تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - مطالب تصویر
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 آبان 1391 ساعت 12:21 قبل از ظهر توسط حیدر
شهید مصطفی (کمیل) صفری تبار
نمیدونم اون چیزی که توی چشماش میبینم رو شما هم میبینید؟
من پاکی و معصومیت رزمنده های دوران دفاع مقدس رو توی چهرۀ یه رزمندۀ جوون و مصمم امروزی میبینم!
چیزی که خیلی وقته به این راحتی ها نمیشه پیدا کرد ...

لینک های مرتبط:
ننه من تکاور شدم! (گزیده زندگینامه و تصاویر شهید صفری تبار)
کلیپ صحبت های شهید صفری تبار در گلزار شهدای اصفهان درباره شهداء و آرزوی شهادت
کلیپی از پیدا شدن جنازۀ نیروهای یگان ویژه صابرین سپاه در تپه جاسوسان
 
پی نوشت 1:
سلام. چیه؟! دلم خواست ، برگشتم! برنامه ام هم اصلآ مشخص نیست. شاید ادامه دادم ، شایدم نه ...
 
پی نوشت 2:
چشم به هم زدیم ، محرم هم از راه رسید. ان شاءالله امسال تاسوعا و عاشورا ، در جوار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج (ع) خواهم بود. دعاگوی همه هم هستم! راستی خیلی برام دعا کنید. یه کارایی میخوام انجام بدم که برای شروع ، به دعای خیر تک تکتون نیاز دارم! خوهشآ دریغ نکنید. یا علی!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  نیروهای ویژه،  شهداء،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 اسفند 1390 ساعت 09:01 بعد از ظهر توسط حیدر
امام خمینی (ره): ملتی که شهادت دارد ، اسارت ندارد.



پی‌نوشت:

این عکس ، روانم رو نابود کرد. خدایا؛ خودت کمکم کن ... دیگه طاقت ندارم!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: غزه،  ویژه،  شهداء،  تصویر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ساعت 07:38 بعد از ظهر توسط حیدر

صهیونیست های خونخوار و جنایتكار بدانند كه خون مطهر شهیدانی همچون عماد مغنیه صدها عماد مغنیه می آفریند و مقاومت در برابر ظلم و فساد را دوچندان می كند. مردانی چون این شهید بزرگوار زندگی و آسایش و بهره مندی های مادی خود را در راه دفاع از مظلوم و مبارزه با ظلم و استكبار فدا كردند و این ارزش والایی است كه همه‌ی وجدان های انسانی در برابر آن سر تعظیم فرود می آورند. رضوان خدا بر او و بر همه ی مجاهدان راه حق باد.
«بخشی از پیام امام خامنه‌ای به مناسبت شهادت فرمانده جهادی ، عماد مغنیه»

پی‌نوشت:
سلام. خبر آمد خبری در راه است ... دعا کنید!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: لبنان،  ویژه،  شهداء،  حضرت آقا،  تصویر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 بهمن 1390 ساعت 07:06 بعد از ظهر توسط حیدر
به گزارش واحد اطلاع‌رسانی رزمنده‌گان مقاومت پاراچنار ، ظهر امروز (ساعت ۱۳ روز جمعه ۲۸ بهمن به وقت تهران) در حالی که اهالی پاراچنار از نماز جمعه به منازل و محل کسب و کار خود باز می‌گشتند ، انفجاری مهیب تمام این شهر را لرزاند. این انفجار که در کورمی بازار (یکی از پر اردحام‌ترین بازارهای پاراچنار) و توسط یک عامل انتحاری برروی یک موتور سیکلت انجام شد ، 26 شهید و  45 جان‌باز در پی داشت.
لازم به ذکر است فرد انتحاری ، از وابسته‌گان گروهک مرتد وهابیت و نیروهای طالبان پاکستان بود که شب قبل را در هتل الفاروق پاراچنار (متعلق به سلفیون ایالت کورم ایجنسی) گذرانده و تمهیدات و چه‌گونه‌گی جنایت وی نیز در همان هتل طرح‌ریزی شده بود. از همین رو مردم نماز‌گزار پاراچنار پس از پی بردن به این موضوع ، به هتل مزبور حمله‌ور می‌شوند تا آن‌جا را که لانه‌ی فساد و جاسوسی وهابیون بوده به آتش بکشند که با اقدام شدید ارتش پاکستان مواجه شده و در همین اثناء ، 7 تن از شیعیان معترض به ضرب گلوله‌ی ارتش پاکستان به شهادت رسیده و یک تن دیگر نیز با اقدام عمدی ، در زیر شنی‌های تانک ارتش له شده و شهید می‌گردد. گفتنی است دو خودروی ون نیز که امروز از پیشاور به سمت پاراچنار در حرکت بودند به دلایل نامعلومی هنوز به مقصد خود نرسیده و از سرنوشت سرنشینان این دو خودرو نیز اطلاعی در دست نیست.
گفتنی است این دومین حادثه‌ی دل‌خراش در پاراچنار پس از انعقاد قرارداد به اصطلاح صلح از اول پاییز ۱۳۹۰ می‌باشد که به صورت یک طرفه و از جانب وهابیون و طالبان نقض می‌شود. شایان ذکر است پاراچنار در سه ماه گذشته ، آرام‌ترین روزهای خود را ظرف ۶ سال اخیر داشته است. همچنین اقدامات امروز در پاراچنار، بی‌ارتباط با سفر رییس جمهور کشورمان به آن کشور نیست. لذا انتظار می‌رود جهت تسلای خاطر مظلومان پاراچنار دولت جمهوری اسلامی موضعی قاطع اتخاذ نماید.

تصویری از انفجار امروز در پاراچنار
تصویری از انفجار امروز در پاراچنار

پی‌نوشت:
سلام. حرفی برای گفتن ندارم. یعنی نه که نداشته باشما ، اما دیگه خسته شدم از "حرف زدن" ...

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  شهداء،  ویژه،  پاراچنار، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 ساعت 09:52 بعد از ظهر توسط حیدر

حالا دیگر نه حاجی بخشی هست ، نه آن لندکروز قراضه ، نه سیمینف و نه آن عَلَم بزرگ و پرهیبت!
«چقدر هوا دلگیر است ...»

لینک مرتبط:
رهبر سیاسی شاد کننده و شبهه نظامی‌ای حرفه‌ای

پی‌نوشت:
سلام. رحلت این پیر بسیجی رو تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم با امام حسین علیه‌السلام و شهدای کربلا محشور بشه. برای شادی روحش ، فاتحه‌ای قرائت کنیم همراه با صلوات بر محمد (ص) و آل محمد (ص).

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایاً ًكمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: ویژه،  دفاع مقدس،  تصویر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 09:01 قبل از ظهر توسط حیدر
موضوع انشاء: احساس خود را درباره عکس ذیل بنویسید!



پی‌نوشت بی‌ربط:
گاهی وقتا یادمون میره «چیزی که عوض داره ، گله نداره!»

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  شهداء،  تحلیل،  غزه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 آذر 1390 ساعت 12:55 قبل از ظهر توسط حیدر
پدر کودک را بغل کرد و در آغوش گرفت.
کودک هم می‌خواست پدر را بلند کند و در آغوش بگیرد ؛ ولی نتوانست.
با خود گفت: حتمآ چند سال بعد می‌توانم!
بیست سال بعد ، پسر توانست پدر را بلند کند.
پدر سبک بود ؛ به سبکی یک پلاک و چند تکه استخوان ...



پی‌نوشت:
سلام. تو چشم برهم زدنی ، نصف دهه اول محرم تموم شد! من که انگار طلسم شدم! نمی‌دونم چم شده. امیدوارم زودتر به خودم بیام. دارم فرصت‌ها رو یکی یکی از دست می‌دم. دعام کنید رفقا!

پی‌نوشت بی‌ربط:
امیدوارم جمهوری اسلامی تو ادامه روابطش با روباه پیر ، یه تجدید نظر کلی و فوری داشه باشه!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: دل نوشته،  شهداء،  دفاع مقدس،  تصویر، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 آبان 1390 ساعت 09:10 بعد از ظهر توسط حیدر
یا ایها الذین آمنو ؛ آمنو ...
ای کسانی که ایمان آورده‌اید ؛ ایمان آورید ...



اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: ویژه،  كلام خدا،  تصویر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آبان 1390 ساعت 05:25 بعد از ظهر توسط حیدر
تو خونه نشستی که احساس می‌کنی دلت گرفته. برا همین تصمیم می‌گیری بری مشهد زیارت امام رضا علیه‌السلام! بعد شروع می‌کنی به مرور خواسته‌ها و حاجت‌هات و اسامی کسایی که مشکل دارن و التماس دعا. تا خود مشهد هم مدام به همین چیزا فکر می‌کنی. اما پات که می‌رسه به حرم ، انگار دیگه حرفی برای گفتن نداری! بهو همه چیز از یادت می‌ره! یا شایدم مطمئنی حالا که تا اینجا اومدی ، بخوای نخوای حاجت روا شدی! پس دیگه گفتن لازم نیست. یه زیارت باحال می‌خونی و تو سکوت ، یکم به ضریح امام رضا علیه‌السلام نگاه می‌کنی و با دلی آرام و قلبی مطمئن از حرم می‌زنی بیرون. بعدشم فقط سکوته و آرامش ...


پی‌نوشت 1:
سلام. قسمت شد دیشب حرم امام رئوف علیه‌السلام بودم. جای همتون خالی.

پی‌نوشت 2:
امروز (20 آبان) سالروز ورود حضرت آقا (مدظله‌العالی) به شهرمونه. خیلی روزای قشنگی بود. یادش بخیر ...

پی‌نوشت 3:
تولد امام هادی علیه‌السلام رو به همه شیعیان جهان تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم من رو از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید.

پی‌نوشت 4:
گفته بودم که بیایی غم دل با تو بگویم/ چه بگویم كه غم از دل برود چون تو بیایی

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  حضرت آقا،  دل نوشته،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آبان 1390 ساعت 02:28 قبل از ظهر توسط حیدر
داره بارون میاد و من مثل همیشه تنهام. خیلی از گوش دادن به صدای بارون و نگاه کردن به بیرون از پنجره اتاقم لذت می‌برم؛ همون لذتی که قدم زدن توی خیابون برفی برام داره! اساسآ چون از سرما و برف و بارون خوشم میاد ، توی پاییز و زمستون حالم خیلی بهتر از بهار و تابستونه.


با نظرات بقیه کاری ندارم. اما به نظر من ، زمستون فصل عشق و عاشقی‌های خاصه! چون هرکسی حاضر نمیشه مثلآ ساعت 1 نصف شب ، رخت‌خواب گرم و نرمشو بی‌خیال شه و توی بارش برف یا بارون ، از خونه بزنه بیرون و شروع کنه به قدم زدن! اونایی که میان، معمولآ عاشقن ...

بعدالتحریر:
خیلی درده که ره‌بر مملکتت و شیعیان جهان باشی ، اما حسرت زیارت خونه خدا مونده باشه توی دلت و امیدی هم در این رابطه نداشته باشی! لازم نیست من حرف دیگه‌ای بزنم! چون با خوندن متن پایین که حاشیه نویسی آیت‌الله العظمی خامنه‌ای تو سال 1370 برای کتاب «سفر به قبله» (سفرنامه‌ی حج هدایت‌الله بهبودی) نوشته شده ، همه چیزو می‌فهمی:
«این کتاب مرا باز در شور و حال حسرت‌آلود زیارت خانه‌ی خدا و حرم رسول‌الله (ص) فرو برد. شور و حال و اشتیاقی که دیگر امیدی هم با آن نیست. تا به یاد دارم - از سال‌های دور جوانی - هرگز دل خود را از آتش این اشتیاق ، رها نیافته‌ام. اما حتی در دوران سیاه اختناق که هر روحانی بامعرفت و بی‌معرفتی ، با رغبت و یا حتی از سر سیری ، آسان می‌توانست در خط حج قرار بگیرد ... و من نمی‌توانستم! یا بهتر بگویم: هیچ حمله‌دار و رئیس کاروانی از ترس ساواک شاه، نمی‌توانست و جرأت نمی‌کرد نام مرا در فهرست حاجی‌های خود - چه رسد به عنوان روحانی کاروان - بگذارد. بله! حتی در آن دوران سخت هم دلم از امید زیارت کعبه و بوسه زدن بر جای پای پیامبر (ص) در مکه و مدینه ، خالی نمانده بود ... و این امید اگرچه با حج ده روزه‌ی سال 58 که به فضل شهید محلاتی قسمتم شد ، برآورده گشت ، اما آتش آن شوق سوزنده‌تر و مشتعل‌تر شد ... در سال‌های ریاست جمهوری چشم امید به پس از آن دوران دوخته بودم ... اما امروز ...؟ شور و اشتیاقی بی‌سکون و امیدی تقریبآ فرو مرده... تنها تسلا به خواندن اینگونه سفرنامه‌ها یا شنیدن آنهاست که خود بازافزاینده‌ی شوق نیز هست.
این کتاب ، شیرین ، موجز ، باروح و هوشمندانه نوشته شده است. زیارت قبول؛ عزیز نویسنده!»

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 ساعت 03:57 بعد از ظهر توسط حیدر
قذافی هم کشته شد. دستگیری و مرگ این دیکتاتور خون‌خوار تو اون وضعیت ، پیامی بود برای تمام دیکتاتورهای منطقه و جهان که یکم بیشتر به پایان کارشون فکر کنن! به این فکر کنن که هرچقدر هم که مردم رو بکشن ، باز هم نمی‌تونن از تقدیر الهی فرار کنن. به این فکر کنن که اگه کنار نکشن ، چیزی جز ذلت و مرگ در انتظارشون نخواهد بود ... اما کاش کشته نمی‌شد (چون طبق فیلمی که نشون داده شد ، زنده بود و با پای خودش داشتن می بردنش و فقط زخمی شده بود) و اسراری که توی سینش داشت رو برملا می‌کرد. کاش زنده می‌موند و از امام موسی صدر می‌گفت. کاش زنده می‌موند و از امتیازاتی که پشت پرده به آمریکا و غربی‌ها داده بود می‌گفت. کاش ... کاش ... کاش ...

جنازه خونین قذافی در میان انقلابیون

نکته‌ای که باعث بروز شک و تردید تو ماجرای کشته شدن قذافی میشه اینه که هنوز روایت صحیح و مستند و واحدی از نحوه مرگ معمر قذافی وجود نداره. از یک طرف فرمانده گروهی که قذافی را دستگیر کرده ، در گفتگو با شبکه الجزیره گفته که «قذافی در حفره ای در شهر سرت قرار داشت. او زنده دستگیر شد ، ولی به شدت از ناحیه دو پا و صورت زخمی شده بود و به دلیل شدت جراحات، جان خود را از دست داد.» از طرف دیگه هم نخست وزیر دولت انقلابیون لیبی گفته «قذافی درون یکی از لوله های کانال فاضلاب پنهان شده بود و در هنگام بازداشت، هیچ مقاومتی از خود نشان نداد. قذافی در هنگام جابه جایی ، از ناحیه بازوی راست خود زخمی شد و در  هیچ ناحیه دیگری، جراحتی نداشت. در هنگام حرکت خودروی حامل قذافی دستگیر شده ، تبادل آتش میان حامیان او و انقلابیون روی داد که قذافی در این درگیری ، از ناحیه سر مورد هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.» یک عده هم می‌گن که قذافی ، به خاطر جنایت‌هایی که مرتکب شده و کینه‌ای که انقلابیون مسلمان لیبی ازش داشتن ، توسط اونها کشته شده که این هم به نظر من نمی‌تونه درست باشه. چون از نظر اسلام (و مسلمآ انسانیت و عقل) ، کشتن اسیر (اونم زخمی) قبل از محاکمه و از روی احساسات ، حرامه و کار پسندیده‌ای نیست. تازه به قول کامران نجف‌زاده ، لیبیایی‌ها توی کنترل احساساتشون از اعراب منطقه (مثلآ عراقی‌ها) جلوترن و عقلانی‌تر عمل می‌کنن.

آخرین لباس سرهنگ
اینم آخرین لباسی که سرهنگ پوشید!!!

اما این وسط ، یه احتمال قوی دیگه هم وجود داره. اون هم اینه که نیروهای نفوذی و جاسوس کشورهای غربی و آمریکا بین انقلابیون لیبی ، باعث مرگ سرهنگ شدن تا نگذارند توی دادگاهش (که در اصل ، دادگاه غربی‌ها و آمریکا می‌بود) ، حرفی علیه منافعشون زده بشه و روابط خاص و عجیب غریب و جنایت‌هاشون با قذافی لو بره. درخصوص نیروهای نفوذی غربی و مهم بودن قذافی برای اونها ، همین بس که چند ماه پیش روزنامه دیلی تلگراف در پایگاه اینترنتی خودش ، رسمآ اعلام کرده که نیروهای ویژه انگلیسی که با لباس عربی در لیبی حضور دارند ، به انقلابیون در شکار قذافی کمک می کنند (متن خبر را اینجا بخوانید)
البته ناگفته نماند که کشته شدن قذافی به این شکل ، فقط و فقط به ضرر لیبیه. چون می‌تونه خشم طرفدارای سرهنگ رو شعله‌ورتر کنه و باعث بشه تا مدت‌ها نگذارن یه آب خوش از گلوی مردم لیبی پایین بره که در خوش‌بینانه‌ترین حالت به بمب‌گذاری و ترورهای هدفمند و کور و در بدبینانه‌ترین حالت ، حتی ممکنه منجر به ادامه پیدا کردن جنگ و یا بروز یه جنگ شدید داخلی دیگه بشه که این اتفاقات ، در نهایت باعث تضعیف حکومت انقلابی لیبی و وابستگی هرچه بیشتر اونا به آمریکا و کشورهای غربی میشه که این همون خواسته آمریکایی‌هاست ...

لینک مرتبط:
تحلیل حسین شریعتمداری در یادداشت امروز روزنامه کیهان درباره پشت پرده قتل قذافی

پی‌نوشت:
سلام. فردا (شنبه 30 مهر) ، روز دحوالارض هست. نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی‌القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد ، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت. همچنین در روایتی نیز آمده است که حضرت قائم (عج) ، در همین روز قیام خواهد کرد ... ‌(ان‌شاءالله) امیدوارم من رو هم از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید. یا علی!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  تحلیل،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 ساعت 09:49 قبل از ظهر توسط حیدر
چند صباحی از اون روز که یهو قرار شد بریم و با شور و شوق تو نصف روز وسایلمو جمع کردم می‌گذره. اونجا کار زیاد بود و اکثرآ هم روی ارتفاعات. از روستای قراویز و گیلانغرب گرفته تا سومار و میمک (تپه شهداء) و منطقه بکر و دست‌نخورده سارات. بچه‌ها هم به عشق شهدا و ملاقات با حضرت آقا ، انصافآ مردونه کار می‌کردن. چه روزها و شب‌هایی که عقب نیسان گذروندیم و خاطره شد ...

 
اینجا «سارات» هست. منطقه‌ای بکر و دست‌نخورده توی سومار (صفر مرزی) و نه کاروان‌های راهیان نور و نه هیچ‌کس دیگه بدون حکم تردد ، نمی‌تونه واردش بشه. اینجایی که دوستم نشسته ، تقریبآ آخرین نقطه این منطقه هست. اون سیاهی‌هایی هم که بعد از کوه‌ها می‌بینید ، منطقه مندلی عراقه که پیکر 96 نفر از شهدای عزیزمون اونجا جا مونده و عراق اجازه تفحص رو به ایران نمی‌ده ...

اما آدم که لیاقت نداشته باشه ، یک روز قبل اینکه بتونه مولاش رو ببینه ، بهش می‌گن باید وسایلتو جمع کنی و برگردی! به همین راحتی! حتی اگه قرار بوده باشه تا آخر ماجرا بمونی ... اینطوری میشه که به خودت ، ایمانت ، تقوات و خیلی چیزای دیگه شک می‌کنی و وقتی این اتفاق رو می‌گذاری کنار مسائل دیگه‌ای که توی زندگیت پیش اومده ، به این نتیجه می‌رسی که یک جای کارت اساسی می‌لنگه ...

پی‌نوشت 1:
سلام. بالاخره برگشتم. با اینکه یکسری چیزا رو اونجا از دست دادم و از همه مهمتر دلم رو جا گذاشتم ، اما افتخار می‌کنم چند وقت بین آدمایی زندگی کردم که توی ساده‌دلی و مرام و قناعت ، مثال زدنی هستن. افتخار می‌کنم تو هوایی نفس کشیدم که رهبرم ، ولی‌امرم ، عشقم هم نفس می‌کشید ...

پی‌نوشت 2:
واقعآ راست می‌گن که آدم‌ها تو سفر همدیگه رو بهتر می‌شناسن! من توی این سفر ، نظرم راجع به دوتا از دوستام ، 180 درجه تغییر کردم. انگار تازه شناختمشون!

بعدالتحریر:
از طرف می‌پرسم: «الان این کاری که می‌خوای انجام بدی ، غیرقانونیه دیگه؟» بهم جواب می‌ده: «نه بابا! غیرقانونی نیست. فقط خلاف بخش‌نامه است!!!»

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  دفاع مقدس،  حضرت آقا،  شهداء،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 شهریور 1390 ساعت 02:32 بعد از ظهر توسط حیدر

سلام. امروز سالروز تخریب قبور ائمه بقیع (ع) توسط وهابیت کثیفه. خدا ان‌شاءالله هرچه زودتر نابودشون کنه! نمی‌دونم چرا بعضی‌ها گیر دادن فقط برای ائمه (ع) حرم بسازن! بابا اون به موقعش! الان مسائل مهمتری از حرم ساختن پیش رومونه! مثل نابودی وهابیت و اونایی که خودشون خادمین حرمین شریفین می‌دونن و صهیونیسم جهانی. به نظر من ، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع (ع) و محرم و امثالهم ، بیشتر بهانه است تا ما سعی کنیم توی راه ائمه (ع) و خدا قدم بگذاریم و دلشونو خون نکنیم و از دشمنانشون برائت و بیزاری بجوییم و بغضشونو تو دلمون مدام تازه کنیم! حرم رو هم ان‌شاءالله با کمک آقامون می‌سازیم ...

بعدالتحریر:
خداوندا! تو را به خاطر نادیدنی‌های چشم محدودم شکر می‌کنم!
خداوندا! تو را به خاطر نادیدنی‌های قلب نامهربانم می‌پرستم!
خداوندا! تو را به خاطر داشتن نعمت مادری مهربان دوست می‌دارم!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  امام زمان (عج)،  دل نوشته،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 شهریور 1390 ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط حیدر

سلام. عید فطر رو تبریک عرض می‌کنم و مثل همیشه امیدوارم منو از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید. یا علی!

پی‌نوشت:
به دلایل شخصی حذف شد. لطفآ حساس نشید ...

بعدالتحریر:
سفره ماه رمضونم جمع شد و خیلی از ماها دوباره می‌شیم همون گرگ‌هایی که یک ماه پیش بودیم!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 ساعت 05:17 بعد از ظهر توسط حیدر

این كوچـه‌هـا مهتاب بـارانند ، با تو/ آرامـش مـاقبل طـوفـانند ، با تو
از "حمد" تا "والناس" را مرغان شبخوان/ در چارده تحریر می‌خوانند ، با تو
"انا الیه راجعون" مـی‌ریـزد از شـب/ آیـات رحـمان رو بـه پایانند ، با تو
ایـن قـوم خـواب‌آلود ، غیر از نـارفیقی/ رفـتار و كـرداری نمی‌دانند ، با تو
شرح غدیر و شام هجرت یادشان رفت/ هرچه محمد (ص) نهی كرد ، آنند با تو
در چـلچـراغ شـام نه ، در شمـع كـوفه/ عـدل و مـروت با تو تابانند ، با تو
حالا كه داری می‌روی مسجد ، ملائك/ "فزت برب‌الكعبه" می‌خوانند ، با تو

سلام. شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین علی (ع) رو به همه شیعیان جهان تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم همه بتونیم استفاده کاملی از این شب‌های عزیز و نورانی ببریم. من رو هم از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید ...

پی‌نوشت 1:
چشم به هم زدیم ، تموم شد! سفره ماه رمضون رو هم دارن جمع می‌کنن. به نظر شما ، چقدر تونستیم از این ماه پربرکت استفاده کنیم؟ چند نفر از ماها بعد از ماه مبارک ، یه آدم دیگه می‌شیم و این ماه رومون تأثیر بلندمدت خودشو می‌گذاره و این اثر تا چند وقت باهامونه؟ اصلآ اثری داشته یا فقط یک ماه به خودمون گرسنگی دادیم؟!

پی‌نوشت 2:
یا من یسمع انین الواهنین ، سبحانک انی کنت من الظالمین ...

پی‌نوشت 3:
بیماری همیشه بلا نیست؛ گاهی باید بیاد تا دل‌هایی رو كه فرسنگ‌ها از هم دور شدن ، به هم نزدیك كنه ...

بعدالتحریر:
گاهی پرستیدن عبادت نیست ، با اینکه سر رو مهر میزاری/ گاهی برای دیدن عشقت ، باید سر از رو مهر برداری ...

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  كلام خدا،  دل نوشته، 
(تعداد کل صفحات:9)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: