تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - مطالب انقلاب اسلامی
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 دی 1390 ساعت 07:44 بعد از ظهر توسط حیدر

سلام. چند روزه شروع به خوندن کتاب «از معراج برگشتگان» کردم. این کتاب ، مجموعه خاطرات جالب و شنیدنی «حمید داوودآبادی» از دوران انقلاب و دفاع مقدسه که انصافآ خیلی زیبا و تأثیرگذاره و آدم رو به فضای اوائل انقلاب و جنگ تحمیلی می‌بره. پیشنهاد میکنم از دستش ندین و حتمآ مطالعه کنید.

پی‌نوشت:
دارم تاوان دلتنگیمو می‌دم ، کنار تو به آرامش رسیدم ، بیا دنیامو زیبا کن دوباره ، خدایا از تو زیباتر ندیدم ...

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: دفاع مقدس،  انقلاب اسلامی،  شهداء،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آبان 1390 ساعت 03:57 بعد از ظهر توسط حیدر
پرده اول:
معاون اول رئیس جمهوری کشورمان در سفری به تونس برای پیگیری تشکبل کمیته مشترک ایران - تونس ، اقدام به دعوت رسمی از "بن‌علی" و وزیر امور خارجه تونس برای سفر به ایران می‌نماید. وزیر خارجه تونس در این دیدار ، هیئت ایرانی را به مضحکه گرفته و به رسانه‌ها اعلام می‌کند که "هیچ چیز مهمی" در این جلسات مورد بحث قرار نگرفته است. همچنین رئیس مجلس شورای اسلامی ، درست در سالروز جنگ 22 روزه غزه ، به مصر سفر کرده و با "حسنی مبارک" ، از دیپلماسی فعال صحبت می‌کند. حدود 1 سال و اندی بعد ، "بیداری اسلامی" در منطقه شکل گرفته و پس از تونس ، مصر را هم در هم می‌کوبد و دیکتاتورها توسط مردم خودشان به آخر خط می‌رسند ...

پرده دوم:
علی‌رغم مخالفت‌ها و انتقادهای فراوان در داخل کشور و همچنین با توجه به بیداری اسلامی در خاورمیانه و کشته و زخمی و دستگیری هزاران نفر از مردم مسلمان بحرین و یمن و لیبی ، دولت جمهوری اسلامی اقدام به برگزاری جشن جهانی نوروز می‌کند ...

پرده سوم:

بیداری اسلامی در خاورمیانه همچنان در جریان است. رئیس جمهور کشور عزیزمان ایران ، این بیداری "اسلامی" را بیداری "انسانی" می‌خواند. در اوج کشتار و سرکوب شیعیان مظلوم بحرین ، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران که وظیفه پیش‌برد اهداف انقلاب اسلامی در جهان را دارد ، در دیدار با همتای بحرینی خود به جای تذکر و اعتراض رسمی به وی درخصوص کشتار مردم بی‌گناه کشورش، به نحوی با ایشان خوش و بش می‌کند که تنها برای کشورهای دوست و هم پیمان به کار می رود! کاری که برای شیعیان بحرینی که تنها پشتیبان قوی خود را جمهوری اسلامی ایران می‌دانند ، بسیار دلسردکننده است ...

پرده چهارم:
چند ماه از آغاز جنگ بین انقلابیون و طرفدران سرهنگ قذافی در لیبی می‌گذرد. طرابلس (پایتخت) توسط انقلابیون فتح شده و آرامش نسبی به این شهر بازگشته است. دولت انتقالی توسط انقلابیون مستقر و سفارت‌خانه بیشتر کشورها در این شهر بازگشایی شده. اما متأسفانه سفارت جمهوری اسلامی ایران که وظیفه صدور انقلاب اسلامی را برعهده دارد ، کماکان تعطیل می‌باشد ...

پرده پنجم:
سفارت انگلیس ، یک هفته است که تصویر بعضی مقامات جمهوری اسلامی ایران را طی مطلبی با عنوان "ناقضان حقوق بشر" ، در صدر اخبار خود قرار داده است. اما سایت سفارت ایران در انگلیس ، ظاهرآ خبر همکاری وزارت دفاع انگلیس با رژیم اسرائیل برای سرنگونی دولت ایران را دارای اهمیت ندانسته است تا خبر و گزارش‌ها و یا تحلیلی‌هایی را در این زمینه تولید کند ...

پرده ششم:
مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک آمریکا تشکیل شده است. دکتر احمدی‌نژاد به همراه هیئتی 100 نفره عازم این شهر می‌شود. اسفندیار رحیم‌مشایی هم که نام وی در لیست مسافران نبود ، در آخرین لحظات سوار هواپیما می‌شود. دکتر احمدی‌نژاد در این سفر در جواب سؤال یک خبرنگار که پرسید: "اگر آمریکا اورانیوم 20 درصد غنی شده را به ایران بدهد شما چه خواهید کرد؟" جواب داد: «ما مجبور شدیم هزینه زیادی برای ایجاد سوخت بگذاریم. هر زمانی که سوخت 20 درصد در اختیار ما قرار بدهند، ما تولید سوخت را متوقف می​کنیم. هیچ تضمینی هم به جز سوخت نمی​خواهیم. ما از دریافت این سوخت استقبال می​کنیم. فرقی نمی​کند که آمریکا باشد، اروپا و یا آمریکای لاتین.»

پرده هفت/یک:
سلطان بن عبدالعزیز آل سعود (ولیعهد رژیم پادشاهی عربستان سعودی) در سن 86 سالگی می‌میرد. وی مسئولیت اصلی را در اعزام نیروهای نظامی و امنیتی سعودی برای سرکوب حجاج مکه در حج خونین سال 1366 داشته است که طی آن صدها تن از هموطنان‌مان، مظلومانه به شهادت رسیدند. کمک‌های متعدد به رژیم بعثی عراق در طول جنگ تحمیلی ، کمک به سرکوب و کشتار شیعیان شرق عربستان ، پشتیبانی از عملیات نسل‌کشی شیعیان شمال یمن ، اعزام تجهیزات نظامی و کشتار مردم به پاخاسته و مظلوم بحرین و ده‌ها پرونده فاجعه‌بار دیگر ، تنها گوشه‌ای از اقدامات ننگین این شاهزاده 86 ساله سعودی بوده است. اقدامات وی در داخل عربستان برعلیه مردم این کشور و نقض حقوق بشر به حدی بوده است که پس از انتشار خبر مرگ وی ، مردم و اندیشمندان عربستان در محافل خود به ابراز شادمانی پرداخته و حتی در شهر قطیف نیز به خیابان ها ریختند.
در این میان ، معاون اول رئیس جمهور ، وزیر امور خارجه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیام‌هایی جداگانه ، تسلیت خود را به همتایان خود در عربستان سعودی اعلام می‌دارند. رئیس‌جمهور کشورمان نیز در پیامی رسمی به خادم الحرمین الشریفین ، ضمن ابراز همدردی برای درگذشت آن مرحوم مغفور ، از خداوند متعال غفران و رحمت الهی برای آن فقید سعید ، صبر و شكیبایی جناب عالی و بازماندگان و سربلندی و بهروزی دولت و ملت عربستان سعودی را خواستار شده است ...

پرده هفت/دو:

طبق اعلام معاون کنسولی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ، جناب آقای صالحی در صدر هیئتی تهران را به مقصد ریاض ترک کرد تا در مراسم تشییع پیکر این مرحوم مغفور (!) شرکت نماید. ایشان پس از پایان این مراسم ، در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه "الشرق الاوسط" درخصوص شخصیت ولیعهد متوفی ، به این روزنامه اعلام کرد:
«هنگامی که خبر اندوهناک درگذشت شاهزاده سلطان را دریافت کردیم، شوکه شدیم. دولت ایران تصمیم گرفت تا مرا به عربستان سعودی اعزام کند تا تسلیت دولت و ملت ایران را به دولت و ملت عربستان سعودی ابلاغ کنم. شاهزاده سلطان شخصیت معروفی بود و نیازی به توضیح در این‌باره وجود ندارد. او  چهره‌ای جهانی و شخصیتی دانا از لحاظ سیاسی بود.
علاوه بر اینها ، شخصیت وی دارای بعد دیگری نیز بود و آن اینکه او به فعالیت های خیریه اهمیت می داد و نقش بزرگی در پیشبرد شکوفایی و پیشرفت در عربستان سعودی داشت. شاهزاده سلطان دارای مسئولیت های بزرگ و متعددی بود و اثرات خوبی از خود به جای گذاشت که پس از درگذشت، به عنوان یادبودی از او باقی می ماند. ملت سعودی همیشه از او به خوبی یاد می کند و ما از خدای بزرگ می خواهیم او را رحمت کند و جایگاه او را در بهشت برین قرار دهد.»
متن کامل سخنان صریح وزیر امور خارجه کشورمون با روزنامه "الشرق‌الاوسط" رو از اینجا بخوانید.
یکی از یادگاری‌های مرحوم مغفور رو هم می‌تونید از اینجا مشاهده کنید!

لینک‌های مرتبط:
احمدی نژاد مرگ چه کسی را تسلیت گفت؟
عکس/ اثر هنری مرحوم مغفور ولیعهد سابق سعودی
شرکت صالحی در تشییع ولیعهد عربستان
امام (ره) و کسانی که احمدی‌نژاد و هاشمی برایشان طلب غفران کردند ...
پاسخ‌های صالحی به پرسش‌های صریح "الشرق الاوسط"

پی‌نوشت:
سلام. حرف دیگه‌ای ندارم. برداشت از مطالب بالا و کلآ این پست هم کاملآ آزاده! اما فکر کنم حرف‌ها و شعارهای بعضی‌ها داره با حرف‌ها و شعارهای مردم و نظام ، زاویه پیدا می‌کنه!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  تحلیل،  دل نوشته،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 خرداد 1390 ساعت 03:25 بعد از ظهر توسط حیدر

گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده ، شعار جدید بدهیم: «شاه حرامزاده است ، خمینی آزاده است»
آشفته شد! گفت: «رضاخان شرعاً ازدواج کرده بود. این شعار حرام است! از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت رسید.»

پی‌نوشت 1:
سلام. این خاطره از این شهید بزرگوار رو نوشتم ، چون جدیداً دارم می‌بینم كه یكسری افراد به ظاهر مذهبی و حزب‌اللهی و بسیجی (خصوصاً توی فیس‌بوك) ، به راحتی به افرادی كه با ولی فقیه یا اعتقاداتشون مخالف هستن ، تهمت «حرامزادگی» می‌زنن. یادمون باشه كه از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت رسید.

پی‌نوشت 2:
نون و قلم نبی‌ست و مایسطرون حسین/
طاق فلک علی‌ست به عالم ستون حسین/
بـا یک قیـامت است هـم الغالبـون حسین/
در ایـن قیـام ، نقـطه پـرگار زینب اسـت.../


اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  تحلیل،  ویژه،  جوابیه، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 فروردین 1390 ساعت 09:53 بعد از ظهر توسط حیدر
5 دلیل جالب سبزك‌ها برای انتخاب روز 13 بدر برای اعتراض!
یعنی من كشته مرده دلیل چهارم و پنجم‌شونم! «سپاه الان سوریه هست» فكر كردن مثلآ سپاه ، تمام نیروهاشو اعزام كرده سوریه و دیگه تو ایران نیرو نداره! عقل هم چیز خوبیه به خدا! یه نكته جالب دیگه هم كه تازه فهمیدم اینه كه اینا با هو كردن به هم روحیه می‌دن! جلل‌الخالق!

پی‌نوشت:
سلام. این مطلبو امروز داشتم تو بالاترین دور می‌زدم دیدم. چند لحظه هنگ كردم. با خودم گفت واقعآ آدم چقدر می‌تونه احمقانه فكر كنه و خدارو شكر كردم از اینكه دشمنانمون از احمق‌ها هستند!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اسفند 1389 ساعت 09:43 قبل از ظهر توسط حیدر

هر دو با سیاسـت پـیـش می‌روند ؛
هر دو اول کار ، خود را دوست معرفی می‌کنند ؛
هر دو کم‌کم در مقابل حق قرار می‌گیرند ؛
هر دو با گروه باطل دست به یکی می‌كنند ؛
هر دو به پیام‌های حق اعتنا نمی‌کنند ؛
هر دو به عناد و جنگ با حق می پردازند ؛
هر دو از گروه باطل پشت پا می‌خورند ؛
هر دو از حق شکست سنگینی می‌خورند ؛
هر دو به فکر فرار می‌افتند ؛
هر دو با لباس زنانه فرار می‌کنند ...

پی‌نوشت:
سلام. تاریخ ، قصه تكرار است و تكرار. این ماییم كه باید درس بگیریم!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 دی 1389 ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط حیدر

اینجا ایرانه! جایی كه یه استاد سركلاس درباره چیزی كه به درسش نمیخوره و اطلاعاتی ازش نداره جوری صحبت می‌كنه كه از زندگی ناامید می‌شی و استاد بعدی سركلاس بعدی در مورد همون موضوع كه اتفاقآ هم به درسش می‌خوره و هم ازش اطلاعات داره ، اینقدر امیدوارت می‌كنه كه خدارو شكر می‌كنی تو ایرانی و تا چند روز شارژی!

پی‌نوشت:
سلام. سالروز حماسه 9 دی رو خدمت مردم بصیر ایران تبریك و شهادت امام زین‌العابدین رو تسلیت عرض می‌كنم.

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]



طبقه بندی: دل نوشته،  انقلاب اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 04:19 قبل از ظهر توسط حیدر

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام سید علی خامنه ای:
«دشمن درصدد بی‌اعتماد کردن مردم به مسئولان است و هیچکس نباید به گونه ای سخن بگوید که مردم به دولت ، مجلس و قوه قضاییه بدبین شوند.»
«دیدید شما در اوائل همین حوادث بعد از انتخابات - این فتنه‌ى بعد از انتخابات - اولین كارى كه شد ، تردیدافكنى در كار مسئولین رسمى كشور بود؛ در كار شوراى نگهبان ، در كار وزارت كشور. این تردیدافكنى‌ها خیلى مضر است؛ دشمن این را می‌خواهد. جوانان بسیجى باید ایمان را ، بصیرت را ، انگیزه را ، رعایت موازین و معیارها را ، اینها همه را با هم ملاحظه كنند.»

بله! الحمدالله كه یك بار این مسئولین امر ، حركت درستی انجام دادند و سایت حسین قدیانی رو فیلتر كردند تا حداقل برای یك بار هم كه شده ، هم جلوی تندروی‌ها رو گرفته باشند و هم گوشه چشمی به صحبت‌های حضرت آقا بشه.
سوال من اینه: شما فكر می‌كنید كه حضرت آقا و امام زمان (عج) دلشون از كیا خون میشه؟ از یزیدی‌ها؟ از دشمنان تابلودار؟ یا از من و شمای بسیجی كه نمی‌تونیم وظیفه خودمون رو درست انجام بدیم و از آقای قدیانی بت ساختیم و هركسی از پرش رد شد ، فوراً می‌خوایم خرخرشو بجویم؟
البته من منكر قلم زیبا و شیوا و مطالب بیاد ماندنی در مواقع حساس از آقای قدیانی نمی شوم اما:
جوانان بسیجى باید ایمان را، بصیرت را، انگیزه را، رعایت موازین و معیارها را، اینها همه را با هم ملاحظه كنند. یادمان باشد دشمن همین كاری را دوست دارد كه آقای قدیانی كرد.
این را هم من نمی گویم. حضرت آقا می گوید: «دیدید شما در اوائل همین حوادث بعد از انتخابات - این فتنه‌ى بعد از انتخابات - اولین كارى كه شد، تردیدافكنى در كار مسئولین رسمى كشور بود؛ در كار شوراى نگهبان، در كار وزارت كشور. این تردیدافكنى‌ها خیلى مضر است؛ دشمن این را میخواهد. جوانان بسیجى باید ایمان را، بصیرت را، انگیزه را، رعایت موازین و معیارها را، اینها همه را با هم ملاحظه كنند.»

پی‌نوشت:
سلام. بهتره یكم عاقلانه و منطقی و «ولایی» به این موضوع نگاه كنیم. قبول دارم كه به قول شهید آوینی ، در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب‌اللهی‌ها ، اما این دلیل نمیشه كه ما اركان نظام رو زیر سؤال ببریم. باباجان! مگه حضرت آقا نگفت با سران فتنه برخورد نشه تا اولآ اسطوره نشن و دومآ دستشون پیش همه رو بشه؟ رو نشد؟! الان بجز 4 تا خس و خاشاك ، كی از اون عوضی‌ها خوششون میاد؟ چرا صبر نداریم؟ این آقای موسوی ، یكم دیگه با این وضعیت پیش بره ، سرنوشتش می‌شه مثل بنی‌صدر. مطمئن باشید.

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]



طبقه بندی: دل نوشته،  ویژه،  تحلیل،  انقلاب اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 آذر 1389 ساعت 05:19 بعد از ظهر توسط حیدر

این همه را در متن تاریخ بنگر. مبادا غافل شوی و بیانگاری که زمان بر تو وفا خواهد کرد و نخواهی مرد ؛ نه! زمان بر هیچکس وفا نمیکند. اما با این همه ، زمان بر عاشورا مانده است و تو چه امروز و چه دیروز و چه هزار سال دیگر ، یا باید در قبیله شیطان داخل شوی و به لشگر یزید بپیوندی ، و اگر نه مرد باشی و در خیل اصحاب حسین علیه السلام ، پنجه در پنجه ظلم در افکنی و تا پای خون و جان بایستی ...
«سید شهیدان اهل قلم ، شید سیدمرتضی آوینی»

پی نوشت:
سلام خدمت همه.
آقایان و خانم هایی که ادعا میکنید منتظر امام زمان (عج) هستید و برای امام حسین (ع) عزاداری میکنید ، ولی نائبش (امام خامنه ای) رو قبول ندارید ، بدانید که تاریخ نشون داده هرکس قاصد و نماینده امام معصوم رو یاری و پشتیبانی نکرده ، قطعآ خود امام رو هم یاری نمیکنه!

بعدالتحریر:
هنوز خیلی ها نمیدونن محرم شروع شده. یاد لات های قدیم بخیر!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]



طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  شهداء،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 آبان 1389 ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط حیدر

سلام. امشب شبکه 3 داشت حاشیه های دیدار طلاب خارجی با آقا رو نشون میداد. با دیدن شور و شوقشون ، یاد شور و شوق خودمون افتادم زمانی آقا می خواستن تشریف بیارن شاهرود و وقتی گریه اون خانوم قمی رو به خاطر عدم اجازه ملاقات با آقا دیدم ، ناخوآگاه ماجرایی تو ذهنم اومد که مرورش برای خودمم شیرینه.

***************************************************************

برای رژه مقابل رهبری ، اسم منم رد کرده بودن. خیلی خوشحال بودم. اون زمان داشتیم برای مراسم استقبال آماده می شدیم و فرصت نکردم توی جلسه اول تمرین (که اسامی قطعی می شد) حاضر بشم. برای همین هم اسمم رفت توی لیست ذخیره ها. خلاصه ، گذشت و ما با امید و اشتیاق زیاد ، هر روز سر تمرین حاضر میشدیم. رفته رفته هم تمرینامون بیشتر شد و کم کم جوری شد که از 8 صبح تا 2 بعدازظهر ، توی یه پادگان تمرین میکردیم و از 4 بعدازظهر تا 8 شب هم توی یه پادگان دیگه.
بالاخره رو موعود فرا رسید. تیم رژه رونده متشکل از 81 نفر بسیجی به صورت 9*9 بود. تعداد نفرات 82 نفر بود که از این تعداد ، 5 نفر (ازجمله من) ذخیره بودیم و قرار شد با قرعه کشی ، 4 نفر از این 5 نفر انتخاب و یک نفر که اضافه بر سازمان بود ، حذف بشه. بچه ها رفتن توی اتوبوس و منتظر 4 نفر دیگه موندن.
قرعه کشی شروع شد. هیجان و اضطراب توی صورت تک تک مون به وضوح مشخص بود. نفر اول انتخاب شد. اسم من نبود! نفر دوم هم نبودم. همینطور نفر سوم و چهارم! التماس تو چشمام موج میزد. سرهنگ بهم نگاه کرد و با حالتی ناراحت گفت: «متأسفانه نمیتونیم شما رو با خودمون ببریم رژه! زودتر برو که لااقل به سخنرانی برسی» یهو نفهمیدم چی شد که اشکام جاری شد! داشتم میترکیدم. هچوقت تو عمرم اینطوری اشکام جاری نشده بود. اون 4 نفر سوار اتوبوس شدن و اتوبوس حرکت کرد و رفت و منم با چشمی پراشک بدرقشون کردم.
داشتم با حالی بسیار بد مقر سپاه رو ترک میکردم که یهو پیکانی که سرهنگ و 2 - 3 نفر دیگه رو میبرد برای رژه ، نزدیکم ایستاد و یکی از بسیجی ها ازش پیاده شد. اومد نزدیکم و بهم گفت: «داداش من قبلآ ملاقات با آقا رفتم و ایشون رو از نزدیک دیدم. الان نمیخوام برم. تو بیا به جای من برو!» با گفتن این جمله ، انگار خون تازه توی رگهام جاری شد. پریدم و محکم بغلش کردم! از خوشحالی نمیدونستم چکار کنم. تو همین حال بودم که سرهنگ بهم گفت چکار میکنی؟ بیا دیگه دیر شد! سریع از اون بسیجی تشکر کردم و پریدم تو ماشین و حرکت کردیم. تا خود پادگان گریه می کردم. از شدت خوشحالی ، نمیتونستم اشکامو کنترل کنم. خلاصه با چشم خیس از اشک و لبی خندان رسیدیم به پادگان و با بچه ها حرکت کردیم به سمت محل اصلی رژه و رویت ماه.

پی نوشت:
یادش بخیر! روزای خیلی قشنگ و خاطره انگیزی بود...
راستی داریم به سالگرد این حادثه استثنائی نزدیک میشیم.

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]



طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 شهریور 1389 ساعت 02:18 بعد از ظهر توسط حیدر

این متن بنا به دلایلی حذف شد ...!

پی‌نوشت:
سلام. امروز داشتم با یك نفر صحبت می‌كردم كه تازه از تور ارمنستان برگشته بود. طرف از این دلش می‌سوخت كه چرا نرسیده از كارخونه مشروب‌سازی ارمنستان دیدن كنه!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]



طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1389 ساعت 01:31 قبل از ظهر توسط حیدر

تغزلی به تو تقدیم میکنم رهبر / تغزلی که نوشتم هزار بار از سر
هزار بار نوشتم که دوستت دارم / هزار بـار سرودم سروده‌ی بـاور
گلی، همیشه دعا میکنم به جان بهار / که تا ابد نشوی از خزان دمی پرپر
تـو امـتـداد امـامی بـهـار دامانی / بـهـار خـاطـره در ذهـن پـاک نیلـوفـر
فـدای قـد بلندت بلند قـامت مـا / بمـان به رغم منافـق، به سایه سنگر
تورا سروده‌ام ای عشق چون دلم فرمود / تورا سروده‌ام ای از همیشه زیباتر
بهار مثل تو زیباست یا تو مثل بهار؟ / یکی از آن دگری هست زان دگر بهتر
حسـود را نتوان چـاره کـرد مـیـدانـم / که آتش است نهان در نقاب خاکستر
ولی به رغم رقیبان به کوری نامرد / تغزلی به تـو تقـدیم میـکنـم رهبـر

* شعر امیر عاملی در آستانه دیدار سالیانه شعرا با رهبر انقلاب

پی‌نوشت:
سلام. افتخار می‌كنم كه چنین رهبری دارم. رهبری كه افتخار ایران ، شیعه و جهان اسلامه و خدا ان‌شاءالله حفظش كنه.

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[فقط همین]



طبقه بندی: تصویر،  انقلاب اسلامی،  شعر،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 تیر 1389 ساعت 08:51 قبل از ظهر توسط حیدر

سلام. امروز ، سالروز تولد خورشید ولایت ، حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای (24 تیر 1318 شمسی) و همچنین تولد امام حسین (ع) - روز پاسدار - ، امام سجاد (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) - روز جانباز - هست. افرادی كه اگر نبودند ، شاید تا الان حتی نامی هم از اسلام و انقلاب نمونده بود. چه تقارن دلنشینی!

* خورشید اینجا تابید و رفت.
روزی بعد از ملاقات حضرت آقا با آیت‌الله بهاءالدینی از ایشان می‌پرسند كه آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا آمده بود؟ ایشان در جواب می‌فرمایند: بله چند دقیقه خورشید اینجا تابید و رفت، او چون خورشید دارای خیر و بركات است.
زمانی برای امضای قائم مقامی رهبری ، خدمت حضرت آیت‌الله بهاءالدینی می‌رسند. ایشان امضا نمی‌كنند. هرچه از فرستادگان آقای منتظری اصرار از ایشان انكار ، تا آنجا كه خود آقای منتظری شخصاً خدمت ایشان می‌رسد و تمام كتاب‌هایی را كه درباره ولایت فقیه نوشته‌اند ، جلوی روی آقای بهاءالدینی می‌چیند. آیت‌الله بهاءالدینی تمام كتب را جمع می‌كنند و به آقای منتظری می‌گویند: "ولایت‌فقیه نوشتنی نیست ، فهمیدنی است." بعد كه از ایشان می‌پرسند: آقا چرا ایشان را تأیید نكردید، مگر شخص دیگری هم می‌تواند؟ می‌فرمایند: نظر ما سیدعلی خامنه‌ای است. آقای بهاءالدینی فرموده است: "البته هیچكس حاج‌آقا روح‌الله نمی‌شود ، ولی آقا سیدعلی خامنه‌ای حقیقت ولایت‌فقیه هستند و رهبر. از همه به امام نزدیك‌تر است. كسی كه ما به او امیدواریم ، آقای خامنه‌ای است. شما از ما قبول نمی‌كنید ، ولی این دید ماست. نزد ما محرز است آقا سیدعلی خامنه‌ای رهبر آینده هستند."
یكی از روزها كه حضرت آقا تشریف برده بودند به جمكران، حدود ساعت دو شب به حضرت آیت‌الله العظمی بهاءالدینی خبر می‌دهند كه آقا صبح بعد از نماز می‌خواهند تشریف بیاورند منزل شما. تیم حفاظت ساعت چهار صبح برای آماده كردن شرایط به منزل ایشان می‌روند كه متوجه می‌شوند آقای بهاءالدینی، پیرمرد نود ساله جلوی در خانه ایستاده‌اند. می‌گویند: آقا چرا با این كهولت سن اینجا تشریف دارید؟ ایشان می‌فرمایند: برای دیدن رهبر بزرگ انقلاب ، من از همان ساعتی كه شما زنگ زدید آمده‌ام استقبال.

* گوششان به دهان حضرت حجت (عج) است
علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی ، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این كار را نكنید. علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یك مكروه از شما سراغ داشتم این كار را نمی‌كردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن (عج) است. این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌كند كه بدانیم صاحب تفسیر المیزان ، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسی نشناخت جز امام زمان (عج). راهی كه حسن‌زاده در پیش دارد ، خاك آن توتیای چشم طباطبایی. جناب علامه حسن‌زاده در مقدمه یكی از كتاب‌های خود خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: با سلام و تحیت خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه و درود نوید جاوید به حضور آن قائد ولی وفی و رائد سائس حفی، مصداق بارز "نرفع درجات من نشاء " تقدیم می‌گردد و عرض می‌شود "یا ایها العزیز جئنا ببضاعه مزجاه " دادار عالم و آدم ، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.
(التمسك بذیل الولایه، حسن حسن‌زاده آملی)
آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید. عالمی ،‌ رهبری ، موحدی ، سیاسی ، دینداری ، انسانی ، ربانی ، پاك منزه ، كسی كه دنیا شكارش نكرده ، قدر این نعمت عظما را كه خدا به شما عطا فرموده ، قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید. مبادا این جمعیت ما را ، مبادا این كشور ما را ، مبادا این كشور علوی را ، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند. خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

* رهبر ، خود شما
مرحوم حاج احمد آقای خمینی تعریف كرده‌اند: در سال 65، جلسات هفتگی سران قوا در دفاتر یكی از آنها یا در جماران ، البته بدون حضور امام برگزار می‌شد. در یك جلسه‌ای كه در جماران تشكیل شده بود ، من ، آیت‌الله خامنه‌ای ، آقای موسوی‌اردبیلی ، آقای میرحسین موسوی و آقای هاشمی رفسنجانی حضور داشتیم. از قرار اتفاق ، در همان روز آقای منتظری نیز با امام جلسه داشتند. در آن سال ، هر وقت امام با آقای منتظری ملاقات می‌كرد ، بعد از جلسه برافروخته و عصبانی بودند. به‌طوری كه در چهره‌شان مشخص و نمایان بود. در وسط جلسه بودیم كه ناگهان امام بدون در زدن ، یك‌دفعه با حال عصبانیت شدید و برافروختگی وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: "من از اول با قائم‌مقامی آقای منتظری مخالف بودم، ایشان به درد رهبری بعد از من نمی‌خورد." جلسه امام كه تمام شد، همه سران قوا و من، در یك سكوت سنگینی فرو رفتیم و همه متحیر از این جملات بودیم؛ چون سابقه نداشت و حضور غیر منتظره امام هم نشان از اهمیت موضوع بود. بعد از مدتی سكوت ، آقای خامنه‌ای شروع به صحبت كردند كه: آقای منتظری شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولانی‌مدت رفتند و... و از آقای منتظری تعریف كردند و در آخر هم آقای خامنه‌ای گفتند كه خب اگر ایشان نباشد ، چه كسی باشد؟ امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقای حبیبی دبیر كل مؤتلفه)
امام خمینی بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال 60 كه قبل از ریاست جمهوری حضرت آقا اتفاق افتاد ، فرمودند: "خداوند ذخیره انقلاب را حفظ كرد... اكنون دشمنان انقلاب ، با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم(ص) و خاندان حسین بن علی (ع) هستید... عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر كشور ، بلكه جهان ، جریحه‌دار نمودند... من به شما خامنه‌ای عزیز تبریك می‌گویم كه در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی، سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.
علی‌محمد بشارتی نقل می‌كند: در تابستان سال 58 هنگامی كه مسئول اطلاعات سپاه بودم ، گزارشی داشتیم كه آقای شریعتمداری در مشهد گفته بود: "من بالاخره علیه امام اعلام جنگ می‌كنم." خدمت امام رسیدیم و ضمن ارائه گزارشی ، خبر مذكور را هم گفتیم. ایشان سرش پایین بود و گوش می‌داد. این جمله را كه گفتم، سربلند كرد و فرمود: "اینها چه می‌گویند؟! پیروزی ما را خدا تضمین كرده است. ما موفق می‌شویم، در اینجا حكومت اسلامی تشكیل می‌دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می‌سپاریم." پرسیدم: خودتان؟ امام سكوت كردند و جواب ندادند. حضرت امام می‌فرمودند: یك نفر را مثل آقای خامنه‌ای پیدا بكنید كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار و بنای قلبی‌اش بر این باشد كه به این ملت خدمت كند. پیدا نمی‌كنید ، ایشان را من سال‌های طولانی می‌شناسم.

پی‌نوشت:
خاطرات ذكر شده در بالا ، قسمت كوچكی از خاطراتی بود كه به مناسبت سالروز تولد مقام معظم رهبری ، توسط خبرگزاری فارس جمع‌آوری شده است. برای خواندن متن كامل ، اینجا را كلیك كنید.
ان‌شاءالله امشب در حرم امام رضا (ع) ، دعاگوی همه هستم. یا علی!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[فقط همین]



طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  امام زمان (عج)،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 ساعت 10:23 قبل از ظهر توسط حیدر

گفت: فلانی رو می‌شناسی؟
گفتم: همون بسیجی داغ تندرو؟ چطور؟
گفت: چند روز پیش توی دانشگاه دیدمش كه ریشاشو تیغ زده ، موهاشو فشن كرده و با یه تیپ سوسولی می‌چرخیده و گفته دیگه خسته شدم و از بسیج اومدم بیرون.
گفتم: اول اینكه اون از اول هم بسیجی نبود. بسیجی بودن كه فقط به كارت بسیج داشتن و ریش گذاشتن نیست. كسی كه هر حرف چرت و پرت و فحشی از دهنش بیرون بیاد و هر كاری ازش سر بزنه ، بسیجی نیست. فقط ادای بسیجیا رو درمیاره. ریشش بی‌ریشه بود! تازه مگه هركی از بسیج بیاد بیرون یا بسیجی نباشه ، دیگه مسلمون نیست؟! درضمن یادت نره كه تاریخ ثابت نشون داده كه سرانجام تمام افراد تندرو و عقده‌ای همینه!

پی‌نوشت:
سلام. امروز یه چیز جالب شنیدم. یكی از فامیل‌ها می‌گفت دوستش برای پیروزی یكی از تیم‌های فوتبال تو جام جهانی ، ختم قرآن انجام داده! گفتم كاشكی برای چیزای دیگه هم از این كارا انجام می‌دادیم!

بعدالتحریر:
با كمی تأخیر ، شهادت امام موسی كاظم (ع) رو تسلیت عرض می‌كنم و امیدوارم هممون از پیروان راستین و حقیقی اون امام باشیم و مورد شفاعت ایشون قرار بگیریم ...

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[فقط همین]



طبقه بندی: انقلاب اسلامی،  تحلیل،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 تیر 1389 ساعت 08:27 بعد از ظهر توسط حیدر

 

سلام. امروز سالروز ترور آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در 6 تیر 1360 توی مسجد جامع ابوذر به دست منافقینه. ولی‌ای كه اگه نبود ، معلوم نیست تا الان چه بلایی سر كشور و انقلابمون اومده بود. خورشیدی كه نورافشانیش توی گرد و غبار فتنه ، انقلاب رو به سلامت از این برحه دشوار عبور داد. خورشیدی كه دشمن دوست نداره باشه.
فردا هم سالروز شهادت آیت‌الله شهید دكتر بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب به دست منافقین كوردل كوته فكر در سال 7 تیر 1360 توی دفتر حزب جمهوریه. منافقینی كه با اینهمه جنایت ، الان نگران حقوق بشر توی ایران هستن! این ترور ضربه بزرگ و جبران‌ناپذیری به ایران و انقلاب زد. بطوریكه آیت‌الله خامنه‌ای در زمانی كه مرم شعار می‌دادن «آمریكا در چه فكریه ، ایران پر از بهشتیه» اعلام نمود: «دیگر این مملكت بهشتی به خودش نخواهد دید»
در كل خدا رو شكر كه «حضرت آقا» هنوز قرص و محكم پابرجاست و ان‌شاءالله با دستان مبارك خودشون ، این انقلاب رو تحویل صاحب واقعیش یعنی امام زمان (عج) بدهند.

پی‌نوشت:
رحم الله عمی العباس ...
به رغم مدعیانی كه منع عشق می‌كنند ، جمال چهره تو حجت موجه ماست آقا!
اللهم عجل لولیك الفرج

لینك‌های مرتبط:
ناشنیده‌های محافظ رهبر انقلاب از ترور 6 تیر
رابطه عطریانفر با عامل ترور مقام معظم رهبری
خاطراتی از همراهی رهبر انقلاب و شهید بهشتی
رؤیای صادقه امام درباره شهادت آیت الله بهشتی

بعدالتحریر:
فتح‌المبین كه بودم ، جهاد سازندگی استان گیلان یه مناجات خیلی خوشگل از حاج حسن خلج با امام زمان (عج) كه با دكلمه و یه آهنگ زیبا میكس كرده بودن رو پخش می‌كردن كه خیلی دنبالش گشتم و پیداش نكردم. تا اینكه چند روز پیش اتفاقی توی وبلاگ «مجنون مهدی (عج)» پیدا كردم. فایل صوتیش رو می‌تونید از اینجا دریافت كنید. پیشنهاد می‌كنم از دستش ندید!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: تصویر،  انقلاب اسلامی،  دل نوشته،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 خرداد 1389 ساعت 02:35 بعد از ظهر توسط حیدر

جمعه شب شبکه سوم تلویزیون ، مستند تقاطع درباره قتل نداآقاسلطان را نشان داد. الان قصد بررسی مستند و کیفیت آن را ندارم. چه آنکه در برابر ساخته بی سر و ته صدای آمریکا این یک شاهکار به حساب می آمد. قسمتی از فیلم به عباس کارگر جاوید اختصاص داشت. فرد بسیجی که به گفته آرش حجازی ، قاتل ندا بوده است. اما نه اسلحه‌ای از او پیدا شد و نه سندی بر قاتل بودن وی. دیروز عباس درحالی جلوی دوربین رفت که با ماسک صورتش را پوشانده بود. ماسکی که برای او زندگی را به ارمغان آورده بود. او به خوبی از خودش دفاع کرد و همه اتهامات را پاسخ داد.
تکه ای از فیلم اما تکان‌دهنده بود. عباس رو به استاد موسیقی و دیگر شاهد قتل می‌گوید: شما هم مثل من متهم به قتل ندا بودید ، اما کدامتان زندگی‌اش را رها کرد؟ من الان توی اتاق 6 متری زندگی می‌کنم. شماره تلفن و آدرس من در سراسر دنیا پخش شد. بیشترین آزار و اذیت را من متحمل شدم، چرا؟
چرایش را من می گویم. چون عباس یک بسیجی بود. آن‌شب غمی در صدا و سیمای عباس دیدم که اضطرار در آن موج می زد. عباس به جای من آنجا بود. به جای تو. به جای تک تک ما. حالا همین جا اعلام می‌کنم و از همه دوستان وبلاگ‌نویس می خواهم تا اعلام کنند و به این جمع بپیوندند: ما همه عباس کارگر جاویدیم.

منبع: وبلاگ شخصی محمدرضا باقری

پی‌نوشت:
فردا (دوشنبه) اولین روز از ماه مبارك رجبه. توی این ماه گرفتن روزه مستحبی خیلی ثواب داره. تازه جالب اینه كه روز اول این ماه ، مصادف شده با دوشنبه. (گرفتن روزه مستحبی توی روزهای اول هر ماه قمری و همچنین روزهای دوشنبه و پنجشنبه ، خیلی توصیه شده.) هم ثواب می‌برید ، هم آماده می‌شید برای ورود به ماه مبارك رمضان (كه دلم خیلی براش تنگ شده!) من رو هم از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید. یا علی!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[فقط همین]



طبقه بندی: ویژه،  دل نوشته،  انقلاب اسلامی، 
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: