تبلیغات
یك وبلاگ مذهبی نظامی
به روایت لینك ...
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 بهمن 1391 ساعت 04:12 بعد از ظهر توسط حیدر
با عرض سلام خدمت همه دوستانی که شاید چند سال ، شاید چند ماه و یا حتی شاید چند روزه با این وبلاگ آشنا شدید و کم و بیش بهش سرمیزنید و مطالبش رو دنبال میکنید.
25 سال از زندگی من گذشته و من از 18 سالگی تا الان ، روزهای خیلی خیلی سخت و رنج آوری رو پشت سرگذاشتم. ماجراهایی تو زندگیم اتفاق افتاد که هرکدومش به تنهایی میتونه یه کتاب یا فیلم بشه (حالا دارم رو پیشنهاداتش فکر میکنم!). حسرت خیلی چیزا رو می خوردم! از اینکه بعضی ها چیزی رو راحت بدست میارن و قدرشو نمیدونن و من که در به در دنبالشم و بدستش نمیارم ، خیلی حرص میخوردم. مثل بچه ها هم مدام با خدا دعوا و قهر و آشتیم به راه بود! بعضی رفتارها و عادت هام هم بد بود. به خاطر جوونی و خامی و صدالبته روحیاتی که داشتم و دارم ، کارایی کردم که الان از بعضیهاشون خیلی پشیمونم. زندگی یکی دو نفرم خراب کردم که البته سریع چوبشو خوردم و امیدوارم خدا هم منو ببخشه!
اما تو این چند روز ، خوب نشستم با خودم فکر کردم و برنامه ریختم و تصمیم گرفتم زندگیمو از این وضعیت خارج کنم. شاید تا الان ، راه های اشتباه زیادی رو رفته باشم ، یا طرف مقابلم رو اشتباه گرفته بوده باشم، اما معتقدم این اتفاقات باید تو زندگیم می افتاد تا به اینجا برسم. البته هنوزم اول راهم ها! ولی فکر کنم با کمک خدا ، حداقل جادۀ درست رو پیدا کردم! البته ریکس قرار گرفتن تو این مسیر خیلی بالاست! ولی سعی میکنم با اضافه کردن به دانشم و متمرکز شدن روی کار و فکر کردن به هدفم و از همه مهمتر یاری خدا ، از پسش بربیام.
تو این سالها ، با حرفام دل خیلی ها رو شکستم و خیلی ها رو از خودم رنجوندم. امیدوارم هم اونا منو ببخشن و ازم بگذرن ، هم خدا! چون فکر کنم به اندازه کافی تو این دنیا تقاص پس دادم و چندتا موقعیت خیییییییییییلی خوبی که توی مشتم بود رو راحت از دست دادم. البته گاهآ مشکل از خودم هم بوده ها ، ولی ... بی خیال! در هر صورت ، این فصل از زندگی من هم تموم شد. یعنی خودم تمومش کردم. به عبارت دیگه میخوام بازیگرا ، داستان و حتی لوکیشن سریالم رو عوض کنم! برای همین قصد دارم تمام چیزهایی که من رو به هرطریقی به خاطرات ناخوشایند گذشته وصل میکنه ، از بین ببرم که متأسفانه یا خوشبختانه این وبلاگ هم جزو این پروسه است! البته این اتفاقات یکم زمان میبره و زمینه سازی میخواد! ولی اگه خدا بخواد ، این تغییرات حتمیه! چون دیگه هیچ امیدی وجود نداره که همین وضعیت رو ادامه بدم و به جایی که میخوام ب