تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی - تناقض
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مهر 1389 ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط حیدر

با سه نفر از دوستان رفته بودیم اطراف شهر. یه خانواده پرجمعیت هم اونطرف تر نشسته بودن. به نظر از اون خونواده های مذهبی و سنتی (که کل فامیل جمع میشن و با هم میرن بیرون) بودن. من و رفیقم رفتیم وضو بگیریم برای نماز که یکیشون سمت قبله رو از ما پرسید و همشون شروع کردن نماز خوندن.
حدود یک ساعت بعد ، یهو دیدیم ضبط ماشین به کار افتاد و یه خواننده زن با صدای بلند شروع کرد به خوندن و زن و مرد هم رفتن وسط شروع کردن به حرکات موزون! ما رو بگی .
دیدیم امر به معروف که تو این شرایط فایده و اثر نداره ، اینا هم که انگار نه انگار ما اونجاییم و یک ساعت پیش از ما جهت قبله رو پرسیده بودن ، بنابراین پاشدیم وسیله مسیله ها رو جمع کردیم و یا علی!

پی نوشت:
سلام. شرمنده یه چند روزیه وضعیتم زیاد مساعد نیست. شما ببخشید.
یه مسئله خیلی بزرگ پیش رومه. دعا کنید ختم به خیر بشه.

اللهم الرزقنی توفیق جهاد فی سبیلك ...
خدایا كمك كن تا انتقام سیلی حضرت زهرا (س) را بگیرم
[فقط همین]



طبقه بندی: دل نوشته، 
درباره وبلاگ

بسیجی‌ام

به امید ظهور پنجره‌ام

و بازمانده‌ی نسل هزاره‌ی حنجره‌ام

هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم

و جان نیمه تمامی که داشتم دارم

به همرهان که جفا می‌کنند می‌گویم

اگر چه گفته‌ام اکنون بلند می‌گویم

که تا به چشمه‌ی نور حیات روزنه‌ایست

تمام بود و نبودم فدای خامنه‌ایست ...

لوگوی حمایتی



نویسندگان
آخرین مطالب
دانش‌نامه مهدویت
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان هم‌راه
نظرسنجی
چقدر به صحت اخبار منتشر شده در رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی (بی‌بی‌سی و VOA و ...) اعتماد دارید؟












آمار سایت
بازدیدهای امروز: نفر
بازدیدهای دیروز: نفر
كل بازدیدها: نفر
بازدید این ماه: نفر
بازدید ماه قبل: نفر
تعداد نویسندگان: عدد
كل مطالب: عدد
آخرین بروز رسانی: