تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - مطالب مرداد 1390
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 ساعت 05:17 بعد از ظهر توسط حیدر

این كوچـه‌هـا مهتاب بـارانند ، با تو/ آرامـش مـاقبل طـوفـانند ، با تو
از "حمد" تا "والناس" را مرغان شبخوان/ در چارده تحریر می‌خوانند ، با تو
"انا الیه راجعون" مـی‌ریـزد از شـب/ آیـات رحـمان رو بـه پایانند ، با تو
ایـن قـوم خـواب‌آلود ، غیر از نـارفیقی/ رفـتار و كـرداری نمی‌دانند ، با تو
شرح غدیر و شام هجرت یادشان رفت/ هرچه محمد (ص) نهی كرد ، آنند با تو
در چـلچـراغ شـام نه ، در شمـع كـوفه/ عـدل و مـروت با تو تابانند ، با تو
حالا كه داری می‌روی مسجد ، ملائك/ "فزت برب‌الكعبه" می‌خوانند ، با تو

سلام. شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین علی (ع) رو به همه شیعیان جهان تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم همه بتونیم استفاده کاملی از این شب‌های عزیز و نورانی ببریم. من رو هم از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید ...

پی‌نوشت 1:
چشم به هم زدیم ، تموم شد! سفره ماه رمضون رو هم دارن جمع می‌کنن. به نظر شما ، چقدر تونستیم از این ماه پربرکت استفاده کنیم؟ چند نفر از ماها بعد از ماه مبارک ، یه آدم دیگه می‌شیم و این ماه رومون تأثیر بلندمدت خودشو می‌گذاره و این اثر تا چند وقت باهامونه؟ اصلآ اثری داشته یا فقط یک ماه به خودمون گرسنگی دادیم؟!

پی‌نوشت 2:
یا من یسمع انین الواهنین ، سبحانک انی کنت من الظالمین ...

پی‌نوشت 3:
بیماری همیشه بلا نیست؛ گاهی باید بیاد تا دل‌هایی رو كه فرسنگ‌ها از هم دور شدن ، به هم نزدیك كنه ...

بعدالتحریر:
گاهی پرستیدن عبادت نیست ، با اینکه سر رو مهر میزاری/ گاهی برای دیدن عشقت ، باید سر از رو مهر برداری ...

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  كلام خدا،  دل نوشته، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 مرداد 1390 ساعت 08:53 قبل از ظهر توسط حیدر

جـاده ماندسـت و مـن و ایـن سـر باقی مانده/ رمـقی نیست در ایـن پیکر باقی‌مانده
نخل‌ها بی‌سر و شط از گل و باران خالیست/ هیچکس نیست در این سنگر باقی‌مانده
گـرچه دست و دل و چشمـم هـمه آوار شده/ باز شرمـنده ام از این سر باقی‌مانده
پیـشكش بـاد به یـكـرنگی‌ات ای مـردترین/ آخـرین بـیـت در ایـن دفتـر بـاقی‌مانده
«تا ابـد مـردترین بـاش و علمـدار بمان/ با توام ای یل نام‌آور باقی‌مانده»

پی‌نوشت:
مبلغ بود در یکی از مراکز اسلامی لندن. عمرش را گذاشته بود روی این کار. تعریف می‌کرد که یک روز سوار تاکسی می‌شود و کرایه را می‌پردازد. راننده بقیه پول را که برمی‌گرداند ، 20 سنت اضافه‌تر می‌دهد. می‌گفت: چند دقیقه‌ای با خودم کلنجار رفتم که 20 سنت اضافه را برگردانم یا نه! آخر سر بر خودم پیروز شدم و 20 سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی!
گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیاده شدن ، راننده سرش را بیرون آورد و گفت: آقا از شما ممنونم. پرسیدم بابت چی؟ گفت: می‌خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم. اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید ، خواستم شما را امتحان کنم. با خودم شرط کردم اگر 20 سنت را پس دادید ، بیایم! فردا خدمت می‌رسم!
تعریف می‌کرد: تمام وجودم دگرگون شد و حالتی شبیه غش به من دست داد! من مشغول خودم بودم ، در حالی که داشتم تمام اسلام را به 20 سنت می‌فروختم ...
- سلام. متن تکان‌دهنده‌ای بود. خدا می‌دونه خود ما تاحالا چند بار و به چه قیمتی اسلام رو فروختیم!

پی‌نوشت بی‌ربط:
عاشق فیلم «مسافت سبز» هستم. n بار دیگه هم که تلوزیون پخش کنه ، بازم همون احساسی رو که اولین بار بعد از دیدنش بهم دست ، بهم دست می‌ده!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  حضرت آقا،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 02:42 بعد از ظهر توسط حیدر
میگه: "امید" رو می‌شناسی؟!
می‌گم: همون خواننده‌ه "ایرانی" که چند وقت توی "ا س ر ا ئ ی ل" ساکن بوده و حتی اونجا کنسرت هم اجرا کرده؟
میگه: آره. جدیدآ برای ماه رمضون ، یه "ربنا" خونده به چه قشنگی! یه آهنگ سنتی هم با موضوع "عشق به امام علی (ع)" خونده که واقعآ محشره!
می‌گم: خنده‌داره! طرف که وضعیت اخلاقیش با آهنگ‌هایی که خونده و کلیپ‌هایی که منتشر کرده مشخصه ، با سکونت توی "ا س ر ا ئ ی ل" و اجرای کنسرت اونجا هم که بحث برائت از کفار و مشرکینش معلوم شد ، دیگه شعر خوندنش درباره امام علی (ع) که نماد عملی "أشدّاء على الكفار ، رحماء بینهم" هست و ماه رمضون چیه؟ داره سر کی رو گول می‌ماله؟!

پی‌نوشت 1:
سلام. یکم دیره ، ولی حلول ماه رمضون رو به همه تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم بهره کافی از این ماه رو ببرید. درضمن من رو هم از دعای خیرتون بی‌نصیب نگذارید.

پی‌نوشت 2:

و ما به بنی‌اسرائیل در کتاب آسمانی اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد و برتری‌جویی بزرگی خواهید نمود. هنگانی که نخستین وعده فرا رسد ، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضد شما برمی‌انگیزیم تا شما را سخت درهم کوبند؛ حتی برای بدست آوردن مجرمان ، درون خانه‌ها را جستجو کنند؛ و این وعده‌ایست قطعی. سپس شما را بار دیگر بر آنها چیره می‌کنیم و شما را بوسیله اموال و فرزندان ، کمک خواهیم کرد و نفرات شما را بیشتر از دشمنتان قرار می‌دهیم. و به آنها گفتیم اگر نیکی کنید ، به خودتان نیکی می‌کنید و اگر بدی کنید ، باز هم به خود می‌کنید. و هنگامی که وعده آخر فرا رسد ، آنچنان دشمنتان بر شما سخت خواهد گرفت که آثار غم و اندوه در چهره شما ظاهر می‌شود و آنها داخل مسجدالاقصی می‌شوند؛ همانگونه که بار اول وارد شدند و آنچه را زیر سلطه خود می‌گیرند ، درهم کوبیده و نابود می‌کنند ...
*قرآن کریم ، سوره مبارکه اسراء ، آیات 4 الی 7

بعدالتحریر:
خدایا! کمک کن وعده آخرت رو با چشمان خودم ببینم ...

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: كلام خدا،  ویژه، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مرداد 1390 ساعت 04:18 قبل از ظهر توسط حیدر
سلام. کاش می‌شد به سبک رضا صادقی ، دنیا رو نگه داشت گفت: «آقا من دیگه بازی نمی‌کنم! می‌خوام پیاده شم!»
الان رسمآ دارم اعتراف می‌کنم کم آوردم. هرچقدر هم که نصیحت کنید و از اون حرفای روانشناسانه و مذهبی بزنید ، فایده نداره. چون دیگه بریدم! خسته شدم ، به ستوه اومدم ، احساس می‌کنم داره در حقم نامردی می‌شه! هرچی هم فکر می‌کنم تا دلیلشو بفهمم ، به جایی نمی‌رسم. بابا هرچیزی حدی داره ، هر آدمی یه ظرفیتی داره ، یه آستانه تحملی داره! به هرکسی هم که می‌گم ، میگه گیر در خودته! بابا ایهاالناس! یکی به من بگه این گیر لعنتی چیه تا یا رفعش کنم ، یا لااقل بفهمم مشکل از کجاست! به خدا دیگه بریدم تا سرحد آرزوی مرگ ...

بعدالتحریر:
نه چتر با خود داشتی ، نه روزنامه ، نه چمدان؛ عاشقت شدم! از کجا باید می‌فهمیدم مسافری؟!
*با این جمله خیلی حال کردم. از اینجا گرفتمش!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: دل نوشته،  ویژه، 
درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: