، از شخصیت معنوی برخوردار نبود. او علم را برای رسیدن به مقام و شهرت و به منظور فخرفروشی و برتری‏‌جویی فراگرفته‏ بود. هر دانشمندی به دیدار او می‏‌رفت ، از علوم گوناگون از وی سؤال می‏‌كرد تا طرف‏ به عجز خود در مقابل وی اقرار كند.
یحیی 21 ساله بود كه به مقام قضاوت رسید. بزرگان‏ «بصره‏» او را مورد استهزاء قرار دادند و خواستند او را آزمایش كنند. به این منظور از وی پرسیدند: سن‏ قاضی چقدر باید باشد؟ گفت به اندازه سن ‏«عتاب‌بن اسید» كه پیغمبر (ص) بعد از فتح مكه ، او را به‏ اداره امور مكه منصوب كرد. یحیی در روزهای اول قضاوت ، شاهد نمی‏‌پذیرفت تا اینكه قضاوت مختل شد. وی حق فقرا را پایمال می‏‌كرد تا اینكه فقرا جمع شدند و حق خودشان را مطالبه‏ كردند. در جواب گفت: آیا مأمون چیزی پیش من گذاشته كه شما مطالبه می‏‌كنید؟ او به حرف‏ آنها گوش نداد و دستور بازداشت آنان را صادر كرد.

دلایل طراحی چنین مناظره‌ای از سوی عباسیان
بعد از آن كه مأمون ، دخترش ام‌الفضل را به تزویج حضرت جواد‌ (ع) در آورد، در نظر داشت مجلس جشنی تشكیل دهد. ولی انتشار این خبر میان بنی‌عباس انفجاری به وجود آورد. بنی‌عباس اجتماع كردند و با لحن اعتراض‏‌آمیزی به‏ مأمون گفتند: این چه برنامه‏‌ایست؟! اكنون كه علی‌بن‌موسی از دنیا رفته و خلافت به عباسیان رسیده ، باز می‏خواهی‏ خلافت را به آل علی برگردانی؟! بدان كه ما نخواهیم گذاشت! آیا عداوت‌های چند ساله بین ما را فراموش كرده‏‌ای؟! به همین دلیل بنی‌عباس برای تحقیر شیعیان ، مناظره‌ای را میان امام جواد‌ (ع) و یحیی‌بن اكثم ترتیب دادند تا به قول خودشان برتری علمی خود را بر شیعیان اثبات كنند. ولی زهی خیال باطل! چرا كه «وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاكِرِینَ».

گزارشی از مناظره امام جواد (ع) با یحیی‌ین اكثم
یحیی‌بن اكثم با جماعت بسیاری نزد آن حضرت و مأمون آمد و گفت: ای پسر رسول خدا! نظر شما درباره روایتی كه [در مدارك اهل سنت] نقل شده است كه «خداوند جبرئیل را فرستاد تا از پیامبر (ص) بخواهد كه از ابابكر سؤال كند: آیا او از خداوند راضی هست یا نه؟ با این كه خداوند از او راضی می‏باشد» چیست؟ امام جواد (ع) فرمود: من منكر فضیلت ابابكر نیستم. ولی بر ناقل این سطور لازم است كه طبق دستور پیامبر (ص) عمل كند. پیامبر اكرم (ص) در حجة‌الوداع فرمود: «بعد از من جاعلان حدیث فراوان می‏‌شوند. لذا باید احادیث را بر قرآن و احادیث عرضه كنید؛ هر حدیثی كه موافق قرآن و سنت من باشد به آن عمل كنید و اگر مخالف آن دو بود، بدان عمل نشود.» این خبر موافق با قرآن نیست. زیرا خداوند می‏‌فرماید: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ وَنَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسَهُ وَنَحْنُ اَقْرَبُ اِلَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ؛ ما انسان را آفریدیم و وسوسه‌‏های نفس او را می‏دانیم و ما از رگ قلبش به او نزدیك تریم» آنگاه چگونه می‏شود خداوند از رضایت و غضب ابابكر نسبت به خود بی‌خبر باشد تا نیاز به سؤال داشته باشد؟ این عقلاً محال است.
یحیی گفت: روایت شده كه ابابكر و عمر در زمین مانند جبرئیل و میكائیل در آسمان هستند؟ امام (ع) فرمود: در این حدیث هم باید دقت كرد. چرا كه آن دو فرشته از فرشتگان مقرب بوده و لحظه‏‌ای از طاعت خدا جدا نشدند و هرگز خدا را معصیت نكردند. حال آنكه آن دو مشرك بودند ، بعد مسلمان شدند و اكثر عمر خود را در شرك به سر بردند. پس چگونه می‏‌توانند همسان جبرئیل و میكائیل باشند؟
یحیی گفت: در روایات آمده كه آن دو (ابابكر و عمر) ، پیرمردان اهل بهشتند. در این زمینه چه می‏‌گویی؟ امام (ع) فرمود: این نیز محال است! چون بهشتی‏ان همه جوانند و در آن جا پیرمردی وجود ندارد. این روایت را بنی‌امیه در مقابله با آن روایتی كه می‏گوید: «حسن و حسین آقای جوانان بهشتی‌اند» ساختند.
یحیی گفت: نقل شده كه عمربن خطاب چراغ اهل بهشت است. امام فرمود: این هم محال است. چرا كه در بهشت فرشتگان مقرّب ، پیامبران ، آدم و محمد (ص) حضور دارند. چگونه بهشت با نور آن‏ها روشن نشده كه نیاز به نور عمر باشد؟
یحیی گفت: نقل شده كه پیامبر (ص) فرمود: اگر من مبعوث نمی‏‌شدم ، «عمربن خطاب» به جای من مبعوث می‏‌شد! حضرت فرمود: قرآن راست‌گوتر از این حدیث است. آنجا كه می‏‌فرماید: «وَاِذْ اَخَذْنا مِنَ النَّبیینَ میثاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ وَاِبْراهیمَ وَمُوسی وَعیسی ابْنِ مَرْیمَ وَاَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقا غَلیظا؛ و هنگامی كه از پیامبران پیمان گرفتیم ، و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی‌بن مریم، و ما از همه آنان پیمان محكمی گرفتیم.» آن گاه چگونه پیمان خداوند عوض می‏‌شود؟ از این گذشته ، پیامبران به اندازه پلك‌زدنی مشرك نشدند. چگونه كسی به رسالت مبعوث می‏‌شود در حالی كه اكثر عمر خود را در شرك به سر برده است؟
یحیی گفت: در روایت آمده كه پیغمبر (ص) فرمود: اگر عذاب نازل شود ، جز عمَر كسی از آن رهایی نمی‏‌یابد. حضرت فرمود: این هم محال است. چرا كه خداوند می‏فرماید: «وَمَا كَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ؛ خداوند تا تو (پیامبر) در میان آن‏ها باشی ، آن‏ها را عذاب نخواهد كرد و مادامی كه به درگاه خدا توبه و استغفار كنند ، [باز هم] آن‏ها را عذاب نخواهد كرد.» می‏‌بینید كه برای نزول عذاب دو مانع ذكر شده است و لا غیر: وجود مبارك پیامبر (ص) بین مردم و توبه و استغفار مردم.

پیامدهای پیروزی امام جواد (ع) بر یحیی‌بن اكثم در مناظره
انجام این مناظره‏‌ و پیروزی امام جواد علیه‏‌السلام چند پیامد مثبت داشت.
نخست این كه با توجه به اینكه امام جواد (ع) در خردسالی به امامت رسید ، عباسیان فكر می‏كردند ایشان از نظر علمی ناتوان است و از این رو با ترتیب چنین مناظراتی سعی می‏‌كردند شخصیت حضرت را تحقیر كنند. پیروزی امام (ع) در مناظره با پاسخ‏‌های قاطع و روشنگر ، هرگونه شك و تردید را درباره پیشوایی او و نیز اصل امامت از بین برد.
دوم این كه این مناظره ، خط بطلانی بر بسیاری از احادیث جعلی كشید. احادیثی كه به دستور حاكمان غاصب و برای تثبیت حكومت غصبی آنان توسط عده‏‌ای انسان خودفروخته جعل شده و موجب انحراف در امت اسلامی بود.

پی‌نوشت:
سلام. تولد حضرت امام جواد (ع) رو به همه شیعیان جهان تبریك می‌گم و امیدوارم همه ما ، مورد شفاعت حضرت قرار بگیریم. راستی من كه امسالم از اعتكاف جا موندم! امیدوارم شما این فیض بزرگ رو از دست ندین و منم از دعای خیر بی‌نصیب نگذارید. یا علی!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: كلام خدا،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 مرداد 1389 ساعت 11:47 بعد از ظهر توسط حیدر

 

روزه گرفتن در گرما، جهاد است. «رسول خدا (ص)»

سلام. فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه میهمانی خدا رو به همه تبریك عرض می‌كنم و امیدوارم همه بتونیم از این سفره الهی ، حداكثر استفاده رو ببریم. من رو هم از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید. التماس دعا ، یا علی!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[فقط همین]



طبقه بندی: دل نوشته،  ویژه،  كلام خدا، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 ساعت 02:29 بعد از ظهر توسط حیدر

گروهی از مردم كسانی هستند كه می‌گویند: «به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‌ایم» درحالی كه ایمان نیاورده‌اند. (به گمان خود) خدا و مؤمنین را فریب می‌دهند؛ درحالی كه جز خودشان را فریب نمی‌دهند؛ ولی نمی‌فهمند. در دل‌های آنها یك نوع بیماری است. خداوند بر بیماری آنها افزوده و به خاطر دورغ‌هایی كه می‌گفتند ، عذاب دردناكی در انتظار آنهاست. هنگامی كه به آنها [منافقین] گفته می‌شود: «در زمین فساد نكنید» می‌گویند: «ما فقط اصلاح‌كننده‌ایم!» آگاه باشید! اینها همان مفسدانند ؛ ولی نمی‌فهمند. و هنگامیكه به آنان [منافقین] گفته می‌شود «ایمان آورید ، همانگونه كه (سایر) مردم ایمان آورده‌اند!» می‌گویند: «آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟!» آگاه باشید اینها همان ابلهانند. ولی نمی‌دانند. و هنگامی كه افراد با ایمان را ملاقات می‌كنند ، می‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!» ولی هنگامی كه با شیاطین (و هم‌كیشان خود) خلوت می‌كنند ، می‌گویند: «ما با شماییم. ما فقط (آنها را) استهزاء می‌كنیم!». خداوند آنها را استهزاء می‌كند و آنها را در طغیانشان نگه می‌داردتا سرگردان شوند. آنها كسانی هستند كه گمراهی را با (از دست دادن) هدایت خریده‌اند و این تجارت آنها ، سودی نداده و هدایت نیافته‌اند. آنها [منافقین] كسانی هستند كه آتشی افروخته‌اند (تا از تاریكی وحشتناك رهایی یابند) ، ولی همین كه آتش اطرافشان را روشن ساخت ، خداوند روشنایی را از آنها گرفته و در تاریكی رهایشان می‌سازد ، در حالی كه (چیزی را) نمی‌بینند. آنها كر و لال و كورند ؛ لذا (از راه خطا) بازنمی‌گردند! *

* قرآن مجید ، سوره بقره ، آیات 8 الی 18

پی‌نوشت:
1- سلام. با خودم گفتم بهتره یكم از قرآن بنویسم تا هم وبلاگم رنگ و بوی خدایی بگیره و هم خودم!
2- آیات عجیبیه كه با حال و روز الان ما هم خیلی هم‌خونی داره. «می‌گویند ما فقط اصلاح‌كننده‌ایم!» حرفی كه فقط یك گروه خاص توی مملكت دارند می‌گن. اصلآ این آیه رو انگار خدا فقط برای همین گروه نازل كرده!
3- دعا كنید ، حاجت بزرگی دارم ...

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[فقط همین]



طبقه بندی: تحلیل،  كلام خدا،  انقلاب اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 دی 1388 ساعت 02:45 بعد از ظهر توسط حیدر

السلام علی الحسین (ع)
و علی علی بن الحسین (ع)
و علی اولاد الحسین (ع)
و علی اصحاب الحسین (ع)

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلک ...
[همین]



طبقه بندی: شهداء،  كلام خدا،  امام زمان (عج)، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 08:08 بعد از ظهر توسط حیدر

 

ما به بنی اسرائیل در كتاب آسمانی اعلام كردیم كه دوبار در زمین فساد خواهید كرد و برتری جویی بزرگی خواهید نمود. هنگامی كه نخستین وعده فرا رسد ، گروهی از بندگان پیكارجوی خود را بر ضد شما برمی انگیزیم تا (شما را سخت درهم كوبند ؛ حتی برای بدست آوردن مجروحان) درون خانه ها را جستجو كنند و این وعده ایست قطعی. سپس شما را بار دیگر بر آنها چیره می كنیم و شما را بوسیله اموال و فرزندان كمك خواهیم كرد و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرار می دهیم. (و به آنها گفتیم:) اگر نیكی كنید ، به خودتان نیكی می كنید و اگر بدی كنید ، باز هم به خود می كنید و هنگامی كه وعده آخر فرا رسد ، (آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه) آثار غم و اندوه در چهره شما ظاهر می‌شود و آنها داخل مسجد (الاقصی) می‌شوند ، همانگونه كه بار اول وارد شدند و آنچه را زیر سلطه (خود) می‌گیرند ، درهم كوبیده و نابود می‌كنند.

منبع: قرآن كریم ، سوره اسراء ، آیات 4 تا 7

این كلام خداوند متعال است. صهیونیست های غاصب زورگو ، آماده باشید! ما در راهیم ...

لینك های مرتبط:
جنبش وبلاگی یمانی - حمایت از شیعیان یمن
دانلود ویژه نامه کشتار شیعیان یمن جهت انتشار در دانشگاه‌ها و مجامع عمومی

اللهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  كلام خدا،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 مهر 1388 ساعت 04:17 بعد از ظهر توسط حیدر

حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی ، رئیس ستاد اقامه نماز كشور در یك برنامه تلویزیونی به مناسبت عید فطر اظهار داشت: به من گفتند یك عده‌ای شعار داده‌اند كه «نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران». اگر اینطور است پس نمازتان را هم تغییر بدهید و بگویید «السلام علینا و علی ایرانیان» درحالی كه باید بگوییم «و علی عباد‌الله صالحین» یعنی هرجا بنده صالحی هست باید كمك كنیم. قرآن می‌گوید كه یك هشتم زكات برای «مؤلفة قلوبهم» است و می‌گوید این را حتی به كافر هم بدهید تا به شما علاقمند شود ، چه برسد به مسلمان.
وی با بیان اینكه من برای كار سیاسی این حرف‌ها را نمی‌گویم ، بلكه به عنوان معلم قرآن حرف می‌زنم گفت: ما باید از مظلوم دفاع كنیم ، حتی اگر مشرك باشد ؛ قرآن می‌فرماید زمان قیامت می‌پرسند كه به چه گناهی این دختر را زنده بگور كردید؟ به این نكته توجه كنید كه مسلمانان دختر را زنده بگور نمی‌كردند. بلكه مشركان در صدر اسلام دختر را ننگ می‌دانستند و زنده‌ بگور می‌كردند. قرآن حتی برای دختر مشرك هم غصه می‌خورد و حالا ما مسلمان هستیم. «نه غزه نه لبنان» می‌دانی یعنی چه؟ یعنی «نه قرآن». ما باید حركتی بكنیم كه به غیرت عرب‌ها بر بخورد و مدعیان حقوق بشر رسوا شوند كه هیچ كاری برای مسلمانان غزه نكردند.
وی با طرح این سئوال كه با آن شعارها چه كسانی دلخوش شده‌اند اظهار داشت: ما ایران را دوست داریم ، اما ایران پرست نیستیم. حب وطن خوب است. اما پرستش وطن شرك است؛ ما نه پدر می‌پرستیم ، نه آیت‌الله ، نه حزب ، نه سیاست ، نه عمامه ، نه لباس و نه كت و شلواری ، ما فقط خداپرست هستیم و وطنمان را هم دوست داریم. ما به ایران عشق می‌ورزیم و به ایرانی بودن خود افتخار می‌كنیم و از كشورمان هم دفاع می‌كنیم. اما نه اینكه حالا چون ایرانی هستیم ، شعارهایی بدهیم كه ضدقرآن باشد. مگر ما در ماه رمضان دعا نخواندیم كه «اللهم اغن كل فقیر»؟ بعد در جمعه آخر ماه رمضان ، 5 نفر یا 100 نفر یا هزار نفر و یا 20 هزار نفر یا هرچقدر دیگر بیایند و بگویند فقط ایران؟ پس دعاهایی كه خواندیم دروغ بود؟
قرائتی خطاب به كسانی كه اینگونه شعارها را سر داده‌اند اظهار داشت: شعارهایتان را از یك اسلام‌شناس بپرسید و حواستان باشد دنبال موجی نرویم كه بعدآ در قیامت جوابی برای آن نداشته باشیم؛ مراقب باشیم آب به آسیاب دشمن نریزیم.

منبع: خبرگزاری فارس نیوز - با اندكی تغییر

لینك مرتبط:
نظر امام پیرامون «مرگ بر روسیه» چیست؟
دانلود كلیپ تصویری صحبت‌های آقای قرائتی درباره این موضوع

پی‌نوشت بی‌ربط:
دیروز در حرم مطهر امام رضا (ع) ، دعاگوی همه بودم. با اجازتون شب هم رفتم ارتفاعات مشهد (كوهسنگی) و در جوار شهدای گمنام ، بازم به یاد همه دوستان بودم! البته یه عكس هم گرفتم كه حرم هم توش معلومه. عكسو می تونید اینجا ببینید. (با موبایل گرفتم ، ببخشید اگه زیاد خوب نشده!)

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  كلام خدا،  دل نوشته،  غزه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 شهریور 1388 ساعت 02:04 بعد از ظهر توسط حیدر

سلام خدمت دوستان و همراهان.
آقای موسوی ، آقای خاتمی ، آقای كروبی ، آقای هاشمی و ... [به انضمام جمعی از آقازاده ها و اعوان و انصار!]
من دیگه منتظر محاكمه شما توسط قاضی صلواتی (!) در دادگاه علنی نیستم. البته خیلی دوست دارم این اتفاق بیفته تا همه قاطعیت نظام جمهوری اسلامی رو ببین. ولی بیشتر از این به وعده خدا امید دارم كه دلمو آروم می‌كنه. همون خدایی كه در كتابش می گه «الفتنه اشد من القتل - فتنه از قتل بدتر است» (سوره بقره ، آیه 191) ، مطمئنآ مجازات بسیار سنگینی برای فتنه گران در نظر گرفته. چون قاتل ، یك نفر و یا فوقش چند نفر رو می‌كشه و تموم می‌شه. ولی فتنه ، علاوه بر اینكه ممكنه باعث كشته شدن افراد زیادی بشه ، خسارات جبران ناپذیر مادی ، جسمی و روحی زیادی رو هم در پی داره. در هرصورت به جای اینكه مردم رو به آیات خدا دعوت كنید وخودتون برای كلام خدا اهمیتی قائل نشید ، بهتره یكم این آیات رو بخونید (البته منظورم معانی اون آیاته. چون فكر نكنم چیزی از زبان عربی بدونید!) و سرلوحه زندگیتون قرار بدید. چون «عالم بی عمل را به چه ماند ، گفت به زنبور بی عسل!» كه جز نیش زدن ، كار دیگه‌ای انجام نمی ده. در آخر هم به رسم هر هفته نماز عبادی سیاسی جمعه ، شما رو توصیه می كنم به تقوای الهی ...

لینك‌های مرتبط:
ماجرای مسجد ضرار
این است كلام خداوند متعال
نشانه‏هاى ایمان آلوده به شرك در قرآن كریم

اللهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  كلام خدا،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 شهریور 1388 ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط حیدر

ابوالفرج در مقاتل الطالبیین روایت كرده كه پس از ضربت خوردن امیر مؤمنان ، اطباى كوفه را به بالین آن حضرت آوردند و در میان آنها هیچ یك در معالجه زخم و جراحى استادتر از اثیر بن عمرو نبود و او متخصص در معالجه زخم‌ها و جراحات بود و از جمله چهل نفر جوانى بود كه در زمان ابوبكر در عین التمر به دست خالد بن ولید اسیر گشته و در كوفه ساكن شده بود.
طبیب مزبور همین كه زخم سر آن حضرت رامشاهده كرد، دستور داد شُش گوسفندى را بیاورند و از میان آن رگى را بیرون آورد و آن رگ را در زخم مزبور نهاد و پس از اندكى بیرون آورد و آن را مشاهده كرد. سپس رو بدان حضرت كرده، گفت: «اى امیر مؤمنان! هر وصیتى دارى بكن كه ضربت شمشیر این دشمن خدا به مغز سر رسیده و معالجه سودى ندارد.» در این وقت بود كه امیر المؤمنین (ع) كاغذ و قلم و دواتى طلبید و شروع به وصیت كرد.بارگاه ملكوتی حضرت علی(ع)
وصیتنامه حضرت على(ع) را در كتابهاى حدیث به اجمال و تفصیل به طور مختلف نقل كرده‏اند كه یكى را ابوالفرج نقل كرده است و در كافى مرحوم كلینى هم نظیر همین وصیت را كه ابوالفرج روایت كرده، نقل مى‏كند و در نهج‌البلاغه نیز (در ذیل نامه شماره 47) اجمالى از این وصیت ذكر شده و خلاصه‏اى از آن در كشف الغمه و روایات دیگر آمده كه همه آنها را علامه مجلسى (ره) در بحار الانوار نقل كرده است و ما همان روایت ابوالفرج را كه نسبتاً جامعتر از دیگران است، نقل مى‌كنیم.

بسم‏الله الرحمن الرحیم
این وصیتنامه‏اى است كه امیرالمؤمنین ، على بن ابیطالب (ع) بدان وصیت مى‏كند: گواهى مى‏دهد كه معبودى جز خداى نیست كه یگانه است و شریك ندارد و نیز گواهى دهد كه محمد (ص) بنده و رسول اوست كه خداوند او را به راهنمایى و دین حق فرستاد تا بر همه ادیان پیروزش كند ، اگرچه مشركان آن را ناخوش دارند. درود و بركات خدا بر او باد! «همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است كه پروردگار جهان است و شریكى براى او نیست و بدان مأمور گشته‏ام و منم از نخستین مسلمانان». (1)
اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر كسى‏كه این وصیتنامه به او برسد ، به تقوا و ترس از خداوندى كه پروردگار شماست سفارش مى‏كنم و باید نمیرید جز اینكه مسلمان باشید و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراكنده نشوید؛ زیرا به راستى من از رسول خدا (ص) شنیدم كه مى‏فرمود: اصلاح دادن میان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دین را تباه ساخته و از بین مى‏برد ، افساد میان مردمان است. ولا قوه الا بالله العلى العظیم [نیرویى جز به وسیله خداى بزرگ نیست]. به خویشان و ارحام خویش توجه داشته باشید و به آنان پیوند كنید. صله رحم كنید تا خداوند در روز قیامت حساب را بر شما آسان گرداند.
الله الله فى الایتام ، فلا تغبوا افواههم ، ولا تضیعوا بحضرتكم: از خدا بترسید ، از خدا بترسید ، درباره یتیمان ، پس براى دهان‌هاشان به سبب سنگدلى‏تان نوبت قرار ندهید (كه گاهى سیر و گاهى گرسنه نگاهشان دارید).
الله الله فى جیرانكم ، فانهم وصیه نبیكم...: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره همسایگانتان كه رسول خدا (ص) درباره آنان سفارش كرده و پیوسته درباره آنان توصیه مى‏فرمود. به اندازه‏اى كه ما گمان كردیم براى همسایگان از همسایه خود ارث قرار مى‏دهد و حرمت آنان به حدى است كه سهمى در مالشان براى همسایه تعیین كرده!
الله الله فى القرآن ، فلایسبقكم الى العمل به احد غیركم: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره قرآن! مبادا كسى به عمل كردن بدان بر شما سبقت جوید.
الله الله فى الصلاة فانه خیر العمل وانها عمود دینكم: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره نماز ؛ زیرا كه نماز ستون دین شماست.
الله الله فى بیت ربكم لاتخلوه ما بقیتم...: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره خانه پروردگارتان (خانه كعبه). مبادا تا زنده هستید ، آن خانه از شما خالى‏ بماند كه اگر رها شد ، مهلت داده نمى‌شوید و به عذاب دچار مى‏گردید و اگر از شما خالى ماند ، كیفر خداوند فرصت زندگى به شما نمى‏دهد.
الله الله فى الزكاة فانها تطفى غضب ربكم: از خدا بترسید ، از خدا بترسید در دادن زكات اموال خود كه زكات خشم پروردگار را فرونشاند.
الله الله فی شهر رمضان فان صیامه جُنه من النار: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره روزه ماه رمضان ؛ زیرا كه آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ.
الله الله فى الفقراء و المساكین فشاركوهم فى معاشكم...: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره بینوایان و مسكینان و آنها را در زندگى خود شریك سازید و از خوراك و لباس خود به آنها نیز بدهید.
الله الله فى الجهاد باموالكم و انفسكم و السنتكم: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره پیكار كردن در راه خدا به مال‌ها و جان‌ها و زبان‌هاى خویش.
الله الله فى ذریه نبیكم...: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره امت پیغمبرتان ؛ مبادا در میان شما ظلم و ستمى واقع شود.
الله الله فى اصحاب نبیكم...: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره اصحاب پیغمبرتان ؛ زیرا كه رسول خدا (ص) درباره آنان سفارش فرموده.
الله الله فى النساء و فیما ملكت ایمانكم...: از خدا بترسید ، از خدا بترسید درباره زیردستان ، غلامان و كنیزانتان ؛ زیرا كه آخرین سفارش و وصیت رسول خدا (ص) این بود كه فرمود: «من شما را درباره دو دسته ناتوان كه زیردست شما هستند ، سفارش مى‏كنم». (2)
آنگاه فرمود:
الصلاة الصلاة ، لا تخافوا فى الله لومه لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان نهراسید ؛ چه هر كس به شما ستم كند یا اندیشه بد داشته باشد ، خداوند شر او را كفایت فرماید. با مردم به نیكى سخن بگویید ، همان‏طور كه خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنید كه رشته كار از دست شما بیرون شود. آنگاه هر چه دعا كنید و از خداوند دفع شر خواهید، پذیرفته نگردد و به اجابت نرسد. بر شما باد هنگام معاشرت ، به فروتنى و بخشش و نیكویى درباره یكدیگر و زنهار از جدایى و تفرقه و پراكندگى و روى‏گردانیدن از هم. در نیكوكارى ، یار و مددكار یكدیگر باشید و بر گناه و ستمكارى كمك مباشید كه شكنجه و عذاب خدا بسیار سخت است. خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیغمبرش را در حق شما حفظ فرماید. اكنون با شما وداع مى‏كنم و شما را به خدا مى‏سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مى‏خوانم.

در كافى آمده است كه پس از پایان وصیت پیوسته مى‏گفت: «لااله‏الاالله» تا وقتى كه روح مقدس آن حضرت به ملكوت اعلى پیوست. در نهج البلاغه است كه در پایان وصیت ، امام (ع) فرزندان خود را مخاطب ساخته و بدانها فرمود: «اى فرزندان عبدالمطلب! نیابم (و نبینم) شما را كه در خون مسلمانان فرو روید (و دست به كشتار مردم زنید) به بهانه اینكه بگویید: «امیرالمؤمنین كشته شده» (و هر كارى بخواهید ، به این بهانه انجام دهید) و بدانید كه در برابر من ، جز كشنده من كسى نباید كشته شود. بنگرید چون من از ضربت او از دنیا رفتم ، یك ضربت به او بزنید و او را مثله مكنید كه من از رسول خدا (ص) شنیدم كه مى‏فرمود: «از مثله كردن بپرهیزید. اگر چه به سگ گزنده و هار باشد!»

پی‌نوشت:
1. این قسمت از آیه‏هاى 163 و 162 سوره انعام اقتباس شده است.
2. ابن ابى الحدید در شرح نهج‏البلاغه می گوید: مقصود از دو دسته ناتوان ، حیوان ناطق (یعنى انسان) و حیوان صامت (یعنى بهایم) مى‏باشد.

منبع: تالارهای گفتگوی لقمان
نگارنده: آیت‏الله سیدهاشم رسولى محلات

محض یادآوری: این است كلام خداوند متعال

بعدالتحریر بی‌ربط:
هشدار! آنفولانزای نوع T (توهمی) شیوع پیدا كرد!
یك خانم سرطانی منتظر دست های خیرخواه شما است.

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: كلام خدا،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 شهریور 1388 ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط حیدر

سلام. امشب داشتیم با چندتا از بچه ها ، قرآن می خوندیم. رسیدیم به سوره مریم ، آیه اول (کهیعص). به اینجا كه رسیدیم ، حاجی تفسیر جالبی از این آیه داشت كه توی اینترنت گشتم و كاملشو پیدا كردم. گفتم دیگه كم كم داریم به محرم نزدیك می شیم ، بد نیست اینجا بنویسم.

علامه مجلسی به نقل از احتجاج طبرسی آورده است که سعدبن عبدالله گوید: از حضرت امام زمان (عج) از تاویل آیه «کهیعص» سؤال کردم. حضرت فرمود: این حروف از خبرهای غیبی است که خداوند بنده خویش زکریا (ع) را از آن مطلع ساخت و سپس داستان آن را بر پیامبر اکرم (ص) باز گفت. ماجرا از این قرار بود که حضرت زکریا (ع) از خدای متعال درخواست کرد اسامی خمسه ی طیبه را به وی بیاموزد. جبرئیل فرود آمد و اسامی مزبور را به او آموخت. یک روز زكریا (ع) به خداوند گفت: خداوندا! مرا چه می شود؟ زمانی که نام محمد (ص) ، علی (ع) ، فاطمه (س) و حسن (ع) را بر زبان می آورم و متوسل به این 4 اسم می شوم ، دلم آرام و قرار می گیرد و خوشحال می شوم. ولی زمانی که یاد حسین (ع) می افتم ، اشکم سرازیر می گردد و نفس بلند از سینه بر می کشم! خدا وی را از داستان شهادت امام حسین (ع) با خبر ساخت و فرمود: «کهیعص».
ك: اشاره به كربلا
ه: منظور شهادت (هلاك) امام حسین (ع) ، فرزندان و یارانشان
ی: اشاره به یزید ملعون (لعنت الله علیه)
ع: منظور عطش امام حسین (ع) و یارانش
ص: اشاره به صبر و استقامت امام حسین و یارانش. عده ای هم به حضرت زینب (س) نسبت می‌دهند.
حضرت زکریا (ع) که این داستان را شنید ، سه روز از عبادتگاه خویش بیرون نیامد و در این مدت از ملاقات و دیدار با خلق دوری جست و به گریه و زاری برای امام حسین (ع) مشغول شد و با این سخنان به مرثیه سرایی پرداخت: خداوندا! آیا بهترین از جمیع آفریدگانت - رسول اکرم (ص) - به سوگ فرزند خویش داغدار و اندوهگین خواهد شد!؟ آیا این مصیبت برای وی رخ خواهد داد!؟ خداوندا! آیا جامه های این مصیبت را بر پیکر علی و فاطمه خواهد پوشاند!؟ سپس از خدای متعال خواست كه او را نیز فرزندی كرامت فرماید تا مایه روشنی چشمش بوده و مانند حسین (ع) شهادت نصیبش گردد. خداوند نیز دعایش را مستجاب كرد و حضرت یحیی (ع) را نصیب ایشان نمود. یحیى (ع) هم همچون امام حسین (ع) شش ماهه به دنیا آمد. همچنین سر هر دو مظلومانه بریده شده و در طشت و طبقى پیش طاغوت زمانشان نهاده شد.

منبع: تالارهای گفتگوی شبكه لقمان

پی‌نوشت:
حاجی یه مطلب دیگه هم گفت. گفت كه 2 - 3 ساعت از حادثه كربلا رو هیچ كس ندیده و نخواهد دید ، بجز حضرت بقیه الله (عج). چون كسی طاقت دیدنشو نداره. ولی آقا ، هر روز این صحنه ها رو می بینن و می فرمایند كه اگر اشك چشمام تموم بشه ، خون گریه خواهم كرد.

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: آیا می دانید ...،  امام زمان (عج)،  كلام خدا، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1388 ساعت 11:06 بعد از ظهر توسط حیدر

سلام. احتمالآ خیلی از شماها ، این جمله مقام معظم رهبری رو توی مراسم تنفیذ حكم ریاست محترم جمهور شنیده باشین كه فرمودند: «مردم آگاه ایران را با مسجد ضرار نمی توان فریب داد». شاید بعضی از شما ، ماجرای «مسجد ضرار» رو ندونین. من این مطلب رو برای آگاهی اون دوستانی كه نمی دونن ، توی وبلاگ قرار دادم كه خیلی به شرایط الان ما می خوره.

ضِرار به معنی زیان رسانیدن عمدی است و آیات 107 تا 110 سورة توبه اشاره به ماجرای مسجد ضرار می کند که خلاصة آن به این شرح است:
در سال نهم هجری و زمانی که پیامبر (ص) با گروهی از مسلمانان عازم جنگ تبوک بودند ، گروهی از منافقان که به ظاهر مسلمان بودند ، نزد ایشان آمدند و عرض کردند که به ما اجازه دهید مسجدی در میان قبیله بنی سالم (نزدیک مسجد قبا) بسازیم تا افراد ناتوان و بیمار و پیران از کار افتاده در آن عبادات خود را انجام دهند و در شب‌های بارانی نیز که گروهی از مردم توانایی آمدن به مسجد شما را ندارند ، فریضه نماز را آنجا انجام دهند. پیامبر(ص) هم به آنها اجازه دادند. آنها نیز از حضرت (ص) تقاضا کردند که شخصآ بیایند و در آن مسجد نماز اقامه کنند. پیامبر (ص) فرمودند: «من عازم سفرم. هنگامی که بازگشتم ، به خواست خدا چنین خواهم کرد.» پس از بازگشت پیامبر (ص) از جنگ تبوک و در زمانی که ایشان هنوز وارد دروازه های مدینه نشده بود ، آنها مجددآ نزد پیامبر (ص) آمده و تقاضای خود را مبنی بر اقامه نماز در آن مسجد توسط آن حضرت تکرار کردند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و آیات 107 تا 110 سورة توبه را بر پیامبر (ص) وحی کرد و پرده از اسرار کار آنها برداشت. بدنبال این وحی آسمانی ، پیامبر (ص) دستور دادند که مسلمانان ، مسجد مزبور را آتش زده و بقایای آن را نیز ویران کنند (1). قرآن کریم در این باره می فرماید:
«والذین التخذوا مسجداً ضِراراً و کفراً و تفریقاً بینَ المؤمنین و اِرصاداً لِمَن حارَبَ اللهَ و رسولَهُ مِن قبل و لَتَحْلفُنَّ إن ارَدْنا إلا الحسنی و الله یشهدُ إنَّهم لَکاذبون» یعنی «کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان رساندن (به اسلام) و (تقویت) كفر و تفرقه افكنی میان مؤمنان و كمینگاهی برای كسی كه از قبل با خدا و پیامبرش مبارزه كرده بود. آنها سوگند یاد می كنند كه «جز نیكی (و خدمت) ، نظری نداشته ایم» اما خداوند گواهی می دهند كه آنها قطعآ دروگو هستند» (2)
«لا تَقُمْ فیه ابدا...» یعنی «هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست ...» (3)
«لا یَزالُ بنیانُهُمُ الذی بَنَوْا ریبةً فی قلوبهم إلا أن تقطَّع قُلُوبُهُم واللهُ علیم حکیم» یعنی «بنایی را که آنها ساخته اند ، همواره به صورت وسیله شک و تردید در دل‌هایشان باقی می ماند ؛ مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود (و بمیرند. وگرنه از دل آنها بیرون نمی‌رود) و خداوند دانا و حکیم است.» (4)
اما این منافقان چه کسانی بودند؟ قبل از هجرت پیامبر از مکه به مدینه ، فردی بود به نام ابوعامر پدر حنظله (شهید معروف غزوه احد) که از راهبان مسیحی و از عابدان و زاهدان به شمار می رفت و در میان قبیلة اوس و خزرج ، از نفوذ وسیعی برخوردار بود. هنگامی که پیامبر به مدینه هجرت کرد و مسلمانان گرد او را گرفتند و در جنگ بدر بر مشرکان پیروز شد ، ابوعامر که خود روزی از بشارت دهندگان ظهور پیامبر اسلام بود ، اطراف خود را خالی دید. از این‌رو به مبارزه با اسلام برخاست. از مدینه به سوی مشرکان مکه رفت و برای جنگ با پیامبر از آنها کمک خواست و حتی در غزوة احد نیز علیه مسلمانان وارد عمل شد. پس از جنگ احد ، به سوی فرمانروای روم (هرقل) رفت و از او برای مبارزه با پیامبر اسلام کمک خواست. از طرفی به هواداران خود در مدینه نیز نامه نوشت که بزودی با لشکری از سوی هرقل به سمت مدینه خواهد آمد و لازم است که منافقان مدینه ، کانونی را جهت فعالیت‌های آتی او برایش آماده کنند. هواداران وی نیز چون نمی توانستند علنآ خواسته خود را تحقق بخشند ، به بهانه ساختن مسجدی برای بیماران و پیران ، نیات شوم خود را عملی ساختند. اما وحی الهی نازل گشت و خیانت آنها آشکار گردید. شاید اینکه پیامبر قبل از رفتن به تبوک با آنها مخالفت نکرد ،‌ بدان جهت بود که وضع کار آنها روشن تر شود. از طرفی هم شاید نمی‌‌خواست فضای آرام مدینه در آن اوضاع و احوال دچار تشنج شود. با توجه به آیاتی که در این باره نازل گشته ، معلوم می گردد که منافقان با این عملشان ، در واقع می خواستند مقدمات نابودی پیامبر اسلام و دین او را فراهم نمایند ، در میان صفوف مسلمانان ایجاد تفرقه کنند و کانونی جهت فعالیت‌های ضداسلامی خود فراهم کنند. داستان مسجد ضِرار درسی است برای عموم مسلمانان در هر عصر و دورانی که هرگز نباید ظاهربین و سطحی نگر باشند و فریب افراد به ظاهر حق به جانب را بخورند. چهرة نفاق و منافق در هر رنگ و لباسی ممکن است ظاهر شود. حتی در لباس طرفداری از قرآن و مسجد. مخالفین اسلام ممکن است در لباس دین بر ضددین فعالیت کنند. موضوع اتحاد میان مسلمانان بقدری اهمیت دارد، که حتی اگر ساختن مسجدی در کنار مسجدی دیگر موجب تفرقه و پراکندگی مسلمانان گردد ، مسجد تفرقه ‌اندار نامقدس است و خانه خدا نیست. بلکه کانون شیطان است.
منابع و مآخذ:
1. تفسیر نمونه ، جلد 8 ، صفحه 1342
2. سوره مبارکة توبه ، ‌آیه 107
3. سوره مبارکة توبه ، ‌آیه 108
4. سوره مبارکة توبه ، ‌آیه 110

منبع: درگاه پاسخگویی به مسائل دینی (با اندكی تغییرات)

لینك مرتبط:
شیخ یوسف صانعی ، امام جماعت مسجد ضرار

بعدالتحریر:
دستاوردهای جنگ 33 روزه لبنان پس از سه سال

آقای موسوی و دوستان ایشون ، با طرح شعارهایی مثل «احیای ارزش های اسلام و انقلاب ، پیروی از امام راحل (ره) و ...» ، استفاده از عنوان سید و رنگ سبز در تبلیغات و دركل استفاده ابزاری از دین و مذهب ، قصد به دست گرفتن قدرت ، نابودی انقلاب ، ضربه زدن به اسلام و رسیدن به اهداف نفسانی خودشون رو داشتن كه با یاری خدا ، عنایات خاصه حضرت ولی عصر (عج) ، رهبری امام‌گونه آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله) و آگاهی و بینش سیاسی و اعتقادی مردم ، الحمدلله موفق به انجام این كار نشدن.

اللهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: آیا می دانید ...،  انقلاب اسلامی،  كلام خدا، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مرداد 1388 ساعت 01:49 بعد از ظهر توسط حیدر

- عزّت را از دیگران آرزو مى‏كند. «أیبتغون عندهم العزّة» (1)
- در عمل ، كار شایسته را با ناشایست مى‏آمیزد. «خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیّئاً» (2)
- در برخورد بادیگران ، دچار تعصّبات حزبى و گروهى مى‏شود. «كلّ حزب بما لدیهم فرحون» (3)
- در عبادت ، بى‏توجّهى و ریاكارى مى‏كند. «الّذین هم عن صلاتهم ساهون. الّذین هم یرائون» (4)
- در جنگ و نبرد ، از مردم مى‏ترسد. «یخشون النّاس كخشیة اللَّه» (5)
- در تجارت و امور دنیوى ، افزون‏طلبى او را سرگرم مى‏كند. «اَلْهاكم التَّكاثُر» (6)
- در انتخاب دین و دنیا ، دنیا را مى‏گیرند و پیامبر (ص) و جانشینش را تنها مى‏گذارند. «و اذا رأوا تجارة او لهواً انفضّوا الیها و تركوك قائماً» (7)

1) سوره نساء ، آیه 139
2) سوره توبه ، آیه 102
3) سوره مؤمنون ، آیه 53
4) سوره ماعون ، آیه 5 و 6
5) سوره نساء ، آیه 77
6) سوره تكاثر ، آیه 1
7) سوره جمعه ، آیه 11

منبع: درس هایی از قرآن - حجة الاسلام قرائتی

اللهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: كلام خدا، 
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: