تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - شهید خواجویی ، رزمنده‌ای پیروز در جهاد اكبر
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ساعت 10:17 قبل از ظهر توسط حیدر
در این عکس ، شهید خواجوئی به خواب عمیقی فرو رفته و دوستانش به شوخی ، این برگه را روی سینه‌اش گذاشته‌اند ...!

مهرداد خواجوئی در سال 1348 به دنیا آمد؛ اهل تهران بود و در كوچه پس كوچه‌های این شهر بزرگ شد. مثل همه‌ی كودكان به آموختن علم پرداخت و در سال 1359 به كرمان رفت. علاقه‌ی شدیدی به علوم اسلامی و دینی داشت و به همین دلیل در سال 1362 وارد حوزه‌ی علمیه‌ی كرمان شد و با عشقی زایدالوصف به مطالعه پرداخت. خواجویی كه شوق لقاء حق را در سر داشت ، در همان سال به عضویت بسیج درآمد و در واحد اطلاعات عملیات لشكر 41 ثارالله (ع) به خدمت مشغول شد. مهرداد غواص ماهری بود و حتی در عملیات كربلای 4 به منظور شناسایی پل‌های عراقی ، دور جزیره‌ی ام‌الرصاص را بر خلاف جهت آب شنا كرد و موفق شد مواضع دشمن را شناسایی نماید.
خرداد سال 1367 مهرداد به آرزویش رسید. اصابت تركش خمپاره به سر و نخاع باعث شد تا خون سرخش بر خاك شلمچه بریزد و چند روز بعد در بیمارستانی در اهواز آسمانی شود. مهرداد در سنّ 19 سالگی به آسمان بیكران شهادت بال گشود و در بهشت زهرای (س) تهران آرام گرفت.

خاطره‌ای از شهید:
یكی از مربی‌های دانشكده سپاه را فرستاده بودند به قرارگاه سد دز تا كار با قطب‌نما را به بچه‌های واحد اطلاعات عملیات آموزش بدهد. جلسه آموزش كه تمام شد ، مهرداد به مربی گفت: من پنج - شش تا كار دیگه می‌تونم با قطب‌نما انجام بدهم. بعد هم كارهایی راكه توی مأمریت‌های شناسایی تجربه كرده بود و یاد گرفته بود،برای او توضیح داد.
عصر همان روز ، مربی رفته بود پیش مهرداد و از او خواسته بود مطالبی را كه صبح گفته بنویسد تا آنها را (از جمله تلفیق كار با قطب‌نما و ستاره‌شناسی) به نام خودش در دانشكده تدریس كند. مهرداد قبول نكرد چیزی بنویسد. دست آخر وقتی اصرار مربی و انكار مهرداد به جدال لفظی تبدیل شد ، حاضر شد چیزهایی را كه گفته بود برایش تكرار كند و مربی خودش بنویسد.
البته یك شرط هم گذاشت؛ آن هم اینكه جایی از مهرداد خواجویی نامی برده نشود.

پی‌نوشت:
سلام. فكر می‌كنید چند نفر از ماها می‌تونیم مثل این شهید ، نفسانیت رو زیر پاهامون لگدمال كنیم؟

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]


طبقه بندی: تصویر،  دفاع مقدس،  شهداء، 
درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: