تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - مطالب مقاومت اسلامی
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 بهمن 1390 ساعت 04:48 بعد از ظهر توسط حیدر
* جنگ‌های داخلی لبنان برای خودش فیلمی بود. یکبار که سوار بر نیسان پاترول -که اطرافش پر بود از آرم سپاه و عکس امام- از سوریه به لبنان می‌آمدیم. نزدیک بعلبک ، بین نیروهای فلسطینی جنگ شده بود. ترافیک شدیدی شده بود و جاده بسته بود. یکی از ژاندارم‌های لبنانی ، جلو می‌آمد و به آنهایی که بوق می‌زدند ، فحش می‌داد. نگاهش که به ماشین سپاه افتاد ، شروع کرد به بوسیدن آن. جلو آمد و پس از روبوسی با همه‌مان ، عذرخواهی کرد و با داد و فریاد ، ماشین‌های دیگر را مجبور کرد تا از شانه جاده پایین بروند و راه را برای ما باز کنند. یک آن درگیری قطع شد. دوطرف جاده آسفالت ، عده‌ای مسلح به دوشکا و آرپی‌جی و حتی تفنگ 106 منتظر بودند تا ما رد شویم که دوباره جنگ را شروع کنند! برایشان دست تکان دادیم. اشاره کردند زودتر رد شویم تا درگیری را شروع کنند. چند نفر از بچه‌ها از ماشین پیاده شدند و شروع کردند به توزیع تصویر امام. درگیری متوقف بود تا اینکه ما از آنجا دور شدیم. دوباره صدای انفجار و شلیک به گوش رسید.
جلوتر تصادفی بین دو ماشین رخ داده بود که با دیدن ماشین سپاه ، ما را به داوری خواندند. راننده‌مان گفت: «یه صلوات بفرستین و برید خونه‌هاتون!» خونسرد و آرام ، طوری که باور نمیشد تا دقایقی پیش همین‌ها به خون هم تشنه بودند ، صلواتی فرستادند ، روی هم را بوسیدند و هریک به راه خود رفتند!

* روز شنبه اول آذر 1365 ، همراه سیامک به «ستاد جذب و هدایت کمک های مردمی» در کوچه قائم ، انتهای خیابان خیام رفتیم. وقتی به سیدمحمد جلالی‌پروین گفتم: «پدرآمرزیده! بیا و یه کار خیر بکن. نفری یه دست از اون لباس کره‌ای‌های مشدی به ما بده!» با ناراحتی نگاهی انداخت و گفت: «اون لباسا و کفشای کی‌کرز مخصوص نیروهای تو جبهه است، نه تهران!» نگاهی به لباس کره‌ای اطوکشیده‌ای که بر تن داشت و کفش کی‌کرز پایش انداختم و نگاهی هم به برگه اعزام خودمان که برای فردا بود و با خود خندیدم!
التماسش کردم. گفتم: «حاج محمد! حیفه به خدا! من خودم پول ندارم ، وگرنه می‌رفتم آزاد می‌خریدم. چند حلقه فیلم عکاسی به من بده تا این دوربین رو که می‌برم منطقه ، از بچه‌ها عکس بگیرم. وقتی قسم خورد که هیچی فیلم و لوازم عکاسی ندارند ، مثل همیشه که در برابر قسم خوردن ، حق را به طرف مقابل می‌دهم ، کوتاه آمدم. ولی همینطور که داشتیم در حیاط ستاد قدم می‌زدیم ، یکی از نیروهایش برحسب اتفاق ، در کانتینری را باز کرد تا چیزی بردارد. از شانس بد سیدمحمد ، جلوی ما بود و چشم من به قفسه‌هایی افتاد که مملو بودند از فیلم و دوربین عکاسی! وقتی با تعجب و ناراحتی گفتم: «پدر آمرزیده! این همه فیلم اینجا دارید ، اون‌وقت قسم می‌خوری که هیچی ندارید؟» که سریع به نیرویی که این خطا را مرتکب شده بود توپید و در کانتینر را بست!

* کنار سنگرمان (عملیات کربلای 5 – شلمچه) جمعی چهار پنج نفره را دیدم که نداشتن سلاح و تجهیزات ، نشان می‌داد از بچه‌های گردان رزمی نیستند. تازه اگر هم بودند ، باید می‌شناختمشان. اما ظاهر هیچکدام برایم آشنا نبود. جلوتر که رفتم ، شنیدم یکی از آنها می‌گفت: «اول من می‌رم کار می‌کنم ، اگر من رو زدن ، تو بیا» و به بغل دستی‌اش اشاره کرد. دیگری هم با خونسردی و آرام گفت: «باشه. ولی اگه من رو زدن ، لودر بعدی بیاد من رو از جاده بندازه کنار تا راه بسته نشه».
تازه فهمیدم قضیه از چه قرار است. بچه‌های دلاور جهاد سازندگی بودند. قراری هم که در کمال خونسردی می‌گذاشتند ، قرار شهادت بود. هرروز چندین لودر و بولدوزر هدف توپ‌های دشمن قرار می‌گرفتند ، منهدم می‌شدند و راننده‌شان به شهادت می‌رسید ، اما راننده بعدی بی‌هیچ ترس و واهمه و بدون هرگونه امنیت و جان‌پناهی ، .مقابل تانک‌های تا خرخره مسلح ، سینه سپر می‌کرد و به کار خود ادامه می‌داد ؛ چه بسا بسیار خطرناک‌تر از کار یک آرپی‌چی‌زن ...

پی‌نوشت 1:
سلام. دیگه برای بقیه‌اش ، خودتون برید این کتاب زیبا رو بخرید و مطالعه کنید!

پی‌نوشت 2:
متأسفانه الان بچه مذهبی‌هامون دو دسته شدن. یک دسته بسیجی، یک دسته هم هیئتی. اما هیئتیِ بسیجی کم داریم. اگه به خیلی از این بچه هیئتی‌هامون بگی باید همین الان اسلحه برداری و بجنگی، بلد نیستن حتی با اسلحه کار کنن؛ چه برسه به تاکتیک‌های نظامی و غیره و ذلک! مگر اینکه خدمت رفته باشن و تازه یادشون هم نرفته باشه! اونوقت چطور ادعا می‌کنن که میخوایم انتقام سیلی حضرت زهرا (سلام‌الله علیه) رو بگیریم و تو رکاب امام زمانمون شهید بشیم و ...؟!
هیئتامونم اکثرآ شده ادابازی! بزرگترین دعاهایی هم که اونجاها صورت می‌گیره و یا به قول خودشون بزرگ‌ترین آرزوهاشون ، معمولآ یا زیارت کربلاست ، یا ساختن حرم برای ائمه اطهار (علیهماالسلام)! این چیزا خوبه ، اما نباید هدف بشه برامون تو زندگی. هدفمون باید شیعه واقعی شدن و اخلاق حسینی و زینبی داشتن تو زندگی باشه ، نه ساختن حرم! به عبارت دیگه ، ما اول باید برادریمونو ثابت کنیم! نه اینکه بریم تو هیئت و یکم ادا اصول از خودمون درآریم و سینه‌مونو سرخ کنیم و شام بخوریم و بیام بیرون دوباره روز از نو ، روزی از نو! همون آدم سابق بشیم!
خیلی متأسفم که اصلآ به فکر ظهور و مهدویت و امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه اشریف) و وظایفی که نسبت به ایشون به عنوان منتظر داریم (که البته اگر باشیم) ، نیستیم. یا چرا تا اسم امام حسین (علیه‌السلام) میاد اشک می‌ریزیم ، اما برای غربت و مظلومیت آقا امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه اشریف) ککمون هم نمی‌گزه؟! شک ندارم اگه این همه که تا الان طالب زیارت حرم امام حسین (علیه‌السلام) هستیم، طالب ظهور آقامون بودیم، تا الان ایشون ظهور فرموده بودن! اشکال از ماست!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: معرفی،  مقاومت اسلامی،  دفاع مقدس،  امام زمان (عج)،  دل نوشته،  لبنان، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 خرداد 1390 ساعت 05:21 بعد از ظهر توسط حیدر

سالروز آزادسازی جنوب لبنان از لوث صهیونیست‌ها به دست رزمندگان مقاومت اسلامی (25/می/2011 - 05/خرداد/1389) گرامی باد. ان‌شاءالله بزودی شاهد آزادسازی بیت‌المقدس از دست اشرار اسرائیلی باشیم ...

پی‌نوشت:
سلام. با اینكه یكم دیره ، ولی ماهی رو هروقت از آب بگیری می‌میره!!!

بعدالتحریر:
به خاطر مشكلاتی كه برای سایت عاشورا پیش اومده ، تا اطلاع ثانوی قالب رو تعویض نمی‌كنم. یا علی!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  مقاومت اسلامی،  لبنان، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 فروردین 1390 ساعت 03:00 بعد از ظهر توسط حیدر
به گزارش سرویس سیاسی بی‌باک ، سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی از برگزاری رزمایش این رژیم به منظور جنگ همزمان با ایران و سوریه خبر داد. در یک رزمایش یازده روزه ، ارتش اسرائیل به بررسی نظری شیوه‌‌های دفاعی جدیدی پرداخت که فرض آن ، حمله هم‌زمان چند کشور از چند جهت مختلف به سوی اسرائیل بوده است.
سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در ادامه افزود: سناریوی فرضی این رزمایش آن بود که سوریه و ایران به اسرائیل حمله کرده‌اند و هم‌زمان حزب‌الله از شمال و حماس از جنوب ، خاک اسرائیل را هدف صدها و شاید هزاران موشک قرار می‌دهند. رویاروئی با چنین خطری ایجاب می‌کند که نیروهای زمینی ، دریایی و هوایی ، همراه با دیگر یگان‌ها و شاخه‌های ارتش به‌طور هم‌زمان بتوانند با حداکثر هماهنگی ، به دفاع از کشور بپردازند.

پی‌نوشت:
سلام. یه ضرب‌المثلی هست كه می‌گه: «موش تو سوراخ نمی‌رفت ، جارو به دمش می‌بست!» این موش‌های كثیف ، تاحالا چندبار مقابل گروه‌هایی مثل حزب‌الله و حماس شكست خوردن ، اونوقت دارن رزمایش می‌گذارن كه  بگن مثلآ اگه همه با هم بهشون حمله كردن ، می‌خوان چكارهایی انجام بدن! ولی بگذارید من بدون برگزاری این رزمایش بهتون بگم: «بنشینید و نابود شدن خودتونو تماشا كنین»

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  ارتش های دنیا، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1389 ساعت 03:12 بعد از ظهر توسط حیدر
اساس مشکل در دنیاى اسلام آمریکاست. حضور مستکبرین و مستعمرین در دنیاى اسلام،  همیشه بیشترین و بزرگترین ضربه را به هویت اسلامى و مردمى ملتها زده. از شرق دنیاى اسلام بگیرید ، از اندونزى و مالزى و هند، تا برسید به آفریقا؛ همه‌جا حضور مستعمران بوده است که ملت‌ها را ضعیف کرده، خون آنها را گرفته، اراده‌هایشان را تضعیف کرده. امروز آن مستکبر و مستعمر، آمریکاست؛ بقیه در حاشیه‌اند. حضور آمریکا بزرگترین مشکل است. گفت: «وجودک ذنب لایقاس بها ذنب». از همه‌ى بدبختى‌هاى دنیاى اسلام بزرگتر ، امروز حضور آمریکاست؛ این را باید علاج کرد. باید آمریکا را از عرصه دور کرد ، او را تضعیف کرد. خوشبختانه ضعیف هم شده‌اند. آمریکاى امروز ، آمریکاى بیست سال قبل و سى سال قبل نیست. آمریکا امروز بشدت ضعیف شده است. این را باید نگه داشت. نباید ناامید بود.
امام خامنه ای در دیدار با شرکت‌کنندگان کنفرانس وحدت اسلامی

پی‌نوشت:
روز 9 مارس (18 اسفند) روز جهانی خشم ملت‌ها علیه امریکا نام‌گذاری شده. توی این روز ، با هر وسیله‌ای كه می‌تونید (پست توی وبلاگ ، طراحی پوستر ، كلیپ و ...) خشم خودتونو نسبت به آمریكا ابراز كنید. درضمن تبلیغات راجع به این موضوع یادتون نره. به امید نابودی شیطان بزرگ آمریكا

لینك مرتبط:
سایت رسمی 9 مارس ، روز خشم ملت‌ها علیه آمریكا

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: ویژه،  مقاومت اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 09:50 بعد از ظهر توسط حیدر
«شكى نیست كه بر اساس حقایقى كه خداى متعال تقدیر كرده است، خاورمیانه‌ى جدید شكل خواهد گرفت. این خاورمیانه، خاورمیانه‌ى اسلام خواهد بود»
"مقام معظم رهبری در دیدار با رهبران گروه‌های جهادی و مبارز فلسطینی ، 8/اسفند/1388"

پی‌نوشت:
سلام. به تاریخ این سخنرانی توجه كنید ، درست زمانیه كه همه شدیدآ درگیر مسائل داخلی ایران بودن و كسی فكرش رو هم نمی‌كرد بخواد این اتفاقات توی جهان عرب (اونم مهمترین و استراتژیك‌ترین كشورها) بی‌افته. این مرد بزرگ رو به این راحتی نمیشه شناخت. فقط گذر زمان می‌تونه بعضی از ابعاد ایشون رو آشكار كنه ...
رحلت پیامبر رحمت (ص) ، شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) رو به عموم مسلمین خصوصآ شیعیان جهان تسلیت عرض می‌كنم. التماس دعا.

لینك مرتبط:
مشاهده متن كامل سخنان معظم‌له در دیدار با رهبران گروه‌های جهادی و مبارز فلسطینی

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  حضرت آقا،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 شهریور 1389 ساعت 05:35 قبل از ظهر توسط حیدر

آل حیدر غریب است چون هابیل
جان ما وقف آقاست چو اسماعیل
اصل دین است همین مرگ بر اسرائیل

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]



طبقه بندی: تصویر،  مقاومت اسلامی،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 بهمن 1388 ساعت 04:01 بعد از ظهر توسط حیدر

 

دو سال پیش در چنین روزایی ، مجاهد نستوه و خستگی ناپذیری به شهادت رسید كه هنوزم صهیونیست‌ها از شنیدن نامش ، لرزه به بدنشون می‌افته. اونا هنوزم منتظر انتقام خون حاج رضوان هستن. پس بگذار توی این انتظار شكننده باقی بمونن. متن زیر ، قسمتی از سخنان سیدحسن نصرالله ، دبیر كل حزب الله لبنان درباره شهید عماد مغنیه (حاج رضوان) در مراسم سالروز شهدای مقاومت در منطقه «ضاحیه» در حومه جنوبی بیروت در تاریخ 27/11/88 هست:
«یك سؤال در یادبود رهبران و فرماندهان شهید باقی می‌ماند و آنهم درباره گرفتن انتقام خون «حاج مغنیه» از رژیم صهیونیستی است و به صراحت به شما می گویم كه برخی صهیونیست‌ها فكر می‌كردند كه حزب الله یك هدف سطح پایین را برای گرفتن انتقام عماد مغنیه انتخاب خواهد كرد تا بگوید كه این اقدام ، انتقام خون حاج مغنیه بود. اما تاكید می‌كنم كه در دو سال گذشته ، ما اهداف سطحی بسیاری برای گرفتن انتقام وی داشتیم ، اما این كار را نكردیم. زیرا كسی كه می خواهیم انتقام خون او را بگیریم ، عماد مغنیه است.
ما اهدافی را كه می‌توانیم از طریق آن به صهیونیست‌ها بگوییم كه پاسخ ما به ترور مغنیه چیست ، می شناسیم و دشمن ما نگران است و بگذارید تا در نگرانی به سر ببرد. ما كسی هستیم كه زمان و مكان و هدف را انتخاب خواهیم كرد و در یادبود حاج عماد به شما می گویم انتقامی كه می خواهیم بگیریم ، انتقامی متناسب با جایگاه عماد مغنیه است. ما انتقام را برای انتقام نمی خواهیم ؛ بلكه می خواهیم از كل موضوعی كه عماد مغنیه تجلی‌بخش آن بود ، حفاظت كنیم.
ما به راه فرماندهان خویش وفادار هستیم و به شهدای خود می گوییم كه مطمئن باشند راه شما را ادامه خواهیم داد و برادران شما آرزوهایتان را تحقق خواهند بخشید. مطمئن باشد ای فرماندهان.»

لینك مرتبط:
مرد سایه و باران

پی‌نوشت:
این عكس رو دوست عزیزم «سعید صفا - sa_safa@yahoo.com» طراحی كرده كه امیدوارم كپی‌رایت رو رعایت كنید تا حق‌الناس به گردنتون نیفته.

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: تصویر،  مقاومت اسلامی،  شهداء،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 آذر 1388 ساعت 06:20 بعد از ظهر توسط حیدر

در 17 فوریه 1986 ، ناگهان تمام نیروهاى اسرائیلى به وضعیت آماده‌باش كامل جنگى در آمدند. نیروها ، تانك‌ها و هواپیما به حركت در آمدند و دوباره مناطقى را كه سال قبل از آن عقب‌نشینى كرده بودند را اشغال كردند. این وضعیت براى هفت شبانه روز به همین منوال باقى ماند. اشغالگران عملیات شبیخونی را در چندین مكان به اجرا در آوردند و ده‌ها جوان را از روستاهاى مختلف جنوب لبنان بازداشت كرده و براى بازجویى به مكان دیگرى منتقل كردند. آنها به دنبال دو سرباز اسرائیلى بودند كه مقاومت اسلامى در سال‌هاى اول تاسیس ، آنها را در جنوب لبنان به اسارت برده بود.
تاریخ ، این عملیات را به نام عملیات «دو عالم» ثبت كرد. ولى در میان بر و بچه‌های حزب الله به نام «عملیات دو اسیر» مشهور شد و در واقع اولین عملیات موفق گرفتن اسیر بود؛ زیرا قبلآ مقاومت اسلامى بارها سعى كرد سربازان اسرائیلى را به اسارت بگیرد. ولى در اثر موانعى كار ناكام مى‌ماند. فرمانده این عملیات موفق شخصى به نام جواد بود كه نامی بسیار آشنا و دلنشین براى رزمندگان بود و بعد از شهادتش همه فهمیدند كه این فرمانده متواضع «شهید سمیر مطوط» نام دارد.
گفته مى‌شود كه در آن روز ، شهید سمیر مطوط به خانه خود در منطقه اوزاعى رفته و ماشین خود را در كنار تعداد زیادى از مردم كه در آنجا تجمع كردند ، پارك مى‌كند تا به خانه رفته و لباس خود را عوض كند. از افرادى كه در كنار خیابان تجمع كرده بودند مى‌پرسد چه خبر است؟ آنها مى‌گویند مگر اخبار را نشنیدى؟ مقاومت توانست دو سرباز اسرائیلى را به اسارت ببرد. وى بدون اینكه هیچ حرفى بزند ، مدتى به سخنان پر شور و حماسی این افراد گوش مى‌دهد و سپس به خانه رفته ، لباس‌هایش را عوض مى‌كند و با ماشینى كه دو اسیر اسرائیلى در داخل آن بودند ، از كنار جمعیت دور شده و به مكان نامعلومى مى‌رود. این عملیات در واقع ابعادى بیش از یك عملیات داشته و نشان از مرحله جدیدى از عملیات‌هاى موفق مقاومت داشت كه عزم و اراده مجاهدان به قدرى مستحكم شده بود كه مى‌توانستند دست به عملیات پرجرات بزنند.
فرمانده این عملیات ، بعد از یك سال در عملیات پاكسازى پایگاه اسرائیلى قله مرتفع «على الطاهر» به همراه سه تن از هم‌رزمانش به نام حسن شكر ، جعفر المولى و حسن كسروانى به شهادت مى‌رسد. اسرائیل براى سال‌ها از تحویل جسد این شهید به خانواده‌اش خوددارى مى‌كرد. تا اینكه در سال 1996 اسرائیل مجبور شد در مقابل تحویل گرفتن همان دو سرباز اسرائیلى كه قبلا سمیر مطوط اسیر كرده بود ، جسد وى را به همراه 45 اسیر لبنانى بازداشتگاه خیام و همچنین جسد 123 مبارز مقاومت تحویل خانواده‌اش بدهد.
در واقع این عملیات یكى از سلسله عملیات‌هاى موفق است كه سمیر مطوط و سایر هم‌رزمانش انجام دادند و در نهایت به سرانجامى رسیدیم كه اكنون شاهد آن هستیم. وى در واقع از افرادى است كه گوى سبقت را از سایرین ربوده بودند و در آن شرایط سخت و طاقت فرسا ، جزو مؤسسان مقاومت اسلامى به حساب مى‌آیند. خیلى از هم‌رزمان وى نیز به شهادت رسیدند و آنهایى كه هنوز زنده‌اند ، از فرماندهان عالى‌رتبه مقاومت به حساب مى‌آیند و به خاطر مسائل امنیتى ، این امكان نبود كه با آنها تماس برقرار كرده و مستقیمآ خاطرات و اطلاعات آنها را در مورد شهید سمیر مطوط بگیریم. با این حال همه متفق‌القول هستند كه وى چنان عزم و اراده آهنینی داشت كه منبع امیدوارى همه هم‌رزمانش بود. وى چنان ایمان و باورى به اندیشه‌هاى خود داشت كه در عملیات‌ها حتى در صورت بروز مشكلات و موانع ، آنها را كنار مى‌زد. شور و نشاط و انگیزه وى در جهاد مقدس به قدرى بالا بود كه الگویى براى همه مبارزان بود. در كنار این شور و حماس ، از دقت بالایى در برنامه‌ریزى عملیات‌ها برخوردار بود و مى‌توانست پیش‌بینى دقیقى از مشكلات و موانع را ارائه دهد و تصمیمات وى در عملیات‌ها تصمیماتی به موقع و به جا بود.
شهید جواد در زمانی به مقاومت پیوست كه مقاومت هیچ پشتوانه مادى نداشته و جوانان بدون هیچ توقع مزد و پاداشى به مقاومت پیوسته بودند. شرایط بسیار سخت بود و از همه جهت و از همه طرف محاصره شده بودند. در میان مردم ناشناس بودند و بسیار مورد بى‌مهرى قرار مى‌گرفتند و آنها را به تهور متهم مى‌كردند. شرایطى كه كم‌تر كسى جرأت ابراز حمایت از آنها را داشت. در واقع مردان آن دوره به اندازه چهل مرد بودند. آنها سلاح و مهمات كافى نداشتند ، چه برسد به اینكه سلاح‌هاى پیشرفته و آموزش‌هاى عالى امروزه را داشته باشند. آنها تمام تجارب خود را با مجروح و شهید شدن یكى از هم‌رزمانشان به دست آورده بودند. ولى در مقابل چنان عزم و اراده‌اى داشتند كه كوهى از موانع و مشكلات را از جا كنده و روز به روز بر تاكیتك‌هاى نظامى خود مى‌افزودند.
با وجود اینكه تاكتیك‌هاى مقاومت در آن زمان بر جنگ و گریز استوار شده بود ، ولى از ویژگی‌هاى شهید جواد مى‌توان به این مسئله اشاره كرد كه هیچ وقت اجازه نمى‌داد جسد شهیدى در صحنه كارزار باقى بماند و خود اصرار مى‌كرد كه جسد شهید را بر دوش گرفته و به عقب بكشاند. حمایت وى از هم‌رزمانش در تمام مراحل عملیات در جنگ و گریزهاى برق آساى مبارزان نیز زبان‌زد تمام رزمندگان مقاومت بود.
خواهرش تاكید كرد كه سمیر در هیچ كدام از عملیات‌هایى كه خود در آن حضور داشته ، مجروح یا شهیدى را در صحنه نبرد رها نكرده است. با وجود اینكه نام آنها آوازه خاص و عام شده بود و نامشان ورد زبان‌ها شده بود ، ولى بسیار متواضع بودند و هیچ كسى در مورد فعالیت‌هایشان اطلاعاتى نداشت. تنها یك عكس از وى وجود دارد كه مربوط به یكى از عملیات‌هاست كه مقاومت توانست زرهپوشى از اسرائیلى‌ها را به غنیمت بگیرد و آنها براى انتقال این زرهپوش مجبور شدند از بین روستا عبور كنند. در حالى كه مردم و خبرنگاران در مسیر منتظرشان بودند.
خواهرش زینب در یكى از نوارهاى عملیات مقاومت صداى برادرش را تشخیص مى‌دهد و دستى را مى‌بیند كه شبیه دست برادرش است و از او مى پرسد كه شما در این عملیات بوده‌اید و وى به شدت این موضوع را انكار مى‌كند. یك روز هم یكى از دوستانش به خواهر سمیر مى‌گوید كه برادرت فرمانده ماست و او دستور مى‌دهد و ما اجرا مى‌كنیم. سمیر به خواهرش جواب مى‌دهد كه به حرفش گوش نكن! شوخى مى‌كند. یكى از هم محله‌اى‌هایش مى‌گوید سمیر در یكى از عملیات‌ها زخمى شد و به بیمارستان منتقل شد. وى در میان كسانى كه براى بازدید از وى آمده بودند ، شایع كرده بود كه به خاطر انفجار كپسول گاز زخمى شده است.
جوانان محل ، تنها مى‌دانستند كه سمیر جوان مذهبى و متواضعى است كه با كودكان همانند بزرگسالان دوست بود و به همراه سایر دوستانش پیشآهنگى مذهبى را براى كودكان محله خود تأسیس كرده بودند. دختران محله او مى‌گفتند كه در اثر ارشادات وى بود كه ما قانع شده و حجاب را بر سر كردیم. یكى از این دختران مى‌گفت كه سخنان وى چنان حساب شده و قانع كننده بود كه حجاب را پذیرفتم و امر به معروف و نهى از منكر وى چنان از سر دلسوزى بود كه براى شنونده به هیچ وجه سخت و سنگین نمى‌آمد.
شهید سمیر مطوط در سال 1987 شهید شد و با انتشار خبر شهادتش و برملا شدن هویتش همه هم محله‌اى‌هاى وى شوكه شده بودند. خواهرش زینب مى‌گوید خبر شهادتش به ما دیر رسید و ما خبر شهادت هم‌رزش حسن شكر را زودتر شنیدیم و براى تسلیت گفتن به نزد خانواده وى رفتیم؛ ولى در آنجا نگاه خاصى به من داشتند. اطلاع نداشتم كه سمیر به همراه آنها بوده است تا بالاخره یكى پیش قدم مى‌شود و مى‌گوید تماس با برادرت قطع شده است و البته بعد از كمى مقدمه‌چینى خبر شهادت برادرم را مى‌دهد و از من مى‌خواهد كه به نحوى مادرم را از این امر مطلع كنم.
مادرم تنها یك آرزو داشت و آن این بود كه بر سر خاك برادرم حاضر شود. ولى 40 روز قبل از مبادله اسرا و بازگشت جسد سمیر مطوط ، وى از دار فانى رفت و ترجیح داد فرزندش را در بهشت ملاقات كند. در تمام این نه سال تنها چیزى كه مادرش را دلدارى مى‌داد ، این بود كه سمیر مطوط هر از چندگاهى در خواب و بیدارى به مادرش سر مى‌زد و او را دلدارى مى‌داد. زینب توقع نداشت ما ضرورتآ این حرف‌ها را باور كنیم؛ ولى توقع داشت آنان كه به آیه «الشهداء أحیاء عند ربهم یرزقون» ایمان دارند ، سخنان او را باور کنند.

لینك مرتبط:
از رهبران حزب‌الله چه می‌دانید؟ + عکس

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  شهداء، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 09:08 بعد از ظهر توسط حیدر

 

ما به بنی اسرائیل در كتاب آسمانی اعلام كردیم كه دوبار در زمین فساد خواهید كرد و برتری جویی بزرگی خواهید نمود. هنگامی كه نخستین وعده فرا رسد ، گروهی از بندگان پیكارجوی خود را بر ضد شما برمی انگیزیم تا (شما را سخت درهم كوبند ؛ حتی برای بدست آوردن مجروحان) درون خانه ها را جستجو كنند و این وعده ایست قطعی. سپس شما را بار دیگر بر آنها چیره می كنیم و شما را بوسیله اموال و فرزندان كمك خواهیم كرد و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرار می دهیم. (و به آنها گفتیم:) اگر نیكی كنید ، به خودتان نیكی می كنید و اگر بدی كنید ، باز هم به خود می كنید و هنگامی كه وعده آخر فرا رسد ، (آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه) آثار غم و اندوه در چهره شما ظاهر می‌شود و آنها داخل مسجد (الاقصی) می‌شوند ، همانگونه كه بار اول وارد شدند و آنچه را زیر سلطه (خود) می‌گیرند ، درهم كوبیده و نابود می‌كنند.

منبع: قرآن كریم ، سوره اسراء ، آیات 4 تا 7

این كلام خداوند متعال است. صهیونیست های غاصب زورگو ، آماده باشید! ما در راهیم ...

لینك های مرتبط:
جنبش وبلاگی یمانی - حمایت از شیعیان یمن
دانلود ویژه نامه کشتار شیعیان یمن جهت انتشار در دانشگاه‌ها و مجامع عمومی

اللهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  كلام خدا،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آبان 1388 ساعت 06:26 بعد از ظهر توسط حیدر

شهید احمد قصیر در خانواده ای مذهبی در یکی از روستاهای حومه لبنان به نام «دیر قانون النهر» چشم به جهان گشود. تا سه سالگی به همراه خانواده اش در عربستان و سپس لیبی و دوران نوجوانی و شروع جوانی را مجددآ در عربستان سپری نمود. هنوز هفت ماه از تجاوز اسرائیلی ها به جنوب لبنان نگذشته بود که به اتفاق خانواده راهی محل تولد خود شد.
وی از طریق یکی از دوستان خود به حزب الله لبنان معرفی و آمادگی خود را برای انجام یک عملیات استشهادی تاریخی و به یاد ماندنی اعلام نمود. عملیلاتی که در میان بهت و حیرت اسرائیلی‌ها و خصوصآ قصاب معروف اسرائیلی «شارون» ، به وقوع پیوست و برگ زرینی از مجاهدت و دشمن ستیزی مسلمانان و مایه غرور و سربلندی حزب الله است.
همان دوستی که احمد قصیر را برای عملیات استشهادی معرفی نموده بود ، مسئول جمع آوری مواد منفجره و آماده سازی خودروی سفید رنگ پژو 504 احمد قصیر شد. احمد در اولین مذاکره‌ای که در این خصوص با سران حزب الله از جمله سیدحسن نصرالله (دبیر کل حزب الله لبنان) داشت اعلام کرد كه تنها شرط او برای انجام این عملیات بزرگ این است که روز و ساعت عملیات را خودش تعیین کند. این شرط مورد قبول قرار گرفت و خودرو آماده شد. دوست احمد پس از آماده سازی خودرو به شهید قصیر گفت كه تصمیم سازمان عوض شده و می‌بایست من این عملیات را انجام دهم! شهید به شدت مخالفت می کند و ملکیت ماشین را بهانه قرار داده و با فتوای شرعی یکی از افراد سازمان ، اختیار ماشین به شهید احمد قصیر داده شد كه این معنای واقعی «فستبقو الخیرات» است. شهید هر روز برای انجام عملیات استخاره می کرد که تا سه بار بد آمد. به همین خاطر ، مسئولین حزب الله گمان کردند که وی در انجام عملیات مردد شده است. لذا تصمیم به تعویض وی گرفتند. اما بالاخره بار چهارم در حالی که باران به شدت می بارید ، استخاره خوب آمد و بامداد روز یازدهم نوامبر 1982 میلادی (21 آبان 1361 شمسی) شهید احمد قصیر به طرف مقر صهیونیست‌ها حرکت كرد.


شهید احمد قصیر (امیر الاستشهادیون)

یکی از شاهدان عینی  در این رابطه می‌گوید: بین ساعت شش و نیم تا هفت صبح ، پژوی احمد قصیر چندین بار طول خیابان را طی کرده و دوباره باز می‌گشت. بعدآ مشخص شد که در آن ساعت باران لحظه به لحظه شدت پیدا می کرده و صهیونیست‌هایی که داخل چادرهای اطراف مقر بوده اند ، در حال جابجا شدن برای رفتن به داخل ساختمان هشت طبقه مقر خود هستند و شهید منتظر بوده تا تعداد بیشتری از آنها وارد ساختمان شوند. بالاخره شهید با آخرین سرعت ، اتومبیل حاوی مواد منفجره را وارد طبقه اول ساختمان كرده و در عرض چند ثانیه ، تمامی ساختمان به تلی از خاکستر تبدیل شد. آریل شارون (وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی) دقایقی پس از این حادثه خود را به محل وقوع انفجار رساند. در اثر این عملیات استشهادی ، بیش از 151 تن از صهیونیست‌ها به هلاکت رسیدند. همچنین به واسطه این عملیات ، 13 نفر از زبده ترین افسران شاباك (سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل) كه فرماندهی آنها را ژنرال «عاموس ریمون» بر عهده داشت نیز به هلاك رسیدند. لازم به ذكر است تا به امروز ، این تعداد تلفات از نیروهای شاباك در هیچ معركه‌ای تكرار نشده است. چند ساعت بعد نیز که کاروان صهیونیست‌ها به محل حادثه اعزام شد ، شهید حسن قصیر (برادر احمد) ، با خودروی دیگری خود را به ستون کاروان نظامیان زده و تعداد زیادی از آنها را به هلاکت رساند. بواسطه قولی که دو شهید از همرزمان خود گرفته بودند ، تا دو سال و نیم بعد ، خبر شهادتشان را به خانواده‌شان نمی‌دهند و مادر شهید فکر می‌كرد فرزندانش در اسارت هستند.
آری جوان 18 ساله حزب الله ، بنیان گذار مکتبی شد که هنوز که هنوز است به عنوان غیرقابل کنترل‌ترین شیوه مبارزه بر علیه ایادی استکبار به شمار می رود و هر بار که عملیاتی استشهادی صورت می پذیرد ، لرزه بر اندام صهیونیست‌های متجاوز می افتد. با وجود اینچنین جوانان مؤمن ، شجاع و متعهدی است که گروه های مبارز خصوصآ حزب‌الله ، خار چشم دشمنان اسلام شده اند و بی دلیل نیست که مقام عظمای ولایت «حضرت آیت الله خامنه‌ای» رهبر مسلمانان و آزادگان جهان ، حزب الله را بازوی توانمند مبارزان اسلام معرفی نموده اند.
صهیونیست‌ها از این روز با عنوان «فاجعه صور» نام می‌برند كه به زبان عبری می‌شود «آسون صور». از آنجایی كه احمد قصیر اولین مجری عملیات استشهادی در لبنان بود ، معروف شد به «فاتح عصر شهادت‌طلبان» یا «امیر الاستشهادیون» و روز شهادتش در لبنان را به نام «یوم الشهید - روز شهید» نامگذاری كردند.

منابع: جنبش عدالتخواه دانشجویی و وبلاگ مرصاد 67

پی‌نوشت:
سلام. این مطلب به دلیل اینكه چند روز نبودم و همچنین به دلیل فراموشی ، یك مقدار دیر شد. خیلی اتفاقی داشتم ID یاهو (heydar_114) رو چك كردم كه دیدم یكی از دوستان این روز رو تبریك گفته. ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است. نكته تأسف برانگیز اینه كه نه تنها توی تقویم‌ها (حتی تقویم تصویر عشق ستاد مركزی راهیان نور) این روز مشخص نشده ، بلكه صدا و سیما و حتی قریب به اتفاق سایت ها و وبلاگ ها هم در این رابطه سكوت كردن. یعنی یا خبر ندارن ، یا براشون مهم نیست و چیزی برای نوشتن ندارن.

لینك مرتبط:
پژو 405 سفیدی كه كابوس آفرید.

جهت یادآوری:
مطلب سال گذشته من در رابطه با روز شهید كه خوندنش خالی از لطف نیست.



طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  شهداء،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 مهر 1388 ساعت 05:17 بعد از ظهر توسط حیدر

حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی ، رئیس ستاد اقامه نماز كشور در یك برنامه تلویزیونی به مناسبت عید فطر اظهار داشت: به من گفتند یك عده‌ای شعار داده‌اند كه «نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران». اگر اینطور است پس نمازتان را هم تغییر بدهید و بگویید «السلام علینا و علی ایرانیان» درحالی كه باید بگوییم «و علی عباد‌الله صالحین» یعنی هرجا بنده صالحی هست باید كمك كنیم. قرآن می‌گوید كه یك هشتم زكات برای «مؤلفة قلوبهم» است و می‌گوید این را حتی به كافر هم بدهید تا به شما علاقمند شود ، چه برسد به مسلمان.
وی با بیان اینكه من برای كار سیاسی این حرف‌ها را نمی‌گویم ، بلكه به عنوان معلم قرآن حرف می‌زنم گفت: ما باید از مظلوم دفاع كنیم ، حتی اگر مشرك باشد ؛ قرآن می‌فرماید زمان قیامت می‌پرسند كه به چه گناهی این دختر را زنده بگور كردید؟ به این نكته توجه كنید كه مسلمانان دختر را زنده بگور نمی‌كردند. بلكه مشركان در صدر اسلام دختر را ننگ می‌دانستند و زنده‌ بگور می‌كردند. قرآن حتی برای دختر مشرك هم غصه می‌خورد و حالا ما مسلمان هستیم. «نه غزه نه لبنان» می‌دانی یعنی چه؟ یعنی «نه قرآن». ما باید حركتی بكنیم كه به غیرت عرب‌ها بر بخورد و مدعیان حقوق بشر رسوا شوند كه هیچ كاری برای مسلمانان غزه نكردند.
وی با طرح این سئوال كه با آن شعارها چه كسانی دلخوش شده‌اند اظهار داشت: ما ایران را دوست داریم ، اما ایران پرست نیستیم. حب وطن خوب است. اما پرستش وطن شرك است؛ ما نه پدر می‌پرستیم ، نه آیت‌الله ، نه حزب ، نه سیاست ، نه عمامه ، نه لباس و نه كت و شلواری ، ما فقط خداپرست هستیم و وطنمان را هم دوست داریم. ما به ایران عشق می‌ورزیم و به ایرانی بودن خود افتخار می‌كنیم و از كشورمان هم دفاع می‌كنیم. اما نه اینكه حالا چون ایرانی هستیم ، شعارهایی بدهیم كه ضدقرآن باشد. مگر ما در ماه رمضان دعا نخواندیم كه «اللهم اغن كل فقیر»؟ بعد در جمعه آخر ماه رمضان ، 5 نفر یا 100 نفر یا هزار نفر و یا 20 هزار نفر یا هرچقدر دیگر بیایند و بگویند فقط ایران؟ پس دعاهایی كه خواندیم دروغ بود؟
قرائتی خطاب به كسانی كه اینگونه شعارها را سر داده‌اند اظهار داشت: شعارهایتان را از یك اسلام‌شناس بپرسید و حواستان باشد دنبال موجی نرویم كه بعدآ در قیامت جوابی برای آن نداشته باشیم؛ مراقب باشیم آب به آسیاب دشمن نریزیم.

منبع: خبرگزاری فارس نیوز - با اندكی تغییر

لینك مرتبط:
نظر امام پیرامون «مرگ بر روسیه» چیست؟
دانلود كلیپ تصویری صحبت‌های آقای قرائتی درباره این موضوع

پی‌نوشت بی‌ربط:
دیروز در حرم مطهر امام رضا (ع) ، دعاگوی همه بودم. با اجازتون شب هم رفتم ارتفاعات مشهد (كوهسنگی) و در جوار شهدای گمنام ، بازم به یاد همه دوستان بودم! البته یه عكس هم گرفتم كه حرم هم توش معلومه. عكسو می تونید اینجا ببینید. (با موبایل گرفتم ، ببخشید اگه زیاد خوب نشده!)

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  كلام خدا،  دل نوشته،  غزه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 شهریور 1388 ساعت 09:06 قبل از ظهر توسط حیدر

حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، در پیام تاریخی خود که شانزدهم مرداد 1358 در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال 1399 هجری قمری خطاب به مسلمانان جهان صادر کردند ، چنین فرمودند:
بسم‌الله الرحمن الرحیم
من طی سالیان دراز ، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون ، این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می‌کند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن ،‌به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد ، به عنوان «روز قدس» انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین‌المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.

والسلام علیکم و رحمة‌الله برکاته

روح‌الله الموسوی الخمینی (صحیفه امام ، جلد 9 ، صفحه 267)

پی‌نوشت:
سلام. امروز روز قدسه. امیدوارم مردم ایران اسلامی هم مثل سایر مردم دنیا ، به دور از گرایش‌های سیاسی و اعتقادی و برای حمایت از مردم بی‌دفاع فلسطین به صحنه بیان و خشم و انزجار خودشون رو از رژیم غاصب صهیونیستی اعلام كنن. یا علی!

لینك مرتبط:
واكنش مردم به حضور موسوی ، كروبی و خاتمی و بطری‌های آب آشامیدنی

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 شهریور 1388 ساعت 02:10 بعد از ظهر توسط حیدر

محمد از همان كودكی ، پرچم مبارزه با اشغالگری رژیم صهیونیستی را بر دوش گرفت و زمانی كه دید دشمنان در فلسطین فساد و تباهی می‌كنند ، عزم خود را جزم كرد تا سرزمینش را از لوث این فاسدان بپالاید. قبل از فرار صهیونیست‌ها از نوار غزه ، با پرتاب سنگ به مبارزه با جنایت پیشگان برخواست و پس از آن نیز به حملات موشكی به مناطق صهیونیستی روی آورد. وی در سال 2000 به همراه همرزمانش محمد تتر و عاصم السوسی به عضویت حماس درآمد. این حركت پس از موافقت شیخ احمد یاسین (رهبر معنوی حماس) و رایزنی وی با مسئولان ذیربط صورت گرفت و آنها در سال 2002 ، به عضویت نخستین گروه از گردان‌های شهید عزالدین قسام در منطقه تل اسلام درآمدند.
محمد در آغاز فعالیت‌هایش در این گردان ، دوره مقدماتی نظامی را پشت سر گذاشت و با موفقیت ، فعالیت خود را در قالب یگان‌های مرزبانی آغاز نمود. وی پس از مدتی كوتاه ، از خود شجاعت و جسارت نشان داد و در سایه آن توانست به عنوان فرمانده یگان مرزبانی انتخاب و سپس به یكی از فرماندهان یگان گردان‌های قسام مبدل شد. پس از اینكه برادران مسئول این گردان‌ها ، موفقیت و توانمندی و لیاقت او را دیدند ، محمد را به عنوان فرمانده یكی از گروهان‌های این گردان ها انتخاب نمودند و پس از مدتی نیز محمد ابوكرش (ابی مصعب) به عضویت شورای نظامی منطقه تل اسلام ، البصره و الزیتون درآمد.
وی در مقابله با حملات و یورش های وحشیانه اشغالگران صهیونیست سرافراز و سربلند بیرون آمد ؛ به ویژه در مقابله با حملات اشغالگران صهیونیست به محله الزیتون و یورش به بازار خودروها در جنوب غزه و یورش به منطقه تل اسلام كه در آن با حملات خمپاره ای خودروهای دشمن را هدف قرار داد.
فرماندهان گردان های قسام ، به خاطر توانمندی های فوق العاده محمد و روحیه پرجوش و خروش و آمادگی بالایش برای مبارزه و مقاومت ، او را برای شركت در دوره 6 ماهه آموزشی پیشرفته موسوم به «یگان ویژه» معرفی كردند كه محمد در این مدت ، موفق شد تاكتیك ها و فنون پیشرفته رزمی ، ساخت و شلیك موشك ، فنون عملیاتی و یورش به كمین ها و بسیاری دیگر از مسائل نظامی كه یك مبارز فلسطینی را برای نبرد با دشمن صهیونیستی كاملآ آماده می كند را فرا گرفت و به یكی از مربیان ورزیده و پخته گردان‌های قسام تبدیل شد. پس از آن ، شروع به فراگیری فنون نظامی موسوم به حملات موشكی نمود و سپس به یكی از فرماندهان حملات موشكی به شهرهای نتزاریم و مین گذاری در مسیر حركت كاروان های نظامی صهیونیست ها مبدل گشت.


شهید محمد ابوكرش (ابی مصعب) ، از فرماندهان بزرگ گردان‌های قسام

ترور محمد ابوكرش
محمد در راه مبارزه ، مقاومت و دفاع از سرزمینش كه قبل از صهیونیست‌ها ، مزدوران داخلی در كمین آن نشسته‌اند ، از خود رشادت ها و جانفشانی های زیادی به خرج داد. عناصر سازمان حفاظت اطلاعات تشكیلات خودگردان فلسطین ، 5 بار در صدد ترور وی برآمدند كه در جریان این ترورها ، یكی از برادرانش زخمی و همرزم و دوستش «عمر محمد تتر» به شهادت رسید. پس از آن دوران تعقیب محمد از سوی دشمن صهیونیستی و عناصر سرویس‌های امنیتی آغاز شد. تا اینكه عناصر محمد دحلان (سركرده شورشیان جنبش فتح) در تاریخ 06/02/2007 با كمینی كه در مسیر حركت او و یكی از برادران زخمی‌اش به سمت بیمارستان الشفاء ترتیب داده بودند ، محمد را ترور نموده و به شهادت رساندند.
حلمی عابد یكی از مجروحان این اقدام ناجوانمردانه بود كه صحنه ترور را اینچنین بازگو می كند: «در حالی كه راهی بیمارستان الشفاء بودیم ، گروهی از جیره‌خواران اسرائیل وابسطه به محمد دحلان ، خودرو ما را محاصره نموده و از ما خواستند كه پیاده شویم و رو به دیوار بایستیم و دست‌هایمان را بالا بگیریم و در همین حین ، ناگهان اقدام به تیراندازی به سوی ما نمودند كه در پی این اقدام ناجوانمردانه ، محمد ابوكرش به شهادت رسیده و دو تن از برادران نیز زخمی شدند.
در پی این اقدام تروریستی ، گردان های شهید عزالدین قسام با انتشار بیانیه ای ، شهادت «محمد دیب سلیم ابوكرش» 24 ساله را به خانواده‌اش ، ملت فلسطین و امت‌های عربی و اسلامی تبریك و تسلیت گفتند. از سوی دیگر ، اسماعیل رضوان (سخنگوی حماس) طی یك كنفرانس مطبوعاتی در تاریخ 07/02/2007 ، ضمن محكوم نمودن این جنایت وحشیانه ، جریان كودتاگر و خدمتگذار رژیم صهیونیستی را مسئول این جنایت هولناك و شرم‌آور خواند و افزود كه این تعدی بزدلانه ، به منزله نقض آشكار توافقنامه آتش‌بس امضاء شده میان حماس و فتح به شمار می‌رود.

«بدرود ای قهرمان! دیده در فراق تو اشكبار است. خداحافظ ای محمد! تو روخ روح و جان خویش را در راه حق فدا كردی و برای جهاد در راه خدا ، مجدانه كوشیدی تا تمامی آنانی را كه مقدسات سرزمینت را لوث و تو را از زیارت معراجگاه نبی مكرم اسلام (ص) محروم نمودند ، بیرون برانی. اینك جهاد ستیزان و اهریمنان در مقابل تو قد علم كرده‌اند. مگر آنان نمی دانند كه نابودی آنها برای خداوند عزوجل ، راحت‌تر از آن است كه خانه كعبه فرو ریزد ، بدون آنكه یك قطره خون مسلمانی بر زمین ریخته شود. بدا به حال آنان! زیرا عذاب خداوند متعال در انتظار آنان است. خداوندی كه در كتابش می‌فرماید: هر كس مؤمنی را از روی عمد بكشد ، مجازات او آتش جهنم است و تا ابدالدهر در آن باقی می ماند و خداوند بر او خشم می‌گیرد و او را به شدت عذاب می‌دهد.»

منبع: ماهنامه تخصصی دفاع مقدس (شمیم عشق) - با اندكی تغییر

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: تصویر،  مقاومت اسلامی،  شهداء، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 9 خرداد 1388 ساعت 03:05 بعد از ظهر توسط حیدر

الله اكبر. بسم الله الرحمن الرحیم.
نگاه ارمیا به مهر افتاد. مهری كه دیگر سیاه شده بود. دو روز پیش بود كه سربازی از سربازان مخصوص انتقال كه هنوز مانده بود ، مهر ارمیا را به دست گرفت و با آن به بازی پرداخت. شاید برای اینكه سر صحبت را باز كند و شاید هم به خاطر علاقه‌اش از ارمیا خواست كه مهر را به او بدهد.
- ارمیا! مهرت خیلی خوش بوست. می‌دهی‌اش به من؟
ارمیا مثل مارگزیده ها از جا پرید.
- نه! جزو وسایل شخصی ام است.
و بعد مثل اینكه یاد كچل بودن سرباز نبود گفت:
- مثلآ تو شانه‌ات را به من می‌دهی؟
سرباز ناراحت و گرفته از در بیرون رفت. ارمیا هم مهر را از سجاده برداشت و با آن شروع  به بازی كرد. مهری كه دیگر سیاه شده بود.
ارمیا متوجه شد كه خیلی از نماز دور افتاده است. نمازش را شكست. حركاتش شاید نوعی معذرت خواستن از خدا بود. انحراف فكرش مثل همیشه او را تا مصطفا جلو برد و بعد ناگهان از جا پرید. به سرعت به بیرون از سنگر خیز برداشت. پوتین نپوشیده بود. كف پایش را سنگ‌ها خون انداخته بودند. اما ارمیا حس نكرد. حلقه سربازان را كه رو روی خاكریز دراز كشیده بودند برید. سلام‌های آنها را به یك سلام تلافی كرد. سرباز سیه چرده دیروزی را پیدا كرد. دستش را گرفت. جلو كشید و بوسید. سرباز ناخودآگاه خود را عقب كشید. اما ارمیا صبر نكرد. به روی پای سرباز افتاد. مهر را در دست سرباز گذاشت. ساعتش را درآورد و به سرباز داد. سربازها از شدت تعجب خشكشان زده بود. سرباز سیه چرده در حین دور شدن از ارمیا مبهوت او را نگاه می كرد.
فریاد می زد و می دوید.
- خدایا! من را ببخش. خاك چقدر مغروری؟ تو هیچ چیزی نیستی. وسایل شخصی؟ مرگ بر آن شخص كه من باشم. مصطفا وسایل شخصی نداشت. برای همین ازش هیچ چیزی نماند. آنوقت من به یك مهر كه شش ماه است رویش نماز می‌خوانم ، جوری علاقه دارم كه دل آن بیچاره را می‌شكنم. آن مهر نبود. بت بود. خدا برای این مصطفا را برد كه به چیزی جز خدا علاقه نداشت. دلش آزاد بود. اما من هنوز رنوی سفید یادم هست ، خانه سفید یادم هست ،‌ سجاده سفید یادم هست ...
چند دقیقه بعد از در سنگر دود بیرون می‌زد. ارمیا تمام مایملكش ، از سجاده و كتاب‌های دانش‌گاه تا جوراب‌های نو و لباس‌های تمیز مرخصی‌اش را آتش زده بود. ارمیا كنار آتش وسایلش تا به حال  اینقدر احساس تنهایی نكرده بود.

قسمتی از متن كتاب «ارمیا» ، اثر ماندگار رضا امیرخانی

سلام. خیلی از ماها ، بدون اینكه بدونیم ، به خیلی چیزا (حتی كوچیك) دل می بندیم كه شاید به ظاهر ابزاری برای رسیدن به خدا باشه ، اما دل بستنمون بهش ، باعث دوریمون از خدا می شه! برای رسیدن به خدا ، باید از كوچكترین چیزها هم گذشت. یا علی!

اللهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلك ...
[همین]



طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  دل نوشته،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اردیبهشت 1388 ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط حیدر

صحنه های مجاهدت های ملت فلسطین که در خلال مبارزاتشان در برابر اشغالگران خلق شد ، هرگز از ذهن ما پاک نمی شود. خانواده ای وجود ندارد که یکی از اعضایش شهید ، مجروح یا اسیر نشده باشد. حتی در بسیاری از خانواده های فلسطینی ، چندین شهید ، مجروح یا اسیر وجود دارد. شهید محمد شیخ خلیل فرمانده گروهان های قدس شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی که شب یکشنبه 25/09/2005 به وسیله بالگردهای صهیونیست ها ترور شد ، اولین کسی نبود که در خانواده اش شهید می شد و به ملکوت اعلا می پیوست. بلکه سه تن از برادرانش نیز در راه آزادی فلسطین به شهادت رسیده بودند و زمان آن فرا رسیده بود که در فردوس اعلا به آنها بپیوندد.

زندگینامه شهید
شهید محمد شیخ خلیل در شهر رفح دیده به جهان گشود و کودکی و نوجوانی خود را در کوچه های اردوگاه یبنا در این شهر سپری کرد. در مدارس آن درس خواند. هنگامی که انتفاضه اول آغاز گردید ، شهید در آن انتفاضه حضوری فعال داشت و در سال 1989 در حالی که تحت تعقیب بود به لبنان مهاجرت کرد. شیخ خلیل تصمیم گرفت که پس از امضای موافقت نامه اسلو در سال 1993 به وطن بازگردد. اما در راه بازگشت دستگیر و به پنج سال و نیم حبس محکوم گردید. شهید محمد شیخ خلیل 32 ساله ملقب به «هشت» ، تا لحظه شهادتش فرماندهی گروه های قدس را در جنوب نوار غزه بر عهده داشت. چندین بار از سوء قصد صهیونیست ها جان سالم به در برد. مقامات صهیونیست وی را به دست داشتن در چندین عملیات گروهان های قدس در جنوب نوار غزه و مشارکت با گروه های مخلتف مقاومت در مقابله با یورش های مکرر صهیونیست ها به رفح متهم کردند شهید شیخ خلیل اخیرآ در جشن های پیروزی فلسطینیان پس از عقب نشینی صهیونیست ها از نوار غزه ظاهر شد و کنفرانسی مطبوعاتی به این مناسبت برگزار کرد. وی به خاطر اندام تنومند و محاسن پرپشت از دیگران متمایز بود.

برادر سه شهید
در دو سال متوالی ، دو برادر محمد شیخ به نام های اشرف و شرف به شهادت رسیدند که اشرف در تاریخ 01/07/1991 در خلال درگیری مسلحانه با نظامیان اشغالگر و شرف در تاریخ 02/01/1992 در درگیری مسلحانه در وسط دریا در نزدیکی اردوگاه نهر البارد به شهادت رسیدند. برادر سوم این شهید نیز به نام محمود در جریان ترور محمد و موشکباران منزل آنها در اردوگاه یبنا به شهادت رسید.

مجاهدت ها
این مجاهد بزرگ ، فعالیت های جهادی خود را در خلال انتفاضه الاقصی ادامه داد و طرح نقشه چندین عملیات بر ضد پایگاه های ارتش اشغالگر و شهرک های صهیونیست نشین در خاک نوار غزه را به وی نسبت داده اند که از آن جمله می توان به عملیات مشترک گروهان های قدس با تیپ های الناصر صلاح الدین و گردان های شهید احمد ابو ریش اشاره کرد که در آن شهرک صهیونیست نشین «موراگ» هدف حمله قرار گرفت.
شهید محمد شیخ معتقد بود که مقاومت ، تنها راه آزادسازی فلسطین و بازگرداندن حقوق و دفاع از حقوق ملت فلسطین در برابر ادوات نظامی صهیونیست هاست . وی چند روز پیش از شهادتش تأکید کرده بود: «ما بار دیگر تأکید می کنیم که با هرگونه تلاش برای خلع سلاح مخالفیم. چرا که اشغالگر هنوز در سرزمین ما حضور دارند. سلاح ما وسیله ای برای سازش و باج دهی نیست و نمی توان آن را خرید و فروش کرد و اینکه تشکیلات خودگردان می خواهد به هر وسیله ای ما را نابود کند ، امریست در نزد ما مردود بوده و پذیرفتنی نیست».
شهید محمد شیخ در زمینه ارتباط تشدید حملات صهیونیست ها با سلاح مقاومت و واکنش شاخه های نظامی مقاومت در برابر نقض آتش بس از سوی دشمن صهیونیستی تصریح کرد: «دشمن صهیونیستی برای حمله به ملت ما ، به دنبال دلیل و برهان نمی گردد. بلکه این رژیم بر اساس قتل و ترور بنا شده است. خواه مقاومت در صحنه حضور داشته باشند یا نه! دشمن نیازی به عذر و بهانه ندارد و حوادثی که در کرانه باختری روی داده است ، بهترین شاهد این قضیه است.» شیخ خلیل به عملیات تروریستی ارتش اشغالگر در طولکرم اشاره کرد که در آن سه مجاهد جنبش جهاد اسلامی توسط نظامیان صهیونیست ترور شدند.
گفتنی است ساق دست شهید محمد شیخ در نوامبر سال 2001 در خلال مأموریتی که با شهید یاسر ابوالعیش شرکت کرده بود قطع شده بود.

عملیات های پیاپی برای ترور محمد شیخ
اشغالگران به شکل گسترده ، عملیات های خود را بر روی ترور مجاهد فلسطینی محمد شیخ خلیل که از مهمترین افراد تحت تعقیب آنها محسوب می شد ، متمرکز کردند. به طوری که چهار بار کوشیدند که وی را ترور کنند که ناکام ماندند. در آخرین باری که صهیونیست ها تلاش کردند وی را ترور کنند ، اکتبر 2004 بود که طی این عملیات ، یک بالگرد صهیونیستی ، موشکی را به منزل وی در اردوگاه یبنا در جنوب رفح شلیک کرد. اما وی به هنگام حمله در منزل حضور نداشت و در اثر آن ، محمود برادر محمد به شهادت رسید. در آخر نیز هواپیماهای صهیونیست ها در شب یکشنبه 25/09/2005 موفق شدند که با شلیک موشک به خودروی شیخ خلیل که در جاده ساحلی منطقه الهوا در جنوب شهر غزه در حال حرکت بود ، شلیک کنند که وی به همراه محمد برهوم محافظ شخصی اش و چند تن از عابران به شهادت رسید.

یکی از خطرناکترین افراد تحت تعقیب
صدها تن از اعضای حزب صهیونیستی لیکود ، هنگامی که تساحی هنگبی (رئیس مرکز لیکود) اعلام کرد که ارتش اشغالگر موفق شده است محمد شیخ خلیل از فرماندهان جهاد اسلامی را به شهادت برساند ، از شدت خوشحالی کف زدند. هنگبی گفت: «ما به شائول موفاز به خاطر این موفقیت بزرگ تبریک می گوییم که توانستیم خطرناک ترین فرد تحت تعقیب را که به اسرائیل لطمه های زیادی وارد کرده است را از بین ببریم»

تشییع پیکر شهید
هزاران فلسطینی ساکن شهر رفح ، ظهر روز یکشنبه 25/09/2005 پیکر فرمانده شهید محمد شیخ خلیل و محمد برهوم را تشییع کردند. تشییع کنندگان از بیمارستان ابویوسف النجار در این شهر به سمت منازل این شهیدان به راه افتادند و پس از وداع خانواده هایشان با آنها بر روی پیکرشان در مسجد العوده در مرکز شهر رفح نماز میت خواندند. هزاران شرکت کننده در این مراسم که در پیشاپیش آنها رهبران جنبش جهاد اسلامی حرکت می کردند و پرچم فلسطین ، جنبش جهاد اسلامی ، جنبش حماس ، کمیته های مقاومت مردمی ، جنبش فتح و جبهه خلق را در دست داشتند و تیر هوایی شلیک می کردند ، به راه افتادند. آنها در حالی که پیکرهای شهید خلیل محمد شیخ خلیل و محافظ او را حمل می کردند ، خواستار گرفتن انتقام خون این شهیدان از صهیونیست های قاتل شدند. آنها به سمت گلزار شهداء در شرق رفح حرکت کردند تا پیکر این دو شهید را به خاک بسپارند.

تجاوز اشغالگران صهیونیست به خطوط قرمز
ابوعبدالله (سخنگوی گروهان های قدس) در کنفرانسی مطبوعاتی تأکید کرد که گروهان های قدس ، این آتش بس را کاملاً لغو می کند. وی گفت: «در پی شهادت شیخ خلیل ، گروهان های قدس با موافقت رهبران سیاسی و به فرمان آنها این آتش بس را که دست مقاومت را برای پاسخگویی به تجاوزات صهیونیست ها بسته است ، لغو می کند و این رژیم را تهدید می کند که منتظر عکس العمل های پیاپی باشد.» وی تصریح کرد که با یک عملیات نمی توان انتقام خون شهیدان و در رأس آنها فرمانده محمد شیخ خلیل را گرفت.
عمر شلح از رهبران سیاسی جنبش جهاد اسلامی گفت که ترور رهبران مقاومت در غزه و کرانه باختری ، مانع واکنش های مستمر جنبش جهاد اسلامی در مقابل جنایت های اشغالگران نمی شود. وی اضافه کرد که اشغالگران صهیونیست ، با ترور شیخ خلیل فرمانده گروهان های قدس در نوار غزه و محافظ وی از خطوط قرمز عبور کرده اند که پاسخ به این اقدام ، کوبنده خواهد بود.

حمله موشکی گردان های قسام در واکنش به ترور شهید محمد
از سوی دیگر گردان های شهید عزالدین قسام ، مسئولیت شلیک 6 فروند موشک قسام را به پایگاه های نظامی صهیونیست ها در شرق شهر خان یونس برعهده گرفتند. یکی از یگان های گردان های قسام ، 3 فروند موشک قسام را به پایگاه نظامی صهیونیست ها در شرق شهرک خزاعه شلیک کرد. سپس گروهی دیگر از این گردان ها به سمت پایگاه کیزویم حرکت و 3 موشک قسام دیگر را به این پایگاه که نوار غزه را از سرزمین های اشغالی جدا می کند شلیک کردند. گردان های قسام با صدور بیانیه ای تأکید کردند که این حمله موشکی ، در واکنش به جنایت ترور محمد الشیخ خلیل فرمانده گروهان های قدس و حملات موشکی پیاپی به غزه صورت گرفته است. این گردان ها تهدید کردند که به تلافی کشتار ملت فلسطین از سوی اشغالگران ، عملیات های خود را افزایش خواهد داد.

پاسخ کوبنده ، جایگزین تهدیدات زبانی
کمیته های مقاومت مردمی ، شهادت شهید محمد شیخ خلیل را تبریک و تسلیت گفتند و تهدید کردند که به صهیونیست های حیوان و نظامیان اشغالگر پاسخ کوبنده ای خواهند داد. این کمیته ها با صدور بیانیه ای در مراسم تشییع اعلام کردند: «ما شهادت فرمانده شیخ خلیل را تبریک و تسلیت می گوییم و تأکید می کنیم که هیچ یک از اهداف دشمن صهیونیست از دست مجاهدان ما در امان نخواهد ماند و به تلافی این عملیات بزدلانه که همه گروه های مقاومت و تک تک فلسطینیان هدف آن بوده است ، پاسخ ما در اسدروت و در تمام نقاطی که اشغالگران در آن جا حضور دارند کوبنده خواهد بود.»
تیپ های الناصر صلاح الدین نیز تأکید کردند: «تیپ های الناصر صلاح الدین دیگر تحمل نخواهد کرد و تمامی مواضع صهیونیست ها را هدف حمله قرار می دهد و به دشمن درسی می دهد که هرگز آن را فراموش نکند. پاسخ کوبنده ما جایگزین تهدیدات زبانی خواهد شد.»
جنبش مقاومت اسلامی حماس ، گردان های شهید عزالدین قسام و بازهای فتح نیز در خلال مراسم تشییع پیکر این دو شهید بیانیه هایی خود را توزیع کردند. گردان های شهدای الاقصی نیز با صدور بیانیه ای خواستار یکپارچگی و تقویت وحدت ملی و حمله به دشمن صهیونیستی در همه نقاط شدند. این گردان ها با صدور بیانیه ای ، شهادت فرمانده شهید محمد شیخ خلیل را تبریک و تسلیت گفتند و او را همرزم خود خواندند و این عملیات را بیانگر این واقعیت دانستند که اشغالگران فقط زبان آتش را می فهمند. این گردان ها اعلام کردند: «شیخ خلیل پس از آنکه پوزه اشغالگران را به خاک مالید و سربازان صهیونیست را در مرز مصر با فلسطین در رفح تکه تکه کرد ، زندگی خود فدای راه فلسطین کرد.»

روحش شاد و راهش پر رهرو باد!
اللهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلک ...
[همین]

منبع: سایت اطلاع رسانی فلسطین



طبقه بندی: مقاومت اسلامی،  شهداء، 
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: