تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - حكمت خدا
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1389 ساعت 02:33 قبل از ظهر توسط حیدر

ساعت 2:30 صبحه و من 8 صبح یه امتحان مهم دارم. به خاطر بی‌حوصلگی ، با خودم گفتم كه شب زود بخوابم تا ساعت 6 صبح بیدار بشم و درس بخونم (یه جورایی سر خودمو گول مالیدم!). ولی مگه خوابم می‌بره؟ تا حد مرگ خسته‌ام و خواب‌آلوده و دلواپس! دست و دلم به درس خوندن نمی‌ره. تا سرمو می‌گذارم روی بالش ، خواب از سرم می‌پره. یكم تو رختخواب غلط می‌زنم و بلند می‌شم. همین كه می‌شینم پای كامپیوتر ، دوباره خستگی و كسلی می‌افته تو جونم. مثل اینكه قرار نیست به امتحان برسم. چون با این وضعیت ، بعید می‌دونم حتی برای رفتن سر جلسه امتحان بیدار بشم ؛ چه برسه به درس خوندن! همیشه همینه. هروقت باید صبح خیلی زود بیدار بشم ، شب بی‌خود و بی‌جهت خوابم نمی‌بره. نمی‌دونم؛ لابد حكمتی داره. الله اعلم ...

پی‌نوشت:
سلام. چند وقته افتادم رو دور شكست. ولی این آخریه انصافآ ضربه سنگینی بود. خدا اساسی حالمو گرفت! یه چند روزی طول می‌كشه تا دوباره خودمو بازسازی كنم و فراموش كنم (هرچند فكر نكنم به این راحتی‌ها بشه فراموشش كرد). عذرمو بپذیرید اگه زیاد نیستم. یا علی!

اللهم انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین
[دعای ایوب پیامبر در زمان بروز سختی‌ها و بلایا]

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]



طبقه بندی: دل نوشته، 
درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: