وقتی که تمام شد عزا می‌آییم ... » [غزه] [شعر]

روزی که جهان پر از کبوتر می شد
از خون غروب ، شب معطر می شد
باران باران گلوله می افتاد و ...
جنگل جنگل شکوفه پر پر می شد

باران بهار ، رنگی از خون دارد
این خاک چقدر مرد مجنون دارد
یک روز مترسک به زمین خواهد خورد
در مزرعه ای که بوی زیتون دارد

دور از همه‌ی دورنگی و حاشیه ها
برهم زده شد تمامی فرضیه ها
غزه یکباره بوی پرواز گرفت
تاریخ رقم خورد در این ثانیه ها

این خاک ز سنگ‌های سجیل پر است
خون در دلمان به وسعت نیل پر است
با لشگر ابرهه اگر حمله کنند
باریکه‌ی غزه از ابابیل پر است

امسال محرمی دگر شد بر پا
جاری شده است نغمه‌ی واویلا
بایست که مقتلی دگر بنویسند
غزه‌ست کنون آینه‌ی کرب و بلا

وقتی که تمام شد عزا می آییم
فردا فردا فرداها می آییم
ای جلوه‌ی کربلای امروز زمین!
ای غزه ، پس از عاشورا می آییم!

یک بغض گرفته مسجد الاقصی را
زخمی کرده بال پرستوها را
اینها همه یک مشت طنابند چه باک؟
داریم عصای حضرت موسی را

بیهوده مگو که مرد میدان هستیم
وقتی که ز فریاد هراسان هستیم
در غزه برادرانمان را کشتند
انگار نه انگار مسلمان هستیم

در اول ماه غم دلم جا مانده
از قصه‌ی غزه غصه برجا مانده
فریاد که کیست تا مرا یار شود
یاران حسین! غزه تنها مانده

خون را تو حلال کرده ای ، کی هستی؟
آهنگ زوال کرده ای ، کی هستی؟
نابودی تو به یا حسینی بسته ست
اولمرت! خیال کرده ای کی هستی؟

با داغ برادر از درون می رقصید
در طرح مثلث جنون می رقصید
بی تابی کربلا تماشایی بود
آن روز که غزه غرق خون می رقصید

با گریه و زمزمه به غزه برویم
با ساقی علقمه به غزه برویم
این سال دگر محرم آخر ماست
با مهدی فاطمه به غزه برویم

با ترس سفر ، سینه زدن بیهوده است
آنسوی خطر سینه زدن بیهوده است
از سینه سپر کردن اگر می ترسی
شب تا به سحر ، سینه زدن بیهوده است

جز ماه حسین (ع) در جهان ماهی نیست
در سینه به جز خروشی و آهی نیست
دنبال حسین (ع) خود اگر آمده ای
جز جاده غزه - کربلا راهی نیست

تا سنگر غزه خالی از غیرت ماست
در هیئت دل ، سینه زنی باد هواست
گیسوی زنان غزه خون آلود است
یاران علی (ع) را چه شده؟ مرد کجاست؟

این سوی درختی به نسیمی افتاد
آن سوی پرنده ای ز بیمی افتاد
لالائی مادران به شیون آمیخت
پستانک خونین یتیمی افتاد

وقتی که تمام شد عزا می آییم
با اسلحه اشک و دعا می آییم
فعلا سرمان به کار هیئت گرم است!
غزه! تو صبور باش! ما می آییم!

شمریم اگر روز ستم خاموشیم
خون است اگر آب خنک می نوشیم
آن سوی جهان کرب و بلائی برپاست
ما هم دلمان خوش است مشکی پوشیم

در ماه عزا بیا حسینی باشیم
غزه شده کربلا حسینی باشیم
پیراهن مشکی نه! که پیراهن جنگ
باید پوشید تا حسینی باشیم

این خاک ز سنگ های سجیل پر است
خون در دلمان به وسعت نیل پر است
با لشگر ابرهه اگر حمله کنند
باریکه‌ی غزه از ابابیل پر است

افراشته ایم پرچم آقا را
تا پاک کنیم از ستم دنیا را
تا کی اینجا نشسته و گریه کنیم
بایست خبر کنیم دریاها را

برخیز که در عشق ، خطر باید کرد
در راه خدا سینه سپر باید کرد
از غزه صدای العطش می آید
یاران حسین (ع) را خبر باید کرد

بگذار بساط آه و واویلا را
خواهیم گرفت رخصت آقا را
آغشته به خون است محرم امسال
بایست به غزه برد هیئت ها را

در برکه‌ی چشم شوق دریا بنهد
با آمدنش داغ به دل ها بنهد
شاید امسال حضرت ثارالله (ع)
در غزه بجای کربلا پا بنهد

سرگرم عزا که فصل ماتم شده است
غافل از اینکه غزه پر غم شده است
هرچند هزار کشته افتاده ولی
گفتیم فقط ماه محرم شده است

عمریست به دنبال هدف می گردیم
لب تشنه به دنبال شرف می گردیم
از غزه بگویید که بی روح جهاد
ما حزب اللهیان تلف می گردیم

بر پیکر شیعه زخم نو افتاده
بر لب غزل (غزه برو) افتاده
تقویم دروغ گفته یا معجزه ایست؟!
عاشورا ده روز جلو افتاده

این سمت: دروغ و ظلم کشتار و فریب
آن سمت: تمام مردم غزه غریب
ای صاحب ذوالفقار خونخواه حسین (ع)
دیر است ، بیا! ألیس صبح بقریب؟

فرداست که با بهانه تان می آید
با دعوت ابلهانه تان می آید
حکام عرب! پس از فلسطین ، دشمن
با تانک درون خانه تان می آید

با رخت عزا به سویتان می آییم
اینجا ، آنجا ، به سویتان می آییم
هر قطره‌ی خونتان که افتد بر خاک
دریا دریا به سویتان می آییم

در ماه محرم از غم خود مستم
مانده نعش برادرم بر دستم
در عشق ، وطن نمی شناسد شیعه
من هم یکی از مردم غزه هستم

شب تا به سحر اگر که هیئت باشیم
در مدرسه آل محبت باشیم
حالا که صدای گریه غزه به پاست
بی غیرتی ماست که راحت باشیم

وقتی که بلای کربلا تازه شود
در غزه صدای ربنا تازه شود
یک قطره‌ی اشک در محرم کافیست
تا غزه به باران شما تازه شود

اکبر ، اصغر  ، حبیب و قاسم آمد
تا کرب و بلا لشگر عازم آمد
امروز هوای غزه قرمز شده است
انگار که وقت فجر قائم (عج) ، قائم آمد

از داغ حسین (ع) هرکه ماتم دارد
غزه غزه داغ مجسم دارد
تنها یک سطل آب با خود ببرید
فرعون زمانه نیل را کم دارد

آیه آیه کرب و بلا ... کرب و بلا
افتاده به روی خاک خونین ، شهداء
بر سر در کربلا نوشتند چنین:
امشب غزه‌ست وعده‌ی هیئت ما

هرچند که راه کربلا باریک است
از جاده‌ی غزه ، کربلا نزدیک است
بعد از مجلس چراغ ها روشن شد
ای سینه زنان! جهان ما تاریک است

اینجا همه بی پناه ، خونین ، عریان
آنجا همه ابلیس ، بیابان ، زندان
امشب همۀ ستاره ها می گریند
آژیر خطر ، غزه و موشک باران

هرچند که سبز و بی گناهی غزه!
مظلوم و غریب و بی پناهی غزه!
در خون تو نقش کربلا می بینیم
بدجور شبیه قتلگاهی غزه!

در آتش رگبار نمازش آن روز ...
زیبا شده بود رمز و رازش آن روز
انگار خبر داشت محرم شده است
غزه آمد به پیشوازش آن روز ...

هرچند جوانه بال و پر خواهد خواست
می گرید کودکی پدر خواهد خواست
با این همه سنگ ها مصمم هستند
یک روز دوباره غزه برخواهد خواست

وقت است که درد را مداوا برسد
جان بر لب شیعیان دنیا برسد
گوساله پرست ها مدرنیته شدند
از وادی طور کاش موسی (ع) برسد

پیوسته بلا پشت بلا می آید
سر از پی سر ، دست جدا می آید
ای دم زده از حسین (ع) از جا برخیز
از غزه شمیم کربلا می آید

از کرب و بلا نصیب دارد زیتون
زیبایی دلفریب دارد زیتون
انگار حسین (ع) وارد غزه شده‌ست
چندیست که عطر سیب دارد زیتون!

اینجا آنجا تمام دنیا غزه‌ست
انگار هوای کربلا با غزه‌ست
یاران عزادار! توجه بکنید
امسال محل هیئت ما غزه ست

منبع : بچه های قلم

نوشته شده توسط حیدر در سه شنبه 17 دی 1387 و ساعت 05:13 بعد از ظهر
غزه ای دیگر در همسایگی ما ... » [ویژه]


گوشه ای از جنایات یزدیان بر علیه شیعیان در پاراچنار

پاراچنار کجاست؟ همین جا! بغل گوش ما شهری در کشور همسایه‌مان یعنی پاکستان! مگر چه بر سرشان آمده که آن را مظلوم تر از غزه قلمداد کرده اند؟ در آنجا افراد شیعه را اسیر می‌گیرند و آنگاه آنان را مسله می‌کنند و آثار سینه‌زنی و زنجیرزنی را از بدن آن‌ها با قساوتی به سبک عبیدالله بن زیاد و حجاج بن یوسف ثقفی از بدنشان جدا می‌کنند و دست و پایشان را با اره و ساتور قطع می‌کنند و چرا آنان را سر می‌برند؟ آیا این اعمال یزیدی دلیلی جز بغض اهل بیت (علیهم السلام) دارد؟
حدود یکسال است که محاصره پاراچنار تنگتر شده. به طوری که اصلآ آن را جزئی از پاکستان قلمداد نمی‌کنند. در این مدت بیش از 500 نفر به طور فجیعی به شهادت رسیده و هزاران نفر نیز به شدت زخمی شده اند. به علت محاصره روزانه 25 میلیون روپیه و حدود 2 هزار ماشین مسافربری آنان متوقف شده اند ، مردمش به شدت با كمبود مواد خوراکی مواجه هستند و حتی آرد و برنج با چند برابر قیمت هم یافت نمی‌شود و خسارت کشاورزی فراوانی به آنان وارد می‌شود.
تاکنون در چندین نوبت شیعیان بی‌دفاع ، تنها و بی‌سلاح توسط نواصب جدید و یزیدیان به شهادت رسیده‌اند. این گروه حتی به آمبولانس حامل بیماران و زنان هم رحم نکرده و در دو نوبت نیز دو عقب‌مانده ذهنی و بیمار روانی را ذبح کردند!
مردم پاراچنار از امکانات پزشکی محروم هستند و در مدت شش روز اخیر در مناطق «چکنه» ،«کراحیله» ، «پیوار» ، «شلوزان» ، «زیران» ، «کرمان» ، «پاراچمکنی» ، «احمد زئی» و «سمیر» از نبود امکانات پزشکی و دارو ، بیش از 14 کودک جان خود را از دست دادند.
این درحالی است که خبرهای مربوط به مرگ و میر کودکان از این منطقه محاصره شده به بیرون درز نمی‌کند و بسیاری از کودکان ، زنان و سالخوردگان در سکوت مرگبار رسانه‌ای و دیپلماتیک ، به دلیل سوء تغذیه از دنیا می‌روند. داروخانه‌ها از دارو خالی است و صاحبان داروخانه‌ها نیز می‌گویند که دو ماه قبل بیش از 20 میلیون روپیه [معادل 260 میلیون تومان] را به حساب دولت واریز کرده‌اند تا داروهایشان را از شهرهای دیگر با وسایل نقلیه‌ای مانند بالگرد و غیره به پاراچنار منتقل کنند. اما دولت پول را گرفته و دارو را تحویل نداده است. درحالی که در کشورهای دیگر ، دولت رأسآ کار امدادرسانی به چنین مناطقی را به عهده می گیرد. ولی در اینجا در برابر پول نیز کمکی به شیعیان رسانده نمی شود.
روزی نمی‌گذرد که طالبان و یزیدیان با محاصره خودروی شیعیان ، آنها را با اذیت و آزار فراوان به شهادت نرسانند. این افراد ، ابتدا شیعیان را مثله کرده و سپس مظلومانه سر آنها را از بدن جدا می کنند.
این جنایتکاران ، مردان را برهنه کرده و از آثار زنجیرزنی و سرخی سینه و یا از نماز خواندن آنها ، پی به شیعه بودن آنها برده و آنها را به بدترین نحو ممکن به شهادت می رسانند. «لایق حسین» شیعه مظلوم شانزده ساله پاراچناری از این دسته افراد بود که چندی پیش توسط سه نوجوان یزیدی مسلک ، ابتدا بینی و گوش ها و لب هایش و سپس دست ها و پاهایش با قمه بریده شده و آنگاه همانند سرور و سالارش حسین (ع) ، سر از بدنش جدا گردید.
در این میان آیت‌الله صافی‌گلپایگانی با محکوم کردن جنایت‌های انجام شده در فلسطین و غزه ، پاراچنار را مظلوم‌تر از غزه دانست و افزود: محاصره پاراچنار بدتر از غزه است و در آنجا ابتدا دست شیعیان ، بعد پا و سرشان را می‌برند و این همه جنایت انجام می‌دهند و از هیچ کس صدایی بلند نمی‌شود؛ این چه دنیا و چه جامعه بین‌الملل و چه قانونی است؟

منبع : وبلاگ صور اصرافیل

نوشته شده توسط حیدر در سه شنبه 17 دی 1387 و ساعت 02:58 بعد از ظهر
ما هم دلمان خوش است مشكی پوشیم ... » [دل نوشته] [غزه]

سلام. دلم خیلی گرفته! از همه بچه هیئتی‌هایی كه دم از امام حسین (ع) می‌زنن ، ولی برای یاراش تو غزه كاری نمی‌كنن! از همه بچه هیئتی‌هایی كه دم از حضرت علی‌اصغر (ع) و حضرت علی‌اكبر (ع) می‌زنن ، ولی علی‌اصغرها و علی‌اكبرهایی كه هر روز دارن تو غزه شهید می‌شن رو نمی‌بینن!‌ از همه بچه هیئتی‌هایی كه دم از حضرت زینب (س) می‌زنن ، اما زینب‌های غزه رو نمی‌بینن! از همه بچه هیئتی‌هایی كه دم از ولایتی بودن می‌زنن ، اما حكم جهاد آقا رو روی زمین گذاشتن و فقط بلدن برن تو هیئت برای تشنه شهید شدن امام حسین (ع) گریه كنن و سینه بزنن! بچه هیئتی‌هایی كه فقط بلدن خودشونو توجیه كنن و بگن كه آقا حكم جهاد صادر نكرده كه! یا حكم جهاد آقا رو فقط جنگیدن معنی كنن! آقا گفته كه هركس هر كاری از دستش برمیاد انجام بده! تازه گفته كه جهاد فكری و سیاسی هم یكی از شعبات وجوب حكم جهاد علیه كفار حربی و اشغالگران جنایت‌پیشه صهیونیستی است.  اتفاقآ غزه خودش تا دلت بخواد رزمنده داره! خیال می كنی امثال من و تو الان دارن از غزه دفاع می‌كنن و تانك‌ها و نیروهای اسرائیلی رو پشت سر هم می تركونن و اون 3 تا نظامی اسرائیلی رو اسیر كردن؟ نه برادر من! اونا تك‌تكشون رزمنده‌ان و به من و تو برای جنگیدن احتیاج ندارن! اونا درس واقعی رو از عاشورا و نهضت امام حسین (ع) گرفتن و دارن بهش عمل می كنن! ولی من و تو از واقعه عاشورا ، فقط تشنه شهید شدن امام حسین (ع) و یاراشو فهمیدیم! آقا گفته هركاری كه از دستتون برمیاد! یعنی چی؟! یعنی اگه هیچ كار هم كه نمی‌تونی انجام بدی ، تو تحصن‌ها و تجمع جلوی سفارتخونه‌ها و اعتراض‌های مردمی كه می‌تونی شركت كنی؟! تازه اگه این كار هم نمی تونی ، حداقل اگه سایت یا وبلاگی داری ، اوجا هم می تونی به حكم جهاد آقا لبیك بگی! یا كم كمش حداقل می‌تونی اخبارو پیگیری كنی و به بقیه اطلاع بدی! یا با چند نفر در رابطه با غزه صحبت كنی و اونارو در این‌باره توجیح كنی! بابا به خدا جهاد فقط جنگیدن نیست! نمی‌گم كلآ بی‌خیال جنگ شو! من خودم منتظرم كه زودتر شرایط محیا شه و برم! اما حالا كه شرایط رفتن محیا نیست ، نباید دست رو دست بگذاریم و خودمونو گول بزنیم! حرف آخر اینكه حسینی باش!

الهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلك ...

نوشته شده توسط حیدر در یکشنبه 15 دی 1387 و ساعت 11:32 بعد از ظهر
تصاویری از تحصن دانشجویان و طلاب سراسر كشور در فرودگاه مهرآباد تهران » [تصویر] [غزه]

سلام. كم و بیش مطلع شدین كه از دوشنبه هفته پیش با شروع حمله متجاوزانه اسرائیل به غزه و اعلام حكم جهاد توسط مقام معظم رهبری ، تحصنی توی فرودگاه مهرآباد تهران توسط دانشجویان و طلاب شهرهای مختلف كشور انجام شده كه هنوزم ادامه داره و هدفشون هم از این تحصن ، اعزام شدن به غزه و روی زمین نماندن حكم آقاست.


سردار حاج سعید قاسمی در جمعی تعدادی از دانشجویان


لطفآ برای مشاهده ادامه تصاویر ، به ادامه مطلب مراجعه كنید.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط حیدر در شنبه 14 دی 1387 و ساعت 05:37 بعد از ظهر
به یاد سردار بی نشان علی عاصمی » [دفاع مقدس]

13 دی ماه هر سال برای تخریب چی های دوران دفاع مقدس ، ترجیع بند عشق و فداکاری انسان نمونه ای چون سردار رشید اسلام شهید علیرضا عاصمی است. كسی که فقط پنج روز بعد از آغاز جنگ به دنیا پشت کرد و به جبهه رو نمود و تا لحظه دیدار از مجاهدت دست نکشید.
مجید جعفرآبادی از همسنگران شهید چنین می نویسد: مینی بوس ما در محوطه مهندسی رزمی لشگر ویژه پاسداران در خیابان طاق بستان باختران (کرمانشاه فعلی) آماده رفتن به جنوب بود. نیروها در حال روبوسی و خداحافظی با برادر علی بودند. کار که تمام شد نیروها سوار شدند. از ماشین پیاده شدم. از علی خواهش کردم پیش او بمانم ولی نپذیرفت. در راه در این فکر بودم که چرا علی نیامد و به جز 3 نفر کسی را با خودش نگه نداشت. اگر در جنوب عملیاتی در پیش نبود ، جاذبه علی و ارادت نیروها به او چنین چیزی را رقم نمی زد که او را ترک کنند... چند روز بعد در اردوگاه شهدای تخریب برای آمدن علی روز شماری و لحظه شماری می کردیم که خبرآوردند: «علی و آن سه نفر بال گشوده اند و چیزی از خود بر زمین نگذاشته اند.»

22 سال از آن روز گذشته و 22 بار در مثل این روزها ، برو بچه های اردوگاه شهدای تخریب به یاد فرمانده عزیز خود علیرضا عاصمی بر او سلام و صلوات نثار و خاطرات خوش و بی تکرار با او بودن را مرور می کنند. خاطره روی خندان و مهر و محبت و صلابت و آغوش گرمی که برای نیروها باز می کرد. علی سن زیادی نداشت. اما فرماندهی میدان دیده ، جراحت برداشته و مسلط بر کار بود که از روز پنجم جنگ پشت به دنیا و رو به جبهه ها کرد. جهاد خود را به عنوان نیروهای رزمی ساده در منطقه سوسنگرد آغاز کرد و به سرعت در جهات مختلف رشد نمود و فرماندهی گردان تخریب را بر عهده گرفت. شرکت در ده ها عملیات ، مجروح شدن مکرر که اوج آن در طریق القدس اتفاق افتاد و معجزه آسا حیات مادی دوباره یافت ، حماسه آفرینی های پی در پی که اوج آن در خیبر و بدر رخ داد و تربیت صدها نیروهای تخریبچی برای او دفتر اعمالی را رقم زد که خداوند او را در اوج عزت به جوار رحمت خود خواند و یاران و نیروهای خود همواره از او به بزرگی و رشادت و عزت یاد می کنند.

رسم است که درباره شهید کلام را شروع کنند و ادامه دهند. اما کمی هم با خود شهید سخن بگوییم. بسان سخن گفتن با خورشید در حالیکه سر را بلند کرده و نور و عظمت آن جز چند کلمه را برای ما نمی گذارد. بلکه به سان مانده در عمق چاهی که سر بلند کرده و جز کمی از حقایق بیرون چیزی را نه می بیند و نه درک می کند.
برادر علی! خیلی وقت است که روی ماه تو را ندیده ایم. حال و روزمان را هم که می بینی. کاش بودی و مثل آن سال ها و آن بحبوحه های مثل آتش جهنمی خیبر ، پشت و پناه نیروهای باقیمانده بودی. هیچ می دانی که شهادت تو بر ما خیلی گران بود؟ شیرازه گردان را از هم پاشید؟ در فراق تو وقتی در نمازخانه اردوگاه جمع شدیم همه ضجه زدند. چه آنکه سال ها تو را می شناخت و چه آنکه تو را یکبار بیشتر ندیده بود. راستی چه کرده بودی که اینقدر عزیز و دوست داشتنی بودی؟ آیا حق نداریم به آن سابقه و به این سرنوشت غبطه بخوریم؟
برادر علی! خیلی وقت است تو را ندیده ایم. معلوم هم نیست بیست سال دیگر یا کمی بیشتر و کمتر که ما هم بار سفر به آن دیار را خواهیم بست ، لیاقت دیدن شما و بالاتر از آن همنشینی با شما را داشته باشیم. اما ارادات و محبت به شما را نمی توان منکر شد. یاد تو در دل و جان بچه های تخریب کهنه شدنی نیست. هر وقت یاد از شهدای دیگر تخریب می شود نام شما هم برده می شود.
اینها حرف های تکراری از سر وظیفه نیست! اصلا مگر در بیست و دومین سالگرد شهادت نیازی به یادآوری خاطرات است؟ اما سخن از دل است و عرض احترام و ادب قلبی. تو بر این دیار و نظام حق داری و بر ما نیروهای تخریب چی حقی بیشتر. تو تنها یک فرمانده نظامی نبودی که حاکم بر دل های ما بودی! تو بودی که با جذبه ات ماه‌ها و سال‌ها ما را در اردوگاه نگه داشتی. خنثی کردن مین و پاکسازی میدان و انفجارات و معبر زنی چیزی نبود که ما دل به آنها ببندیم! ما دل به بندگان صالح خدا در گردان داده بودیم که تو در راس آنان بودی.

همه می گویند علی آدم را شیفته خود می کرد. او فرمانده در خط و خطر بود ، همیشه خندان بود و حتی با برادرش که در همین گردان به شهادت رسید ، مثل بقیه نیروها رفتار می کرد. من می گویم که حق این است که این کلمات ، حق علی عاصمی را ادا نمی کند که او دلداده امام (ره) بود و همه زندگی اش را نثار امام (ره) کرد. دلداده امام را چگونه با حرف و کلام معرفی کنیم؟ باید او را می دیدی تا این حقایق را درک می کردی.
برار علی! خوشا به سعادتت که به شهدای تخریب پیوستی و خوشا به آن شهدا که تو را در آخرین مراحل جنگ پذیرا شدند. راهی هست که ما را از بزم و حال و سرور خود خبردار کنید؟

حال خونیـن دلان کـه گویـد بـاز / وز فـلک خـون خم که جوید باز
شرمش از چشم می پرستان باد / نرگس مست اگر بروید باز

باید که در عظمت شما سر فرود آوریم و کلام مولا را در وصف شما بگوییم: «فحق لنا ان نظما الیهم و نغض الا یدی علی فراقهم»

یک دم گمان مبر ز خیال تو غافلم / نبشته و خموشم و خدا داند و دلم

منبع : خبرگزاری مهر

نوشته شده توسط حیدر در جمعه 13 دی 1387 و ساعت 10:00 قبل از ظهر
شمریم اگر ... » [غزه]

شـمـریـم اگـر روز سـتم خـامـوشیـم / نـنـگ اسـت اگـر آب خنـك مـی نـوشـیم
آن سوی جهان كربلایی برپاست / ما هم دلمان خوش است مشكی می پوشیم

نوشته شده توسط حیدر در چهارشنبه 11 دی 1387 و ساعت 11:12 بعد از ظهر
فوری / باغ سفارت انگلیس به تصرف دانشجویان درآمد. » [غزه]

ساعاتی پیش با اقدام دانشجویان معترض به جنایات اسرائیل باغ سفارت انگلیس به تصرف دانشجویان در آمد.
به گزارش تابناك پس از آنكه خیل دانشجویان معترض به جنایات اسرائیل به سوی دفتر حافظ منابع مصر هجوم برده و با دخالت ماموران انتظامی از این اقدام باز داشته شدند ، عده ای از دانشجویان با هجوم به باغ سفارت انگلیس در قلهك این باغ را به تصرف خود درآوردند. به گفته جمعی از دانشجویان مستقر در این باغ در حال حاضر 40 نفر از دانشجویان طیف های مختلف دانشگاهی در این باغ حضور داشته و نیروی انتظامی نیز سعی در بیرون كردن آنها از باغ سفارت دارد. نكته جالب توجه اینكه این دانشجویان در اولین اقدام ، پرچم كشور فلسطین را در باغ سفارت انگلیس به اهتزاز درآوردند.

نوشته شده توسط حیدر در چهارشنبه 11 دی 1387 و ساعت 12:48 قبل از ظهر
شركت در نظرسنجی » [عمومی]
سلام دوستان. لطفآ در نظرسنجی جدید وبلاگ شركت كنید. ممنون!

نوشته شده توسط حیدر در سه شنبه 10 دی 1387 و ساعت 12:51 قبل از ظهر
زیبایی های جانبازی! » [دفاع مقدس]

در سخت ترین شرایط و مشكلات ، یاد یك جانباز اعصاب و روان می افتم. یك روز در تاكسی ، حال این جانباز به هم می خورد و وظعیت نامناسبی به خود می گیرد. راننده تاكسی هم كه نمی داند وی جانباز است ، او را پیاده كرده و در گوشه خیابان رها می كند. مردم هم با تصور اینكه این فرد بیمار است ، دور او خط می كشند و در كنارش پول می ریزند. این جانباز وقتی حالش بهتر می شود و به هوش می آید ، با خود می گوید من كجا هستم؟! ناگهان یادش می افتد كه در تاكسی حالش به هم خورده است. به خط و پول ها نگاه می كند ، دستش را رو به آسمان می گیرد و می گوید: «اوستا كریم نوكرتیم!» من در سخت ترین شرایط یاد این لحظه می افتم. زیبایی های جانبازی همین است. قشنگی كار این است.
پیشانی و ساق پای افراد نابینا همیشه زخم است. بعضی اوقات به دلیل اینكه در را نیمه باز می گذارند ، پیشانیم دچار آسیب می شود و عینكم می شكند. ما باید عینك بزنیم. اولآ كه عینك باعث می شود كه چشم از گرد و غبار و حشرات حفظ شود. ضمن اینكه باید فكر مردمی كه مارا می بینند را نیز باشیم. هر سال 4 - 5 تا عینك می شكنم. می دانید كه مردم دوست دارند به ما كمك كنند. اما نمی دانند كه چگونه باید این كار را انجام دهند. مثلآ دست ما را می گیرند ، اما نمی گویند كه جلوی پایت سنگ ، جوی و یا پله است. به خدا گفتم من تحمل جانبازی را ندارم. شهیدم كن!

به نقل از امیر سرتیپ عباس طائفه ، جانباز 70 درصد

نوشته شده توسط حیدر در دوشنبه 9 دی 1387 و ساعت 07:00 بعد از ظهر
بیانیه نیروی مقاومت بسیج: بسیجیان آماده تشكیل ارتش جهان اسلام برای كمك به مردم غزه هستند. » [غزه]

نیروی مقاومت بسیج با انتشار بیانیه ای ضمن محكوم كردن جنایات رژیم اشغالگر قدس در غزه كه تاكنون منجر به شهادت بیش از 205 فلسطینی و زخمی شدن صدها تن دیگر شده است ، تأكید كرد: بسیجیان آماده تشكیل ارتش جهان اسلام برای كمك به مردم غزه هستند.
در بخشی از این بیانیه آمده است: دست تبهكار و خون آلود جنایتكاران سیه دل رژیم صهیونیستی اسرائیل ، امروز فاجعه ای بزرگ را در نوار غزه رقم زده است. جنایتی كه دل همه آزادیخواهان جهان را به درد می آورد. اینك وجدان های خفته باید بیدار شوند تا نگذارند كشتار بیرحمانه مردم مظلوم و بی دفاع غزه ، تبدیل به یك فاجعه جبران ناپذیر گردد.
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: این تجاوزگری ، یك جنایت پلید به شمار می رود و اگر امریكا و تعدادی از رهبران كشورهای اروپایی و عربی همپیمان با صهیونیست ها نبودند ، این عمب وحشیانه هرگز صورت نمی گرفت.
در ادامه این بیانیه آمده است: آنچه این روزها در سرزمین های اشغالی فلسطین و غزه قهرمان مشاهده می شود ، بیانگر به بار نشستن ندای مظلومیت و مقاومت فلسطینی ها و حزب الله لبنان در مقابل امپریالیسم جهانی به سركردگی امریكا است. مقاومت مردم فلسطین و غزه ، سرگذشت غمبار انسان هایی است كه دشنه جنایات خفاشان شب پرست صهیونیست را از روبرو و خنجر خیانت برخی از كشورهای عربی را از پشت بر پیكر رنجور و ستمدیده خود به همراه دارند.
در این بیانیه همچنین آمده است: بدون تردید تاریخ پرافتخار اسلام ، همواره شاهد و ناظر نبرد بی امان جبهه حق با محوریت خداوند و جبهه باطل به سركردگی شیطان و پیروانش بوده است. اینك اساسی ترین مسئله مسلمانان موحد ، عمل به وظیفه الهی خویش است و امروز و در این برهه خاص ، تكلیف مسلمانان هوشیاری و دشمن شناسی و مبارزه بی امان با استكبار و امریكای جهانخوار و فرزند نامشروعش اسرائیل غاصب است.
در بخش پایانی بیانیه نیروی مقاومت بسیج ، ضمن محكوم كردن مجدد جنایات رژیم غاصب اسرائیل آمده است: بسیجیان آماده هستند تا با تشكیل ارتش جهان اسلام ، به یاری مردم بی دفاع و مظلوم فلسطین و غزه شتافته و به وظیفه انسانی خود كه حمایت از مظلوم است عمل كنند.

حرف آخر: الهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلك ...

نوشته شده توسط حیدر در دوشنبه 9 دی 1387 و ساعت 03:32 بعد از ظهر
آخرین نوشته ها » [لیست کامل]
» وقتی که تمام شد عزا می‌آییم ...
» غزه ای دیگر در همسایگی ما ...
» ما هم دلمان خوش است مشكی پوشیم ...
» تصاویری از تحصن دانشجویان و طلاب سراسر كشور در فرودگاه مهرآباد تهران
» به یاد سردار بی نشان علی عاصمی
» شمریم اگر ...
» فوری / باغ سفارت انگلیس به تصرف دانشجویان درآمد.
» شركت در نظرسنجی
» زیبایی های جانبازی!
» بیانیه نیروی مقاومت بسیج: بسیجیان آماده تشكیل ارتش جهان اسلام برای كمك به مردم غزه هستند.
» غزه كربلاست ...
» پیام مهم مقام معظم رهبری به مناسبت فاجعه غزه
» فرمانده سپاه حفاظت هواپیمایی: قدرتمندترین گارد امنیت هوایی در جهان هستیم.
» یگان ویژه سایرت مَتکَل ارتش اسرائیل
» شب یلدا و شب تولد من!

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 ... - تعداد کل صفحات: 21