تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - پدر سبک بود ...
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 آذر 1390 ساعت 01:55 قبل از ظهر توسط حیدر
پدر کودک را بغل کرد و در آغوش گرفت.
کودک هم می‌خواست پدر را بلند کند و در آغوش بگیرد ؛ ولی نتوانست.
با خود گفت: حتمآ چند سال بعد می‌توانم!
بیست سال بعد ، پسر توانست پدر را بلند کند.
پدر سبک بود ؛ به سبکی یک پلاک و چند تکه استخوان ...



پی‌نوشت:
سلام. تو چشم برهم زدنی ، نصف دهه اول محرم تموم شد! من که انگار طلسم شدم! نمی‌دونم چم شده. امیدوارم زودتر به خودم بیام. دارم فرصت‌ها رو یکی یکی از دست می‌دم. دعام کنید رفقا!

پی‌نوشت بی‌ربط:
امیدوارم جمهوری اسلامی تو ادامه روابطش با روباه پیر ، یه تجدید نظر کلی و فوری داشه باشه!

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: دل نوشته،  شهداء،  دفاع مقدس،  تصویر، 
درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: